تفسیر نمونه

Surah النساء, Verses 41–42, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

گواهان رستاخیز

در تعقیب آیات گذشته که در مورد مجازات ها و پاداش هاى بدکاران و نیکوکاران بود، این آیه به مسأله شهود و گواهان رستاخیز اشاره کرده، مى گوید: «حال این افراد چگونه خواهد بود آن روز که براى هر امتى گواهى بر اعمال آنها مى آوریم و تو را گواه اینها قرار خواهیم داد» (فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّة بِشَهید وَ جِئْنا بِکَ عَلى هؤُلاءِ شَهیداً).

و به این ترتیب، علاوه بر گواهى اعضاى پیکر آدمى، و گواهى زمینى که بر آن زیست کرده، و گواهى فرشتگان خدا بر اعمال او، هر پیامبرى نیز گواه اعمال امت خویش است، و پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) که آخرین و بزرگ ترین پیامبر الهى است نیز گواه بر امت خود مى باشد.

بر این اساس، بدکاران با وجود این همه گواه، چگونه مى توانند حقیقتى را انکار کنند و خود را از کیفر اعمال خویش دور دارند؟!

نظیر این مضمون در چند آیه دیگر قرآن نیز آمده، از جمله آیه 143 سوره «بقره»، و 89 سوره «نحل»، و 78 سوره «حج».

اکنون این سؤال پیش مى آید: گواهى پیامبران نسبت به اعمال امت خویش چگونه خواهد بود؟

اگر کلمه «هؤلاء» اشاره به مسلمانان بوده باشد، همان طور که در تفسیر «مجمع البیان» آمده است، پاسخ این سؤال روشن خواهد بود; زیرا هر پیامبرى مادامى که در میان امت خویش مى باشد، شاهد و ناظر اعمال آنها است و بعد از آنها اوصیاء و جانشینان معصومشان، شاهد و ناظر اعمال امت خواهند بود، و لذا مى خوانیم که: مسیح(علیه السلام) در روز قیامت، در پاسخ سؤال پروردگار عرض مى کند:

ما قُلْتُ لَهُمْ اِلاّ ما أَمَرْتَنِى بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللّهَ رَبِّى وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیْداً مادُمتُ فِیْهِمْ فَلَمّا تَوَفَّیْتَنِى کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیْبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى کُلِّ شَىْء شَهِیْدٌ:

«پروردگارا! من به آنها جز آنچه دستور دادى نگفتم، به آنها گفتم: خداوندى را که پروردگار من و شما است عبادت کنید، و تا آن زمان که در میان آنها بودم شاهد و گواه اعمال آنها بودم، ولى هنگامى که مرا از میان آنها بازگرفتى خودت مراقب آنان بودى و تو بر هر چیز گواهى».(1)

ولى جمعى از مفسران احتمال داده اند: کلمه «هؤلاء» اشاره به گواهان امت هاى پیشین است، یعنى: اى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله)! تو را گواه همه گواهان و انبیاى گذشته قرار خواهیم داد، و در پاره اى از روایات نیز به همین تفسیر اشاره شده است.(2)

بنابراین، مفهوم آیه چنین خواهد شد: هر پیامبرى در حال حیات و ممات از طریق مشاهده باطنى و روحانى ناظر احوال تمام امت خویش خواهد بود و روح پاک پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نیز از همین راه ناظر همه امم پیشین و امت خویش مى باشد، و به این طریق آنها مى توانند نسبت به اعمال آنها گواهى دهند و حتى صلحاى امت و افراد نمونه پرهیزکار نیز ممکن است از چنین آگاهى برخوردار باشند.

مفهوم این بیان چنین مى شود که: روح پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) از آغاز خلقت آدم وجود داشته است; زیرا معنى شهود، آگاهى توأم با حضور است.

ولى این تفسیر، با آیه اى که درباره حضرت مسیح(علیه السلام) نقل شد، چندان سازگار نیست، چون آیه مزبور مى گوید: مسیح شاهد بر تمام امت خود نبود، بلکه ما دام الحیات شاهد بر آنها بود (دقت کنید).

اما اگر شهادت را به معنى شهادت عملى بگیریم، یعنى: «اعمال یک فرد نمونه مقیاس سنجش براى اعمال سایرین»، در این صورت تفسیر فوق خالى از اشکال خواهد بود; زیرا هر پیامبرى با صفات ممتازى که داشته مقیاس سنجش براى امت خویش محسوب مى شده، و خوبان و بدان امت را با شباهت و عدم شباهت به آنان مى توان شناخت.

و از آنجا که پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بزرگ ترین پیامبران الهى است، صفات و اعمال او مقیاس سنجش براى شخصیت تمام انبیاء خواهد شد.

تنها سؤالى که در اینجا باقى مى ماند این است که: شهادت به این معنى آمده است یا نه؟

ولى با توجه به این که اعمال، رفتار و افکار انسان هاى نمونه نیز عملاً گواهى مى دهد که یک انسان ممکن است تا این حدّ مقامات معنوى را طى کند، چنین معنائى زیاد بعید به نظر نمى رسد (دقت کنید).

* * *

در آیه بعد، به نتیجه اعمال آنها اشاره کرده، مى گوید: «در این هنگام که کافران و آنها که با فرستاده پروردگار به مخالفت برخاستند، دادگاه عدل خدا را مى بینند و شهود و گواهان غیر قابل انکارى در این دادگاه مشاهده مى کنند، آن چنان از کار خود پشیمان مى شوند که آرزو مى کنند کاش خاک بودند و با خاک هاى زمین یکسان مى شدند» (یَوْمَئِذ یَوَدُّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوّى بِهِمُ الأَرْضُ).

این تعبیر، همانند تعبیرى است که در آخرین آیه سوره «نبأ» مى خوانیم: وَ یَقُولُ الْکافِرُ یا لَیْتَنِى کُنْتُ تُراباً: «در این هنگام کافر مى گوید: اى کاش خاک بودم»!

تعبیر به «تُسَوّى» اشاره به مطلب دیگرى نیز مى کند و آن این که کافران علاوه بر این که آرزو مى کنند خاک شوند، علاقه دارند که خاک ها و قبرهاى آنها هم در زمین گم شود و با زمین هاى اطراف یکسان گردد، و به کلى فراموش شوند!.

و «در این موقع است که آنها هیچ واقعیتى را نمى توانند کتمان کنند» (وَ لا یَکْتُمُونَ اللّهَ حَدیثاً); زیرا با آن همه شهود و گواهان، راهى براى انکار نیست.

البته این سخن هم منافاتى با آیات دیگر ندارد که مى گوید: بعضى از کافران در روز قیامت نیز حقایق را کتمان مى کنند و دروغ مى گویند;(3) چرا که دروغ گفتن آنها قبل از اقامه شهود و گواهان است، ولى بعد از آن که هیچ جاى انکار نمى ماند ناچار مى شوند که به همه حقایق اقرار کنند.

در یکى از خطبه هاى امیر مؤمنان(علیه السلام) آمده که فرمود: «روز رستاخیز خداوند بر دهان افراد، مهر خاموشى مى نهد، تا سخن نگویند و در این هنگام دست ها به سخن درمى آیند، پاها گواهى مى دهند و پوست هاى تن، اعمال خود را باز مى گویند و در این موقع هیچ کس نمى تواند واقعیتى را کتمان کند».(4)

بعضى از مفسران احتمال داده اند: منظور از «لا یَکْتُمُونَ اللّهَ حَدیثاً» این است که آنها آرزو مى کنند: اى کاش! در دنیا که بودند واقعیات را مخصوصاً درباره پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) کتمان نمى کردند.

بنابراین، جمله مزبور عطف بر جمله «لَوْ تُسَوّى بِهِمُ الأَرْضُ» مى شود، ولى این تفسیر با ظاهر «لا یَکْتُمُونَ» که فعل مضارع است سازگار نیست و اگر این معنى مراد بود باید گفته شود: «وَ لَمْ یَکْتُمُوا».

* * *

1 ـ مائده، آیه 117.

2 ـ به تفسیر «نور الثقلین»، جلد 1، صفحات 481 و 482، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ تفسیر «برهان»، جلد 2، صفحه 79، بنیاد بعثت، طبع اول، 1415 هـ ق و «بحار الانوار»، جلد 6، صفحه 233 و جلد 7، صفحه 313 و جلد 35، صفحه 389 مراجعه شود.

3 ـ مانند: آیات 22 و 23 سوره «انعام» و آیه 18 سوره «مجادله».

4 ـ تفسیر «نور الثقلین»، جلد 1، صفحه 482، مؤسسه اسماعیلیان، طبع چهارم، 1412 هـ ق ـ تفسیر «عیاشى»، جلد 1، صفحه 242، حدیث 133، چاپخانه علمیه تهران، 1380 هـ ق.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=4&verse=41, text code 607bd607878f

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 01: surah 1 ayah 1 to surah 4 ayah 176, 372 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-16
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part01
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
372
Open the source