تفسیر نمونه

Surah غافر, Verses 34–35, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

34وَ لَقَدْ جاءَکُمْ یُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَیِّناتِ فَما زِلْتُمْ فِی شَکّ مِمّا جاءَکُمْ بِهِ حَتّى إِذا هَلَکَ قُلْتُمْ لَنْ یَبْعَثَ اللّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولاً کَذلِکَ یُضِلُّ اللّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ

35الَّذِینَ یُجادِلُونَ فِی آیاتِ اللّهِ بِغَیْرِ سُلْطان أَتاهُمْ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ یَطْبَعُ اللّهُ عَلى کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّر جَبّار

ترجمه:

34 ـ پیش از این یوسف دلائل روشن براى شما آورد، ولى شما همچنان در آنچه او براى شما آورده بود، تردید داشتید; تا زمانى که از دنیا رفت، گفتید: هرگز خداوند بعد از او پیامبرى مبعوث نخواهد کرد! این گونه خداوند هر اسرافکار تردیدکننده اى را گمراه مى سازد!

35 ـ همانها که در آیات خدا بى آن که دلیلى برایشان آمده باشد، به مجادله برمى خیزند; (این کارشان) خشم عظیمى نزد خداوند و نزد آنان که ایمان آورده اند به بار مى آورد; این گونه خداوند بر دل هر متکبر جبّارى مهر مى نهد»!

تفسیر:

متکبران جبّار از درک صحیح محرومند

در این آیات، همچنان سخنان «مؤمن آل فرعون» ادامه مى یابد:

در یک بررسى اجمالى، در آیات گذشته و آینده، و آیات مورد بحث، چنین به نظر مى رسد که «مؤمن آل فرعون» براى نفوذ در قلب تیره فرعون و فرعونیان و زدودن زنگار کبر و کفر از آنها، سخنان خود را در پنج شکل و مقطع، مطرح کرد:

«مقطع اول»، سخنان دو جانبه و احتیاط آمیز، و دعوت آن قوم کافر طغیانگر به پرهیز از ضرر محتمل بود، دائر بر این که: «اگر موسى دروغ بگوید دامن خودش را مى گیرد، و اگر راست بگوید دامان ما را مى گیرد، بترسید و احتیاط را از دست ندهید».

در «مقطع دوم» آنها را به سیر و مطالعه در احوال اقوام پیشین دعوت مى کند، و از این که آنها نیز گرفتار چنان سرنوشت شومى شوند، آنها را بر حذر مى دارد.

در «مقطع سوم»، که در آیات مورد بحث مطرح شده، قسمتى از تاریخ خودشان را متذکر مى شود، تاریخى که چندان فاصله از آنها ندارد، و روابط و پیوندهاى آن به هم نخورده است، و آن مسأله نبوت «یوسف» است که از اجداد موسى(علیه السلام) بود، و طرز برخورد آنها با دعوت او را، مطرح مى کند.

در آیه اول مى گوید: «پیش از این، یوسف با دلائل روشن براى هدایت شما آمد» (وَ لَقَدْ جاءَکُمْ یُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَیِّناتِ).(1)

«اما شما همچنان در دعوت او شک و تردید داشتید» (فَما زِلْتُمْ فِی شَکّ مِمّا  جاءَکُمْ بِهِ).

نه از این جهت که دعوت او، پیچیدگى داشت، و نشانه ها و دلائل او کافى نبود، بلکه، به خاطر ادامه خودکامگى ها، سرسختى نشان دادید، و پیوسته اظهار شک و تردید نمودید.

سپس، براى این که خود را از هر گونه تعهد، و مسئولیت، خلاص کنید و به خودکامگى و هوسرانى خویش ادامه دهید، «هنگامى که یوسف از دنیا رفت، گفتید: هرگز خداوند بعد از او، رسولى مبعوث نخواهد کرد» (حَتّى إِذا هَلَکَ قُلْتُمْ لَنْ یَبْعَثَ اللّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولاً).

و به خاطر این روش نادرستتان، مشمول هدایت الهى نشدید، آرى، «این گونه خداوند هر اسراف کار تردیدکننده وسوسه گر را، گمراه مى کند» (کَذلِکَ یُضِلُّ اللّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ).

شما از یکسو، راه اسراف و تجاوز از حدود الهى را پیش گرفتید، و از سوى دیگر، در همه چیز شک و تردید و وسوسه نمودید، و این دو کار، سبب شد که خداوند دامنه لطفش را از شما بر گیرد، و شما را در وادى ضلالت، رها سازد، و جز این سرنوشتى در انتظارتان نبود.

اکنون، هم اگر در برابر دعوت موسى همان روش را پیش گیرید، و به بحث و تحقیق نپردازید، ممکن است او پیامبرى باشد از سوى خدا، اما نور هدایتش هرگز بر قلوب مستور و محجوب شما، نتابد.

* * *

آیه بعد، به معرفى «مسرفان مرتاب»، پرداخته مى گوید: «آنها کسانى هستند که در آیات الهى بدون این که دلیلى براى آنها آمده باشد، به مجادله برمى خیزند»  (الَّذِینَ یُجادِلُونَ فِی آیاتِ اللّهِ بِغَیْرِ سُلْطان أَتاهُمْ).(2)

بى آن که هیچ دلیل روشنى، از عقل و نقل، براى سخنان خود داشته باشند، در برابر آیات بیّنات الهى، موضعگیرى مى کنند، و با احتمالات نیش غولى و وسوسه هاى بى اساس، و بهانه جوئى ها، به مخالفت خود ادامه مى دهند.

سپس، براى نشان دادن زشتى این عمل، مى افزاید: «این گونه جدال بى اساس، در مقابل حق، خشم عظیمى نزد خداوند و نزد کسانى که ایمان آورده اند برمى انگیزد» (کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا).(3)

چرا که «جدال به باطل» و موضعگیرى بى دلیل و بى منطق، در برابر آیات الهى، هم مایه گمراهى مجادله کنندگان، و هم اسباب ضلالت دیگران است، نور حق را در محیط، خاموش مى کند، و پایه هاى حاکمیت باطل را محکم مى سازد.

و در پایان آیه به دلیل عدم تسلیم آنها در مقابل حق، اشاره کرده مى فرماید: «این گونه خداوند بر سراسر قلب هر متکبر جبارى، مهر مى نهد»! (کَذلِکَ یَطْبَعُ اللّهُ عَلى کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّر جَبّار).(4)

لجاجت ها و عناد در برابر حق، پرده اى ظلمانى بر فکر انسان مى اندازد و حس تشخیص را از او مى گیرد، کار به جائى مى رسد که قلب او، همچون یک  ظرف در بسته مهر شده، مى گردد که نه محتواى فاسد آن بیرون مى آید و نه محتواى صحیح و جانپرورى وارد آن، مى شود.

آرى، کسانى که به خاطر داشتن این دو صفت زشت «تکبّر و جبّاریت»، تصمیم گرفته اند در مقابل حق بایستند، و هیچ واقعیتى را پذیرا نشوند، خداوند روح حق طلبى را از آنها مى گیرد، آنچنان که حق در ذائقه آنها تلخ، و باطل شیرین مى آید.

«مؤمن آل فرعون»، با این بیانات کار خود را کرد، و چنان که از آیات بعد نیز استفاده مى شود، تصمیم فرعون را دائر بر قتل «موسى»(علیه السلام) متزلزل ساخت، و یا حداقل آن را به تأخیر انداخت، همان تأخیرى که سرانجام خطر را از موسى برطرف ساخت، و این رسالت بزرگى بود که این مرد هوشیار و شجاع در این مرحله حساس انجام داد، و چنان که بعداً خواهیم دید، احتمالاً جان خود را بر سر این کار نهاد.

* * *

1 ـ تنها موردى که در قرآن دلالت بر نبوت «یوسف» دارد این آیه است، هر چند در سوره «یوسف» نیز اشاراتى به این معنى هست، اما صراحتى ندارد.

2 ـ با این که «الّذین» بدل از «مسرف مرتاب» است و «مبدل منه» مفرد مى باشد بدل آن جمع آمده، زیرا نظر به فرد مشخص نیست، بلکه جنس است.

3 ـ فاعل «کَبُرَ» «الجِدال» است که از جمله قبلى استفاده مى شود، «مقتاً» «تمیز» مى باشد، بعضى از مفسران نیز احتمال داده اند که فاعل آن «مسرف مرتاب» بوده باشد، ولى معنى اول بهتر به نظر مى رسد.

4 ـ قابل توجه این که، در این آیه، «متکبر و جبار» به عنوان توصیف قلب ذکر شده (هر چند به صورت اضافه است) نه به عنوان توصیف شخص، اشاره به این که اصل، «کبر و جباریت» از قلب است، و از آن جاست که بر سراسر وجود انسان، سرایت مى کند و تمام اعضاء به رنگ تکبر و جباریت در مى آید.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=40&verse=34, text code 06e7d8d8d052

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 05: surah 31 ayah 1 to surah 43 ayah 89, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part05
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
236
Open the source