تفسیر نمونه

Surah آل عمران, Verses 181–182, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

شأن نزول:

در شأن نزول این آیه، که درباره توبیخ و سرزنش یهود نازل شده است، «ابن عباس» مى گوید: پیامبر(صلى الله علیه وآله) نامه اى به یهود «بنى قینقاع» نوشت و در طى آن، آنها را به انجام نماز، پرداخت زکات، و دادن قرض به خدا دعوت نمود.

منظور از قرض، انفاق در راه خدا است که براى تحریک حداکثر عواطف مردم از آن چنین تعبیر شده است.

فرستاده پیامبر(صلى الله علیه وآله) به خانه اى که مرکز تدریس مذهبى یهودیان بود و «بیت المدارس» نام داشت وارد شد، و نامه را به دست «فنحاص» دانشمند بزرگ یهود داد.

او پس از مطالعه نامه، با لحن استهزا آمیزى گفت: اگر سخنان شما راست باشد، باید گفت: خدا فقیر است و ما غنى و بى نیاز! زیرا اگر او فقیر نبود، از ما قرض نمى خواست! (اشاره به آیه «مَنْ ذَا الَّذِى یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً»).(1)

به علاوه محمّد(صلى الله علیه وآله) معتقد است، خدا شما را از رباخوارى نهى کرده، در حالى که خود او در برابر انفاق ها به شما وعده ربا و فزونى مى دهد! (اشاره به آیه «یُرْبِى الصَّدَقاتِ»).(2)

ولى بعداً «فنحاص» انکار کرد که چنین سخنانى را گفته باشد. در این موقع آیات فوق نازل گشت.(3)

تفسیر:

خدا فقیر و ما بى نیازیم!!

روى سخن این آیات با یهود است که خود را غنى و بى نیاز و خدا را فقیر و نیازمند مى شمردند، در آیه نخست مى فرماید: «خداوند سخن کفر آمیز آنان (یهود) که گفتند: خداوند فقیر است و ما غنى هستیم را شنید» (لَقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذینَ قالُوا إِنَّ اللّهَ فَقیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُ).

آنها حتى اگر در برابر مردم آن را انکار کنند، در پیشگاه خدا که همه سخنان را مى شنود قابل انکار نیست.

او حتى امواج صوتى فوق العاده ضعیف یا بسیار نیرومندى که گوش هاى آدمى از درک آن عاجز است را مى شنود.

بنابراین، انکار آنها بیهوده است سپس مى افزاید: نه تنها سخنان آنها را مى شنویم «بلکه همه آنها را مى نویسیم» (سَنَکْتُبُ ما قالُوا).

بدیهى است منظور از نوشتن، همانند نوشتن ما در صفحه کاغذ نیست، بلکه منظور نگاهدارى آثار عمل است که طبق قانون بقاى «انرژى ـ ماده» همواره در جهان باقى خواهد ماند، و حتى کتابت و نوشتن فرشتگان خداوند نیز نوعى نگاهدارى عمل است که از هر کتابتى بالاتر مى باشد.

سپس اضافه مى کند: نه تنها این سخن کفر آمیز آنها را مى نویسیم، «پیامبرانى را هم که به نا حق کشتند ثبت مى کنیم» (وَ قَتْلَهُمُ الأَنْبِیاءَ بِغَیْرِ حَقّ).

یعنى مبارزه جمعیت یهود و صف بندى آنها در برابر پیامبران، تازه نیست این نخستین بار نیست که یهود، پیامبرى را استهزا مى کنند.

آنها در طول تاریخ خود از این نوع جنایات فراوان دارند، جمعیتى که جرئت و جسارت را به جائى برساند که جمعى از پیامبران خدا را به قتل برساند، چه جاى تعجب که چنین سخنان کفرآمیزى را بر زبان جارى نکند؟!

ممکن است گفته شود: کشتن پیامبران، مربوط به یهودیان عصر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نبود ـ ولى همان طور که سابقاً هم گفته ایم ـ این نسبت به خاطر آن است که آنها به اعمال نیاکان خود راضى بودند، و به همین جهت، در مسئولیت آن، سهیم و شریک بوده اند.

اما ثبت و حفظ اعمال آنها بى جهت نیست، براى این است که روز رستاخیز آن را در برابر آنها قرار دهیم و «بگوئیم: اکنون نتیجه اعمال خود را به صورت عذاب سوزان بچشید» (وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریقِ).

* * *

پس از آن، در آیه بعد مى فرماید: «این عذاب دردناک (که هم اکنون، تلخى آن را مى چشید)، نتیجه اعمال خود شما است، این شما بودید که به خود ستم کردید، خدا هرگز به بندگان ستم نخواهد کرد» (ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدیکُمْ وَ أَنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّم لِلْعَبیدِ).

اصولاً اگر امثال شما جنایتکاران، مجازات اعمال خود را نبینند و در ردیف نیکوکاران قرار گیرند، این نهایت ظلم است و اگر خدا، چنین نکند ظلاّم: «بسیار ظلم کننده» خواهد بود.

در «نهج البلاغه» از على(علیه السلام) نقل شده که فرمود: وَ أَیْمُ اللّهِ ما کانَ قَوْمٌ قَطُّ فِی غَضِّ نِعْمَة مِنْ عَیْش فَزالَ عَنْهُمْ إِلاّ بِذُنُوب اجْتَرَحُوها لاِ َنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّم لِلْعَبِیدِ:

«به خدا سوگند، هیچ جمعیتى غرق نعمت نشدند سپس آن نعمت از آنها سلب نگردید، مگر به خاطر گناهانى که مرتکب شده بودند».(4)

سپس امام(علیه السلام) به همین جمله استناد کرده: لاِ َنَّ اللّهَ لَیْسَ بِظَلاّم لِلْعَبِیدِ: «زیرا خداوند به بندگان خود ستم نمى کند و از افراد شایسته سلب نعمت نمى نماید»!

این آیه از جمله آیاتى است که، از یک سو، مذهب جبریون را نفى مى کند و از سوى دیگر، اصل عدالت را، در مورد افعال خداوند تعمیم مى دهد.

توضیح این که: آیه فوق تصریح مى کند، هر گونه کیفر و پاداش از طرف خداوند به خاطر اعمالى است که مردم با اراده خودشان آن را انجام داده اند: ذلِکَ بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیْکُمْ: «این به خاطر کارهائى است که دست هاى شما آن را از پیش فرستاده است».(5)

از سوى دیگر، آیه فوق با صراحت مى گوید: «خداوند هیچ گاه ظلم نمى کند و قانون پاداش او بر محور عدالت مطلق دور مى زند» این همان چیزى است که «عدلیه» (قائلین به عدل، یعنى «شیعه» و جمعى از اهل تسنن که «معتزله» نام دارند) به آن معتقد هستند.

اما در برابر آنها، جمعى از اهل تسنن که «اشاعره» نامیده مى شوند، عقیده شگفت انگیزى دارند. آنها مى گویند:

«اصولاً ظلم درباره خدا تصور نمى شود، و هر کار که او انجام دهد عین عدالت است، حتى اگر تمام صالحان را به دوزخ و تمام ستمگران را به بهشت ببرد ظلمى نکرده است و هیچ کس نمى تواند، چون و چرا کند»!

آیه فوق، این گونه عقائد را به کلى طرد مى کند و مى گوید: اگر خداوند، افراد را بدون انجام کار خلاف، مجازات کند، «ظالم» بلکه «ظلاّم» خواهد بود.

واژه «ظلاّم»، صیغه مبالغه و به معنى بسیار ظلم کننده است، انتخاب این کلمه در اینجا با آن که خداوند کمترین ظلمى روا نمى دارد، شاید به خاطر این باشد که اگر او مردم را مجبور به کفر و گناه کند و انگیزه هاى کارهاى زشت را در آنان بیافریند و سپس آنها را به جرم اعمالى که جبراً انجام داده اند کیفر دهد، ظلم کوچکى انجام نداده، بلکه «ظلاّم» خواهد بود!

* * *

1 ـ حدید، آیه 11 ـ بقره، آیه 245.

2 ـ بقره، آیه 276.

3 ـ «اسباب النزول» واحدى، صفحه 88 و 89، مؤسسة الحلبى و شرکاه، 1388 هـ ق ـ تفسیر «روح البیان»، ذیل همین آیه ـ «مجمع البیان»، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «طبرى»، ذیل آیه مورد بحث ـ «بحار الانوار»، جلد 9، صفحه 73.

4 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 178، صفحه 256، انتشارات دار الهجرة.

5 ـ نسبت دادن اعمال آدمى به دست او به خاطر آن است که غالب کارها با دست انجام مى گیرد، و گر نه این حکم اختصاصى به اعمال دست ندارد. لذا در زبان فارسى هم، مى گوییم: فلان کار از دست فلان کس سر زد، در حالى که ممکن است، دست او هیچگونه دخالتى نداشته باشد.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=3&verse=181, text code a2cb4cc2d2d8

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-16
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
372
Open the source