تفسیر نمونه

Surah آل عمران, Verses 190–194, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

روشن ترین راه خداشناسى

آیات قرآن تنها براى خواندن نیست، بلکه براى فهم و درک مردم نازل شده و تلاوت و خواندن آیات، مقدمه اى است، براى اندیشیدن، لذا در آیه فوق نخست اشاره به عظمت آفرینش آسمان و زمین کرده، مى فرماید: «در آفرینش آسمان ها و زمین و آمد و شد شب و روز، نشانه هاى روشنى براى صاحبان خرد و اندیشمندان است» (إِنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لآَیات لاِ ُولِی الأَلْبابِ).(1)

و به این ترتیب، مردم را به اندیشه در این آفرینش بزرگ، جلب و جذب مى کند، تا هر کس به اندازه پیمانه استعداد و تفکرش از این اقیانوس بى کران سهمى ببرد و از سرچشمه صاف اسرار آفرینش، سیراب گردد.

به راستى، جهان آفرینش، و نقش هاى بدیع و طرح هاى زیبا و دل انگیز آن و نظامات خیره کننده اى که بر آنها حکومت مى کند کتاب فوق العاده بزرگى است که هر حرف و کلمه آن دلیل بسیار روشن، بر وجود و یکتائى آفریدگار جهان است.(2)

* * *

نقشه دلربا و شگفت انگیزى که، در گوشه و کنار این جهان و در پهنه هستى به چشم مى خورد، آن چنان قلوب صاحبان خرد را به خود جذب مى کند، که در جمیع حالات خود، چه ایستاده و چه نشسته و چه در حالى که در بستر آرمیده، و به پهلو خوابیده اند، به یاد پدید آورنده این نظام و اسرار شگرف آن مى باشند، لذا در آیه بعد مى فرماید:

«خردمندان آنها هستند که در حال قیام و قعود و آن گاه که بر پهلو خوابیده اند، خدا را یاد مى کنند و در اسرار خلقت آسمان ها و زمین مى اندیشند» (الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ).

یعنى همیشه و در همه حال، غرق این تفکر حیات بخشند.

در این آیه، نخست اشاره به «ذکر» و سپس اشاره به «فکر» شده است، یعنى تنها یادآورى خدا کافى نیست، آن گاه این یادآورى ثمرات ارزنده اى خواهد داشت که آمیخته با تفکر باشد، همان طور که تفکر در خلقت آسمان و زمین اگر آمیخته، با یاد خدا نباشد، نیز به جائى نمى رسد.

چه بسیارند دانشمندانى که در مطالعات فلکى خود و تفکر مربوط به خلقت کرات آسمانى، این نظام شگفت انگیز را مى بینند اما چون بیاد خدا نیستند، و عینک توحید بر چشم ندارند و از زاویه شناسائى مبدأ هستى به آنها نگاه نمى کنند، از آن نتیجه لازم تربیتى و انسانى را نمى گیرند. همانند کسى که غذائى مى خورد که تنها جسم او را قوى مى کند، و در تقویت اندیشه و فکر و روح او اثرى ندارد.

تفکر و اندیشه، در اسرار آفرینش آسمان ها و زمین به انسان آگاهى خاصى مى دهد، و نخستین اثر آن توجه به بیهوده نبودن خلقت است; زیرا جائى که انسان در هر موجود کوچکى، از این جهان بزرگ، هدفى مى بیند، آیا مى تواند باور کند مجموعه جهان، بى هدف باشد.

در ساختمان مخصوص اعضاى پیکر یک گیاه، هدف هاى روشنى مى بینیم، قلب انسان، حفره ها و دریچه هاى آن هر کدام برنامه و هدفى دارند، ساختمان طبقات چشم هر کدام به خاطر منظورى است، حتى مژه ها و ناخن ها هر یک، نقشى معین بر عهده دارند.

آیا ممکن است ذرات یک موجود، هر کدام داراى هدف خاصى باشد، اما مجموعه آن، مطلقاً هدفى نداشته باشد؟!

لذا خردمندان، با توجه به این حقیقت، همواره این زمزمه را سر مى دهند: «خداوندا! این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریدى» (رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً).

بار الها! این جهان بى نهایت بزرگ، و این نظام شگفت انگیز، همه روى حکمت، مصلحت و هدف صحیح آفریده شده اند، همگى نشانه وحدانیت تو است و تو از کردار عبث و بیهوده منزهى!

صاحبان عقل و خرد، پس از اعتراف به وجود هدف در آفرینش، بلافاصله به یاد آفرینش خود مى افتند و مى فهمند انسان که میوه این جهان هستى است، بیهوده آفریده نشده و هدفى جز تربیت و پرورش و تکامل وى در کار نبوده او تنها براى زندگى زودگذر و کم ارزش این جهان آفریده نشده است، بلکه سراى دیگر در پیش دارد که در آنجا پاداش و کیفر اعمال در برابر او قرار مى گیرد، و در این موقع است که متوجه مسئولیت هاى خود مى شوند، و از خدا تقاضاى توفیق انجام آنها را مى طلبند، تا از کیفر او در امان باشند و لذا مى گویند: خداوندا! «تو پاک و منزهى، ما را از عذاب آتش نگاهدار» (سُبْحانَکَ فَقِنا عَذابَ النّارِ).

* * *

اولوا الالباب با مطالعه و دقت در نظام جهان آفرینش با همان حال و هوا چنین ادامه مى دهند: «بار الها! هر که را تو (بر اثر اعمالش) به دوزخ افکنى، او را خوار و رسوا ساخته اى، و این گونه افراد ستمگر، یاورى ندارند» (رَبَّنا إِنَّکَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَ ما لِلظّالِمینَ مِنْ أَنْصار).

از این جمله استفاده مى شود، خردمندان بیش از آنچه از آتش دوزخ مى ترسند، از رسوائى وحشت دارند، و همین است حال افراد با شخصیت، آنها حاضرند همه گونه رنج و ناراحتى را تحمل کنند، اما حیثیت و آبروى آنها محفوظ بماند.

بنابراین، دردناک ترین عذاب رستاخیز، براى این دسته، همان رسوائى در پیشگاه خدا، و بندگان خدا است.

نکته نهفته در جمله «ما لِلظّالِمینَ مِنْ أَنْصار»این است که: خردمندان، پس از آشنائى با اهداف تربیتى انسان، به این حقیقت مى رسند که تنها وسیله پیروزى و نجات انسان، اعمال و کردار اوست، و بنابراین، افراد ستمگر نمى توانند یاورى داشته باشند; زیرا یاور اصلى که همان عمل پاک است را از دست داده اند.

و تکیه روى کلمه ظلم یا به خاطر اهمیت این گناه از میان گناهان است و یا به خاطر آن است که تمام گناهان بازگشت به ظلم و ستم بر خویشتن مى کند.

البته این آیه، منافاتى با مسأله «شفاعت» (به معنى صحیح) ندارد; زیرا همان طور که در بحث شفاعت گفتیم، شفاعت، نیاز به آمادگى خاصى در شفاعت شونده دارد، و این آمادگى، در پرتو پاره اى از اعمال نیک پیدا مى شود.

* * *

صاحبان عقل و خرد، پس از دریافت هدف آفرینش، به این نکته نیز متوجه مى شوند که این راه پر فراز و نشیب را هرگز نمى توانند بدون رهبران الهى بپیمایند.

به همین دلیل، همواره مترصد شنیدن صداى منادیان ایمان و راستین هستند که به محض شنیدن نخستین نداى آنها، به سرعت به سوى آنها بشتابند، و پس از کنجکاوى و بررسى لازم، دعوت آنها را پاسخ گویند، و با تمام وجود خود، ایمان آورند.

و در چنین حالى است که به پیشگاه پروردگار خود، عرض مى کنند: «بار الها! ما صداى، منادى توحید را شنیدیم که ما را به سوى ایمان دعوت مى کرد، که به پروردگار خود ایمان آورید و ما به دنبال آن ایمان آوردیم» (رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادی لِلاْ ِیمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنّا).

بار الها! اکنون که چنین است و ما با تمام وجود خود، ایمان آورده ایم، اما از آنجا که در معرض وزش طوفان هاى شدید غرائز گوناگون قرار داریم، گاهى لغزش هائى از ما سر مى زند و مرتکب گناهانى مى شویم، «خداوندا! ما را ببخش! گناهان ما را بیامرز! لغزش هاى ما را پوشیده دار و ما را با نیکان و در راه و رسم آنان، بمیران!» (رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کَفِّرْ عَنّا سَیِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ).

آنها آن چنان به اجتماع انسانى پیوسته اند و از تکروى و فردپرستى، بیزارند که از خدا مى خواهند نه تنها حیات و زندگى آنها با نیکان و پاکان باشد، که مرگ آنها، اعم از مرگ طبیعى یا شهادت در راه خدا، در جمع نیکان و با راه و رسم آنها صورت گیرد، که مردن در میان جمع بدان، مرگى مضاعف است.

در اینجا سؤالى پیش مى آید که با تقاضاى آمرزش گناهان، پوشیدن سیئات و بخشش آنها چه معنى دارد؟.

با توجه به سایر آیات قرآن پاسخ این سؤال روشن مى شود; زیرا از آیه 31 سوره «نساء»: اِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرُ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ: «اگر از گناهان کبیره دورى کنید ما سیئات شما را مى پوشانیم و از بین مى بریم» چنین استفاده مى شود که سیئات به گناهان صغیره گفته مى شود.

بنابراین، خردمندان نخست از خدا تقاضاى عفو از لغزش هاى بزرگ مى کنند و به دنبال آن تقاضاى از بین رفتن آثار گناهان صغیره دارند.

* * *

آنها در آخرین مرحله و پس از پیمودن راه توحید و ایمان به رستاخیز و اجابت دعوت پیامبران و انجام وظائف و مسئولیت هاى خویش از خداى خود تقاضا مى کنند و مى گویند اکنون که ما به پیمان خویش وفا کردیم «بار الها! آنچه را به وسیله پیامبران وعده و مژده دادى به ما مرحمت کن، و ما را در روز رستاخیز رسوا مگردان; زیرا تو هرگز از آنچه وعده مى دهى تخلف نمى کنى» (رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِکَ وَ لا تُخْزِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ).

تکیه کردن روى عنوان «رسوا نشدن» بار دیگر این حقیقت را تأکید مى کند که آنها به خاطر اهمیتى که براى شخصیت خویش قائلند، رسوائى را از دردناکترین مجازات ها مى دانند و لذا انگشت روى آن مى گذارند.

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده: «هر کسى را که کار مهمى پیش آید پنج بار بگوید: «رَبَّنا» خداوند او را از آنچه مى ترسد رهائى مى بخشد و به آنچه امید دارد نائل مى گرداند.

عرض کردند: چگونه پنج بار «رَبَّنا» بگوید؟

فرمود: این آیات را که مشتمل بر پنج «رَبَّنا» است بخواند و به دنبال آن اجابت پروردگار است; زیرا مى فرماید: «فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ...».(3)

نا گفته پیداست تأثیر واقعى و عمیق این آیات، در صورتى است که زبان انسان هماهنگ با دل و عمل انسان باشد.

مضمون آیات که طرز تفکر خردمندان و عشق و علاقه آنها را به خدا و توجه آنها را به مسئولیت ها و انجام اعمال نیک مى رساند، در جان آنها جایگزین شود.

و همان حال خضوع و خشوع را پیدا کنند که خردمندان با ایمان، به هنگام مناجات با خداى خود، پیدا مى کردند.

* * *

نکته:

اهمیت آیات

تمام آیات قرآن داراى اهمیت است; زیرا همگى کلام خداست، و براى تربیت و نجات بشریت نازل شده است، ولى در میان آنها بعضى درخشندگى خاصى دارد، از جمله پنج آیه فوق، از فرازهاى تکان دهنده قرآن است، که مجموعه اى از معارف دینى آمیخته با لحن لطیف مناجات و نیایش، در شکل یک نغمه آسمانى مى باشد، و لذا در احادیث و روایات، اهمیت خاصى به این آیات داده شده است.

«عطاء بن ابى ریاح» مى گوید: روزى نزد «عایشه» رفتم، از او پرسیدم: شگفت انگیزترین چیزى که در عمرت از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)، دیدى چه بود؟

گفت: کار پیامبر همه اش شگفت انگیز بود. ولى از همه عجیب تر این که: شبى از شب ها که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در منزل من بود، به استراحت پرداخت، هنوز آرام نگرفته بود، از جا برخاست، لباس پوشید، وضو گرفت و به نماز ایستاد. و آن قدر در حال نماز و در جذبه خاص الهى اشک ریخت، که جلو لباسش از اشک چشمش تر شد، سپس سر به سجده نهاد، و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد. و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود.

هنگامى که «بلال» او را به نماز صبح خواند، پیامبر را گریان دید.

عرض کرد: چرا چنین گریانید؟ شما که مشمول لطف خدا هستید؟

فرمود: أَ فَلا أَکُونُ لِلّهِ عَبْداً شَکُوراً: «آیا نباید بنده شکرگزار خدا باشم»؟ چرا نگریم؟ خداوند در شبى که گذشت، آیات تکان دهنده اى بر من نازل کرده است. و سپس شروع به خواندن پنج آیه فوق کرد. و در پایان فرمود: وَیْلٌ لِمَنْ قَرَأَها وَ لَمْ یَتَفَکَّرْ فِیْها: «واى به حال آن کس که آنها را بخواند و در آنها نیندیشد».(4)

جمله اخیر که افراد را با تأکید فراوان به تفکر ـ هنگام تلاوت این آیات ـ امر مى کند، در روایات متعددى با عبارات گوناگون نقل شده است.

در روایتى از على(علیه السلام) نقل شده که پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) هر گاه، براى نماز شب برمى خاست، نخست مسواک مى کرد، و سپس نظرى باسمان مى افکند، و این آیات را زمزمه مى نمود.(5)

در روایات اهل بیت(علیهم السلام) نیز دستور داده شده هر کس براى نماز شب برمى خیزد این آیات را تلاوت کند.(6)

«نوف بکّالى»، که از یاران خاص على(علیه السلام) بود، مى گوید: «شبى در خدمتش بودم، هنوز چشم مرا خواب نگرفته بود، دیدم امام(علیه السلام) برخاست، و شروع به خواندن این آیات کرده.

سپس مرا صدا زده، گفت: اى نوف! خوابى، یا بیدار؟

عرض کردم: بیدارم، و صحنه آسمان را تماشا مى کنم.

فرمود: خوشا آنان که آلودگى هاى زمین را نپذیرفتند و به این راه آسمان، پیش رفتند (از چهار دیوار عالم ماده بیرون پریدند و روح بلند آنها ملکوت آسمان ها را سیر مى کند)».(7)

* * *

1 ـ تعبیر به «أُولِی الأَلْبابِ» که در این آیه و چند آیه دیگر از قرآن مجید دیده مى شود، اشاره لطیفى است به صاحبان عقل; زیرا «لُبّ» در اصل، به معنى خالص هر چیزى است، و عصاره خالص وجود آدمى همان عقل و اندیشه و مغز او است.

2 ـ در معنى اختلاف شب و روز و اسرار آن در تفسیر آیه 164 سوره «بقره»، جلد اول تفسیر «نمونه»، بحث شده است، و براى توضیح بیشتر درباره برهان نظم که روشن ترین دلیل خداشناسى است به کتاب هاى: «آفریدگار جهان»، «معماى هستى»، «در جستجوى خدا» و «پیام قرآن»، جلد 1 و 2 مراجعه شود.

3 ـ «مستدرک الوسائل»، جلد 5، صفحه 219، چاپ آل البیت ـ تفسیر «قرطبى»، جلد 4، صفحه 318، مؤسسة التاریخ العربى، 1405 هـ ق ـ تفسیر «ثعالبى»، جلد 2، صفحه 154، دار احیاء التراث العربى، طبع اول، 1418 هـ ق.

4 ـ تفسیر «ابوالفتوح رازى»، جلد 5، صفحه 205، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، ذیل آیه مورد بحث ـ «صحیح ابن حبان»، جلد 2، صفحه 387، مؤسسة الرسالة، طبع دوم، 1414 هـ ق ـ «درّ المنثور»، جلد 2، صفحات 110 و 111، دار المعرفة، طبع اول، 1365 هـ ق ـ تفسیر «ابن کثیر»، جلد 1، صفحه 450، دار المعرفة، 1412 هـ ق.

5 ـ «نور الثقلین»، «مجمع البیان» و تفسیر «رازى»، ذیل آیه مورد بحث ـ تفسیر «ابو الفتوح رازى»، جلد 5، صفحه 205، بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، ذیل آیه مورد بحث.

6 ـ «نور الثقلین» و «مجمع البیان» ـ «وسائل الشیعه»، جلد 6، صفحه 35، چاپ آل البیت ـ «بحار الانوار»، جلد 79، صفحه 329 و جلد 84، صفحات 73، 187 و 314.

7 ـ «ارشاد القلوب»، جلد 1، صفحه 20، انتشارات شریف رضى، 1412 هـ ق ـ «بحار الانوار»، جلد 66، صفحه 276 و جلد 67، صفحات 316 و 319 (با تفاوت) ـ «نهج البلاغه»، صفحه 486، حکمت 104، انتشارات دار الهجرة.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=3&verse=190, text code 188d26059864

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-16
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
372
Open the source