تفسیر نمونه

Surah الحج, Verses 34–35, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

34وَ لِکُلِّ أُمَّة جَعَلْنا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الأَنْعامِ فَإِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ

35الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصّابِرِینَ عَلى ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقِیمِی الصَّلاةِ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ

ترجمه:

34 ـ براى هر امتى قربانگاهى قرار دادیم، تا نام خدا را (به هنگام قربانى) بر چهار پایانى که به آنان روزى داده ایم ببرند، و خداى شما معبود واحدى است; در برابر (فرمان) او تسلیم شوید. و متواضعان و تسلیم شوندگان را بشارت ده.

35 ـ همانها که چون نام خدا برده مى شود، دل هایشان پر از خوف (پروردگار) مى گردد; و شکیبایان در برابر مصیبت هائى که به آنان مى رسد; و آنها که نماز را بر پا مى دارند، و از آنچه به آنان روزى داده ایم انفاق مى کنند.

تفسیر:

مخبتان را بشارت ده

در ارتباط با آیات گذشته، و از جمله دستور قربانى، ممکن است این سؤال پیش آید: این چگونه عبادتى است در اسلام تشریع شده که براى خدا و براى جلب رضاى او حیوانات را قربانى کنند، مگر خداوند نیاز به «قربانى» دارد؟

و آیا این کار در ادیان دیگر نیز بوده یا مخصوص مشرکان بوده است؟

قرآن براى روشن ساختن این مطلب در نخستین آیه مورد بحث، مى گوید: این منحصر به شما نیست که مراسم ذبح و قربانى براى خدا دارید «ما براى هر امتى قربانگاهى قرار دادیم تا نام خدا را بر چهار پایانى که به آنها روزى داده ایم ببرند» (وَ لِکُلِّ أُمَّة جَعَلْنا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّهِ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الأَنْعامِ).

«راغب» در «مفردات» مى گوید: «نُسُک» (بر وزن شتر) به معنى «عبادت» و «ناسک» به معنى «عابد» است، و مناسک حج یعنى مواقفى که این عبادت در آنجا انجام مى شود، یا به معنى خود این اعمال است.

ولى طبق گفته «طبرسى» در «مجمع البیان» و «ابوالفتوح رازى» در «روح الجنان» منسک (بر وزن منصب) طبق احتمالى، به معنى خصوص قربانى کردن از میان عبادات است.(7)

بنابراین «منسک» هر چند مفهوم عامى دارد که عبادات دیگر مخصوصاً مراسم حج را شامل مى شود، ولى در آیه مورد بحث، به قرینه لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللّهِ...: «تا نام خدا را بر آن ببرند» به معنى خصوص قربانى است.

به هر حال، مسأله «قربانى» همیشه سؤال انگیز بوده است، البته این سؤالات بیشتر به خاطر مسائل خرافى پیش مى آمد که با این عبادت آمیخته شده، مانند قربانى کردن مشرکان براى بت ها با برنامه هاى خاصى که داشتند، اما ذبح حیوان به نام خدا و براى جلب رضاى او که سمبلى براى آمادگى انسان براى فداکارى و قربانى شدن در راه او است، سپس استفاده کردن از گوشت آن براى اطعام فقراء و مانند آن امرى است، منطقى و کاملاً قابل درک.

و لذا در پایان آیه مى فرماید: «خداى شما معبود واحدى است» (و برنامه او هم برنامه واحدى است) (فَإِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ).

اکنون که چنین است: «در برابر فرمان او تسلیم شوید» (فَلَهُ أَسْلِمُوا).

«ومتواضعان در برابر فرمان هاى پروردگار را بشارت ده» (وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ).(8)

* * *

و در آیه بعد صفات «مخبتین» (تواضع کنندگان) را به چهار قسمت کرده که دو قسمت جنبه معنوى و روانى دارد، و دو قسمت جنبه جسمانى:

نخست مى گوید: «آنها کسانى هستند که وقتى نام خدا برده مى شود دل هایشان مملوّ از خوف پروردگار مى گردد» (الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ).

نه این که از غضب او بى جهت بترسند، و نه این که در رحمت او شک و تردید داشته باشند، بلکه این ترس به خاطر مسئولیت هائى است که بر دوش داشتند و شاید در انجام آن کوتاهى کرده اند، این ترس به خاطر درک مقام با عظمت خدا است که انسان در مقابل عظمت، خائف مى گردد.(9)

دیگر این که: «آنها در برابر حوادث دردناکى که در زندگیشان رخ مى دهد صبر و شکیبائى پیش مى گیرند» (وَ الصّابِرِینَ عَلى ما أَصابَهُمْ).

عظمت حادثه، هر قدر زیاد و ناراحتى آن هر قدر سنگین باشد، در برابر آن زانو نمى زنند، خونسردى خود را از دست نمى دهند، از میدان فرار نمى کنند، مأیوس نمى شوند، لب به کفران نمى گشایند، و خلاصه ایستادگى مى کنند، پیش مى روند و پیروز مى شوند.

سوم و چهارم این که: «آنها نماز را بر پا مى دارند و از آنچه به آنها روزى داده ایم انفاق مى کنند» (وَ الْمُقِیمِی الصَّلاةِ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ).

از یکسو، ارتباطشان با خالق جهان محکم است و از سوى دیگر، پیوندشان با خلق خدا مستحکم.  و از این توضیح به خوبى روشن مى شود که: مسأله اخبات و تسلیم و تواضع که از صفات ویژه مؤمنان است، تنها جنبه درونى ندارد بلکه باید آثار آن در همه اعمال ظاهر و آشکار شود.

* * *

1 ـ «حُنَفاء» و «غَیْرَ مُشْرِکِینَ» هر دو حال هستند از براى ضمیر «فَاجْتَنِبُوا» و «اِجْتَنِبُوا» در آیه قبل.

2 ـ «توحید صدوق»، صفحه 330.

3 ـ «تَخْطَفُهُ» از ماده «خطف» (بر وزن عطف) به معنى ربودن با سرعت است و «سَحِیق» به معنى دور و «سحوق» به درخت نخل بلند گفته مى شود که شاخه هاى آن تا نقطه هاى دور دست آسمان، پیشرفته است.

4 ـ از این نظر که باید میان «شرط» و «جزا» ارتباطى وجود داشته باشد و هر دو حکم، بر یک موضوع قرار گیرد، در آیه فوق محذوفى وجود دارد و در تقدیر چنین بوده: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَاِنَّ تَعْظِیْمِها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ».

این احتمال نیز قریب به نظر مى رسد که: جزا به کلى محذوف باشد و جمله «فَاِنَّها مِنْ تَقْوى» علتى است که جانشین معلول شده و در تقدیر چنین بوده: «وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللّهِ فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ فَاِنَّ تَعْظِیْمِها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ».

5 ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 7، صفحه 4448.

6 ـ تفسیر «کبیر فخر رازى»، جلد 23، صفحه 33.

7 ـ به همین جهت «نَسَکْتُ الشّاةَ» مفهومش این است که: گوسفند را ذبح کردم.

8 ـ «مُخْبِتِین» از ماده «اخبات» از ریشه «خبت» (بر وزن ثبت) گرفته شده که به معنى زمین صاف و وسیع است که انسان به راحتى در آن گام بر مى دارد، بعداً این ماده به معنى اطمینان و خضوع آمده; چرا که راه رفتن در چنین زمینى توأم با اطمینان است و زیر پاى راهروان خاضع و تسلیم!.

9 ـ در زمینه انگیزه هاى ترس و خوف از خدا در جلد هفتم، صفحه 86، ذیل آیه دوم سوره «انفال» مشروحاً بحث کرده ایم.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=22&verse=34, text code a7e05d7c30b4

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 04: surah 20 ayah 1 to surah 30 ayah 60, 243 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part04
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
243
Open the source