تفسیر نمونه

Surah سبإ, Verses 15–17, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

15لَقَدْ کانَ لِسَبَإ فِی مَسْکَنِهِمْ آیَةٌ جَنَّتانِ عَنْ یَمِین وَ شِمال کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ

16فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَیْهِمْ جَنَّتَیْنِ ذَواتَیْ أُکُل خَمْط وَ أَثْل وَ شَیْء مِنْ سِدْر قَلِیل

17ذلِکَ جَزَیْناهُمْ بِما کَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِی إِلاَّ الْکَفُورَ

ترجمه:

15 ـ براى قوم «سبا» در محل سکونتشان نشانه اى (از قدرت الهى) بود: دو باغ (بزرگ و گسترده) از راست و چپ (رودخانه عظیم; و به آنها گفتیم:) از روزى پروردگارتان بخورید و شکر او را به جا آورید; شهرى است پاک و پاکیزه و پروردگارى آمرزنده (و مهربان)!

16 ـ اما آنها (از خدا) روى گردان شدند، و ما سیل ویرانگر را بر آنان فرستادیم، و دو باغ (پر برکت) شان را به دو باغ (بى ارزش) با میوه هاى تلخ و درختان شوره گز و اندکى درخت سدر مبدّل ساختیم.

17 ـ این کیفر را به خاطر کفرانشان به آنها دادیم; و آیا جز کفران کننده را کیفر مى دهیم؟!

تفسیر:

تمدن درخشانى که بر اثر کفران بر باد رفت!

بعد از بیان نعمتهاى مهمى که خداوند به داود(علیه السلام) و سلیمان(علیه السلام) ارزانى داشت، و قیام این دو پیامبر به وظیفه شکرگزارى، سخن از قوم دیگرى به میان مى آورد، که در نقطه مقابل آنها قرار داشتند، و شاید در همان زمان و یا کمى بعد از آن مى زیستند، قومى که خدا انواع نعمتها را به آنها بخشیده بود، ولى راه کفران را در پیش گرفتند، خدا نعمتهاى خود را از آنها سلب کرد، و چنان پراکنده و در به در، شدند که، ماجراى زندگى آنها درس عبرتى براى جهانیان شد، آنها قوم «سبأ» بودند.

قرآن مجید، سرگذشت عبرت انگیز آنها را ضمن پنج آیه بیان کرده، و به قسمت مهمى از جزئیات و خصوصیات زندگى آنها، در همین پنج آیه مختصر اشاره کرده است:

نخست مى گوید: «براى قوم سبأ در محل سکونتشان نشانه اى از قدرت الهى بود» (لَقَدْ کانَ لِسَبَإ فِی مَسْکَنِهِمْ آیَةٌ).

به طورى که خواهیم دید، این آیت بزرگ الهى، از اینجا سرچشمه مى گرفت، که قوم سبأ با استفاده از شرائط خاص مکانى، و چگونگى کوههاى اطراف آن منطقه، و هوش سرشار خدا داد، توانستند سیلابهایى را که جز ویرانى، نتیجه اى نداشت، در پشت سدى نیرومند، متمرکز کنند، و به وسیله آن کشورى بسیار آباد بسازند، چه آیت بزرگى که عامل ویرانى، تبدیل به مهمترین عامل عمران گردد؟

در این که: «سبأ» (بر وزن سبد) نام کیست؟ و چیست؟ در میان مورخان گفتگوست، ولى معروف این است: «سبأ» نام پدر اعراب «یمن» است، و طبق روایتى که از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) نقل شده: مردى بود به نام «سبأ» که ده فرزند از او متولد شد، و از هر کدام از آنها قبیله اى از قبائل عرب در آن سامان به وجود  آمدند.(1)

بعضى «سبأ» را نام سرزمین «یمن»، یا منطقه اى از آن دانسته اند، ظاهر قرآن مجید در داستان «سلیمان» و «هدهد» در سوره «نمل» نیز نشان مى دهد که «سبأ» نام مکانى بوده است، آنجا که مى گوید: وَ جِئْتُکَ مِنْ سَبَأ بِنَبَأ یَقِین: «من از سرزمین سبأ خبر قاطعى براى تو آوردم».(2)

در حالى که ظاهر آیه مورد بحث، این است که، «سبأ» قومى بوده اند، که در آن منطقه مى زیسته اند، زیرا ضمیر جمع مذکر (هم) به آنها باز گشته است.

ولى منافاتى میان این دو تفسیر نیست; زیرا ممکن است «سبأ» در ابتدا نام کسى بوده، سپس تمام فرزندان و قوم او به آن نام نامیده شده اند، و بعد این اسم به سرزمین آنها نیز اطلاق گردیده.

پس از آن قرآن به شرح این آیت الهى که در اختیار قوم سبأ قرار داشت، پرداخته چنین مى گوید: «دو باغ (بزرگ) بود از طرف راست و چپ» (جَنَّتانِ عَنْ یَمِین وَ شِمال).

ماجرا چنین بود که: قوم سبأ توانستند، با سد عظیمى که در میان کوههاى مهم آن ناحیه بر پا سازند، سیلابهاى فراوانى را که موجب ویرانى مى گشت، یا لااقل در بیابانها بیهوده تلف مى شد، در پشت آن سد عظیم ذخیره کنند، و با ایجاد دریچه هائى در سد، استفاده از آن مخزن عظیم آب را تحت کنترل خود قرار دهند، و به این ترتیب، سرزمینهاى وسیع و گسترده اى را زیر کشت در آورند.

اشکالى را که «فخر رازى» در اینجا نقل کرده، که: وجود دو باغ چیز مهمى نیست که به عنوان آیه از آن یاد شود، و سپس به پاسخ آن پرداخته، به نظر ما  اساساً قابل طرح نیست; چرا که آنها دو باغ ساده معمولى نبودند، بلکه یک رشته باغهاى به هم پیوسته در دو طرف نهر عظیمى بود که از آن سد بزرگ آبیارى مى شد، و به قدرى پر برکت بود که در تواریخ آمده: اگر کسى سبدى بر روى سر مى گذاشت، و در فصل میوه از زیر درختان عبور مى کرد، آن قدر میوه در آن مى ریخت که، بعد از مدت کوتاهى سبد پر مى شد!

آیا سیلابى که مایه خرابى است، این چنین مایه آبادانى شود، عجیب نیست؟ آیا این آیت بزرگ خداى محسوب نمى شود؟

علاوه بر همه اینها، امنیت فوق العاده اى بر آن سرزمین سایه افکن بود، که آن خود نیز از آیات حق محسوب مى شد، چنان که قرآن بعداً به آن اشاره خواهد کرد.

آن گاه مى افزاید: ما به آنها گفتیم: «از این روزى فراوان پروردگارتان بخورید و شکر او را به جا آورید» (کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ).

«شهرى است پاکیزه و پروردگارى آمرزنده مهربان» (بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ).(3)-(4)

این جمله کوتاه، مجموعه نعمتهاى مادى و معنوى را به زیباترین وجه منعکس ساخته، از نظر نعمتهاى مادى سرزمین پاک و پاکیزه داشتند، پاک از آلودگى هاى گوناگون، از دزدان و ظالمان، از آفات و بلاها، از خشکسالى و قحطى ، از ناامنى و وحشت، و حتى گفته مى شود از حشرات موذى نیز پاک  بود.

هوائى پاک و نسیمى فرح افزا داشت، و سرزمینى حاصلخیز و درختانى پر بار و اما از نظر نعمت معنوى، غفران خداوند شامل حال آنها بود، از تقصیر و کوتاهى آنها صرفنظر مى کرد، و آنها را مشمول عذاب و سرزمینشان را گرفتار بلا نمى ساخت.

* * *

اما این ناسپاس مردم، قدر این همه نعمت را ندانستند، از بوته آزمایش سالم بیرون نیامدند، راه کفران و اعراض را پیش گرفتند، و خداوند نیز آنها را سخت گوشمالى داد.

لذا، در آیه بعد مى فرماید: «آنها از خدا روى گردان شدند» (فَأَعْرَضُوا).

نعمتهاى خدا را ناچیز شمردند، عمران و آبادى و امنیت را ساده انگاشتند، از یاد حق غافل شدند، و مست نعمت گشتند، اغنیاء بر تهیدستان فخرفروشى کردند، و آنها را مزاحم حال خویش، پنداشتند که شرح آن در آیات بعد خواهد آمد.

اینجا بود که شلاق مجازات بر پیکر آنها نواخته شد، چنان که قرآن مى گوید: «ما سیل وحشتناک و بنیان کن را بر آنها فرستادیم» و سرزمین آباد آنها به ویرانه اى مبدل شد (فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ سَیْلَ الْعَرِمِ).

«عَرِم» در اصل از «عَرّامة» (بر وزن علاّمه) به معنى خشونت، کج خلقى و سختگیرى است، و توصیف سیلاب به آن، اشاره به شدت خشونت و ویرانگرى آن است، و تعبیر به «سَیْلَ الْعَرِم» به اصطلاح از قبیل اضافه موصوف به صفت است.

بعضى «عَرِم» را به معنى موشهاى صحرائى گرفته اند، که بر اثر رخنه در این  سدّ، مایه ویرانى آن شدند (مسأله نفوذ موشها در سدّ، گر چه قابل قبول است به طورى که بعداً شرح خواهیم داد، اما تعبیر آیه، تناسب چندانى با این معنى ندارد).

در «لسان العرب» براى ماده «عَرِم» معانى مختلفى دیده مى شود: از جمله: «سیلاب طاقت فرسا»، «موانعى که در میان دره ها براى مهار کردن آب» مى سازند، و همچنین موش بزرگ صحرائى.(5)

ولى، از همه مناسبتر همان معنى اول است، و در تفسیر «على بن ابراهیم» نیز روى آن تکیه شده است.

سپس قرآن وضع بازپسین این سرزمین را چنین توصیف مى کند: «ما دو باغ وسیع و پر نعمت آنها را به دو باغ بى ارزش، با میوه هاى تلخ و درختان بى مصرف شوره گز، و اندکى از درخت سدر مبدل ساختیم» (وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَیْهِمْ جَنَّتَیْنِ ذَواتَیْ أُکُل خَمْط وَ أَثْل وَ شَیْء مِنْ سِدْر قَلِیل).

«أُکُل» به معنى هر گونه ماده خوراکى است.

«خَمْط» (بر وزن عمد) به معنى گیاه تلخ است.

«أَثْل» (بر وزن اصل) به معنى درخت «شوره گز» است.

و به این ترتیب، به جاى آن همه درختان خرم و سرسبز، مشتى درخت بیابانى وحشى، و بسیار کم ارزش، که شاید مهمترین آنها همان درخت «سدر» بود، که آن هم به مقدار کم در میان آنها وجود داشت، باقى ماند (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل، که چه بر سر آنها و سرزمین آبادشان آمد!).

ممکن است بیان این سه نوع درخت، که در آن سرزمینِ ویران باقى ماند،   اشاره، به سه گروه مختلف بوده باشد، که بخشى از این درختان، زیانبخش، و بعضى بى مصرف، و بعضى بسیار کم منفعت بود.

* * *

در آیه بعد، به عنوان یک نتیجه گیرى، با صراحت مى گوید: «این مجازاتى بود که ما به خاطر کفرانشان قائل شدیم» (ذلِکَ جَزَیْناهُمْ بِما کَفَرُوا).

اما براى این که: تصور نشود، این سرنوشت، مخصوص این گروه بود، بلکه عمومیت آن، نسبت به همه کسانى که داراى اعمال مشابهى هستند، مسلم است، چنین مى افزاید: «آیا جز کفران کنندگان را به چنین مجازاتى گرفتار مى سازیم»؟ (وَ هَلْ نُجازِی إِلاَّ الْکَفُورَ).

این بود، فشرده اى از سرگذشت قوم «سبأ» که در آیات بعد به طور مشروحتر مطرح خواهد شد.

* * *

1 ـ «مجمع البیان»، ذیل آیات مورد بحث.

2 ـ نمل، آیه 22.

3 ـ «بَلْدَة» خبر مبتداى محذوفى است، و در تقدیر چنین است «هذِهِ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَ هذا رَبٌّ غَفُورٌ».

4 ـ آیا این پیام الهى به وسیله پیامبرانى که در میان آنها مبعوث شدند، ابلاغ شد، چنان که بعضى از مفسران گفته اند، یا این شرایط و احوال، یا زبان حال و درک عقل چنین پیامى را به آنها مى داد؟ هر دو ممکن است.

5 ـ «لسان العرب»، ماده «عرم».

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=34&verse=15, text code 7f82bdf87462

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 05: surah 31 ayah 1 to surah 43 ayah 89, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part05
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
236
Open the source