تفسیر نمونه

Surah الأنبياء, Verses 46–47, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

46وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّکَ لَیَقُولُنَّ یا وَیْلَنا إِنّا کُنّا ظالِمِینَ

47وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ إِنْ کانَ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل أَتَیْنا بِها وَ کَفى بِنا حاسِبِینَ

ترجمه:

46 ـ و اگر کمترین عذاب پروردگارت به آنان برسد، فریادشان بلند مى شود که: «اى واى بر ما! ما همگى ستمگر بودیم»!

47 ـ ما ترازوهاى عدل را در روز قیامت بر پا مى کنیم; پس به هیچ کس کمترین ستمى نمى شود! و اگر به مقدار سنگینى یک دانه خردل (کار نیک و بدى) باشد، ما آن را حاضر مى کنیم; و کافى است که ما حساب کننده باشیم.

تفسیر:

ترازوهاى عدل در قیامت

به دنبال آیات گذشته که حالت غرور و بیخبرى افراد بى ایمان را منعکس مى کرد، در نخستین آیه مورد بحث، مى گوید: «این بى خبران مغرور که در حالت نعمت و آرامش هرگز خدا را بنده نیستند اگر گوشه کوچک و ناچیزى از عذاب پروردگارت دامنشان را بگیرد، چنان متوحّش مى شوند که فریاد مى زنند: اى واى بر ما! ما همگى ظالم و ستمگر بودیم»! (وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّکَ لَیَقُولُنَّ یا وَیْلَنا إِنّا کُنّا ظالِمِینَ).

به گفته مفسران و ارباب لغت، واژه «نَفْحَة» به معنى چیز کم، یا نسیم ملایم مى باشد، گر چه این کلمه، غالباً در نسیم هاى رحمت و نعمت به کار مى رود، ولى در مورد عذاب نیز استعمال مى شود.(1)

به گفته تفسیر «کشاف» جمله «لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ...» سه تعبیر در بردارد که همه اشاره به ناچیزى و کمى است، تعبیر به «مَسّ»، و تعبیر به «نَفْحَة» (از نظر ماده لغت) و نیز از نظر وزن و صیغه.(2)

خلاصه این که: قرآن مى خواهد بگوید: این کوردلان، سالیان دراز است، سخنان پیامبر و منطق وحى را مى شنوند و در آنها کمترین اثرى نمى گذارد مگر آن زمان که تازیانه عذاب ـ هر چند خفیف و مختصر ـ بر پشت آنها نواخته شود که دست پاچه مى شوند و فریاد «إِنّا کُنّا ظالِمِینَ» را سر مى دهند، آیا باید تنها زیر تازیانه هاى عذاب، بیدار شوند؟

اما چه سود که این بیدارى اضطرارى هم به حال آنها سودى ندارد، و اگر طوفان عذاب فرو بنشیند و آرامش بیابند، باز هم همان راه و همان برنامه است.

* * *

آیه بعد، اشاره به حساب و جزاى دقیق و عادلانه قیامت مى کند تا افراد بى ایمان و ستمگر بدانند به فرض که عذاب این دنیا دامانشان را نگیرد مجازات آخرت، حتمى است، و دقیقاً تمام اعمالشان مورد محاسبه قرار مى گیرد.

مى فرماید: «ما ترازوهاى عدل را در روز قیامت نصب مى کنیم» (وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ).

«قِسْط»، گاه به معنى عدم تبعیض، و گاه به معنى عدالت به طور مطلق مى آید، و مناسب اینجا معنى دوم است.

جالب این که: «قِسْط» در اینجا به عنوان «صفت» براى «موازین» ذکر شده این ترازوهاى سنجش آن چنان دقیق و منظم اند که گوئى عین عدالت مى باشند.(3)

به همین دلیل، بلافاصله اضافه مى کند: «به هیچ کس در آنجا کمترین ظلم و ستمى نمى شود» (فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً).

نه از پاداش نیکوکاران چیزى کاسته مى شود، و نه به مجازات بدکاران افزوده مى گردد.

اما این نفى ظلم و ستم، مفهومش این نیست که در حساب دقت نمى شود، بلکه «اگر به مقدار سنگینى یک دانه خردل کار نیک و بدى باشد ما آن را حاضر مى سازیم» و مورد سنجش قرار مى دهیم (وَ إِنْ کانَ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل أَتَیْنا بِها).

«و همین قدر کافى است که ما حسابگر اعمال بندگان باشیم» (وَ کَفى بِنا حاسِبِینَ).

«خردل» گیاهى است که دانه هاى سیاه بسیار کوچکى دارد، و ضرب المثل در کوچکى و حقارت مى باشد.

نظیر این تعبیر، در جاى دیگر قرآن به عنوان: مِثْقالَ ذَرَّة: «سنگینى یک ذره» (یک مورچه بسیار کوچک یا یک جزء کوچک از خاک و غبار) آمده است.(4)

قابل توجه این که: در قرآن مجید در شش مورد، تعبیر به «مِثْقالَ ذَرَّة» و در دو مورد تعبیر به «مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل» شده است.

آیه فوق، با شش تعبیر مختلف، بر مسأله حساب و کتاب دقیق روز قیامت تأکید شده است.

کلمه «مَوازِین» آن هم به صورت جمع، پس از آن ذکر وصف «قِسْط» و به دنبال آن، تأکیدى بر نفى ظلم «فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ» و از آن پس ذکر کلمه «شَیْئاً» (هیچ چیز) و بعد مثال زدن به «دانه خردل» و سرانجام جمله «وَ کَفى بِنا حاسِبِینَ» (کافى است که ما حسابگر باشیم).

همه اینها دلیل بر آن است که حساب روز قیامت، فوق العاده دقیق و خالى از هر گونه ظلم و ستم مى باشد.

در این که منظور از ترازوى سنجش چیست؟ بعضى چنین پنداشته اند: در آنجا ترازوهائى همچون ترازوهاى این دنیا نصب مى شود، و به دنبال آن چنین فرض کرده اند: اعمال انسان در آنجا داراى سنگینى و وزن است، تا قابل توزین با آن ترازوها باشد.

ولى حق این است که «میزان» در اینجا به معنى «وسیله سنجش» است و مى دانیم هر چیزى وسیله سنجشى متناسب خود دارد، مثلاً «میزان الحراره» (گرما سنج) «میزان الهوا» (هواسنج) و میزان هاى دیگر، هر یک هماهنگ با موضوعى است که مى خواهند آن را به وسیله آن بسنجند.

در احادیث اسلامى مى خوانیم: میزان هاى سنجش در قیامت، پیامبران، امامان، پاکان و نیکانى هستند که در پرونده اعمالشان نقطه تاریکى وجود ندارد.(5)

در زیارت نامه امام امیر مؤمنان(علیه السلام) مى خوانیم: السَّلامُ عَلى مِیْزانِ الاْ َعْمالِ: «سلام بر میزان سنجش اعمال»!(6)

ذکر «مَوازِین» به صورت «جمع» (جمع میزان) نیز ممکن است اشاره به همین معنى باشد; چرا که مردان حق هر یک میزان سنجشى هستند براى اعمال انسان ها، به علاوه گر چه همه ممتازند ولى هر یک از آنها امتیاز ویژه اى دارند که در همان قسمت، الگو و مقیاس سنجش محسوب مى شوند.

و به تعبیر دیگر، هر کس به اندازه اى که با آنها شباهت دارد و از نظر صفات و اعمال با آن بزرگواران هماهنگ است به همان مقدار وزنش سنگین، و به هر نسبت دور و ناهماهنگ است، سبک وزن مى باشد.

* * *

1 و 2 ـ تفسیر «فخر رازى»، تفسیر «فى ظلال» و «مفردات راغب»، ذیل آیه مورد بحث، و ماده نفح ـ نفحة به معنى مرة و وحدة است.

3 ـ گر چه «مَوازِین» جمع، و «قِسْط» مفرد است، ولى در تقدیر «ذوات القسط» مى باشد (مجمع البیان، ذیل آیه مورد بحث).

4 ـ زلزله، آیه 7.

5 ـ «بحار الانوار»، جلد 7، صفحه 252 (چاپ جدید).

6 ـ توضیح و شرح بیشتر پیرامون این موضوع را در جلد ششم، صفحه 90 به بعد بیان کردیم.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=21&verse=46, text code 4f323e1f4a3a

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 04: surah 20 ayah 1 to surah 30 ayah 60, 243 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part04
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
243
Open the source