تفسیر نمونه

Surah الزخرف, Verses 57–62, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

57وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً إِذا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ

58وَ قالُوا أَ آلِهَتُنا خَیْرٌ أَمْ هُوَ ما ضَرَبُوهُ لَکَ إِلاّ جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ

59إِنْ هُوَ إِلاّ عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَیْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً لِبنى اسرائیل

60وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْکُمْ مَلائِکَةً فِی الْأَرْضِ یَخْلُفُونَ

61وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَةِ فَلا تَمْتَرُنَّ بِها وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ

62وَ لا یَصُدَّنَّکُمُ الشَّیْطانُ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ

ترجمه:

57 ـ و هنگامى که درباره فرزند مریم مَثَلى زده شد، ناگهان قوم تو به خاطر آن فریاد راه انداختند.

58 ـ و گفتند: «آیا خدایان ما بهترند یا او؟! (اگر معبودان ما در دوزخند، مسیح نیز در دوزخ است; چرا که معبود واقع شده)»! ولى آنها این مَثَل را جز از طریق جدال (و لجاج) براى تو نزدند; آنها گروهى کینه توز و پرخاشگرند.

59 ـ مسیح فقط بنده اى بود که ما نعمت به او بخشیدیم و او را نمونه و الگوئى براى بنى اسرائیل قرار دادیم.

60 ـ و هر گاه بخواهیم به جاى شما در زمین فرشتگانى قرار مى دهیم که جانشین (شما) گردند!

61 ـ و او [= مسیح] سبب آگاهى بر روز قیامت است. (زیرا نزول عیسى گواه نزدیکى رستاخیز است); هرگز در آن تردید نکنید; و از من پیروى کنید که این راه مستقیم است.

62 ـ و شیطان شما را (از راه خدا) باز ندارد، که او دشمن آشکار شما است.

شأن نزول:

در «سیره ابن هشام» چنین آمده است: رسول خدا(صلى الله علیه وآله) روزى با «ولید بن مغیره» در مسجد نشسته بود «نضر بن حارث» نیز آمد و در کنار آنها نشست، گروهى از سران قریش نیز در مجلس بودند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) با آنها سخن گفت، «نضر» به مقابله برخاست، پیامبر(صلى الله علیه وآله) با دلائل منطقى (پیرامون بطلان بت پرستى) او را محکوم ساخت، سپس این آیه را بر آنها خواند: إِنَّکُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ * لَوْ کانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَ کُلٌّ فِیها خالِدُونَ...: «شما و آنچه غیر خدا مى پرستید، هیزم جهنم خواهید بود; و همگى در آن وارد مى شوید. * اگر اینها خدایانى بودند، هرگز وارد آن نمى شدند! در حالى که همگى در آن جاودانه خواهند بود».(1)

بعد از این ماجرا پیامبر(صلى الله علیه وآله) از جا برخاست، و رفت، در این هنگام «عبداللّه بن زبعرى» آمد، و به آن جمع پیوست، «ولید» به «عبداللّه» گفت: «نضر بن حارث» در مقابل «محمّد»(صلى الله علیه وآله) درمانده شد، و پاسخى نداشت بدهد، محمّد(صلى الله علیه وآله)گمان مى کند ما و همه معبودهایمان هیزم دوزخیم!.

«عبداللّه» گفت: به خدا سوگند اگر من او را مى دیدم پاسخش را مى دادم، از او بپرسید آیا درست است که همه معبودان با عابدانشان در دوزخند؟ اگر چنین است، ما فرشتگان را مى پرستیم، و یهود «عزیر» را و نصارى «عیسى بن مریم» را (چه عیبى دارد که ما با فرشتگان و پیامبرانى چون «عزیر» و «مسیح» باشیم!).

این پاسخ براى «ولید» و کسانى که در مجلس بودند جالب آمد، و معتقد بودند که دلیل دندان شکنى است، این سخن را خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) گفتند، رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) فرمود: «آرى هر کس دوست داشته باشد که معبود واقع شود او هم با عابدانش در دوزخ خواهد بود، این بت پرستان در حقیقت شیاطین را مى پرستیدند، و هر چیز را که شیطان به آنها دستور مى داد».

اینجا بود که آیه شریفه: إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِکَ عَنْها مُبْعَدُونَ: «(اما) کسانى که از قبل، وعده نیک از ما به آنها داده شده =] مؤمنان صالح[ از آن دور نگاه داشته مى شوند» نازل شد(2) و نیز آیه: وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً إِذا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ(3) (آیه مورد بحث) نازل گردید.(4)

* * *

تفسیر:

کدام معبودان در دوزخند؟

این آیات که پیرامون مقام عبودیت حضرت مسیح(علیه السلام)، و نفى گفتار مشرکان درباره الوهیت او و بت ها سخن مى گوید، تکمیلى است براى بحث هائى که در آیات گذشته، پیرامون دعوت موسى(علیه السلام) و مبارزه او با بت پرستان فرعونى آمد، و هشدارى است به مشرکان عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و همه مشرکان جهان.

گر چه این آیات سربسته سخن مى گوید، ولى با قرائنى که در خود آیات و آیات دیگر قرآن وجود دارد، محتواى آن على رغم تفسیرهاى گوناگونى که مفسران ذکر کرده اند، پیچیده نیست.

نخست مى فرماید: «هنگامى که درباره فرزند مریم مثلى زده شد، ناگهان قوم تو از آن مى خندیدند و رویگردان مى شدند» (وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً إِذا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ).(5)

این مثل چه بوده؟ و چه کسى آن را در مورد عیسى بن مریم(علیه السلام) بیان کرده است؟

این همان سؤالى است که در پاسخ آن، میان مفسران گفتگو است، و کلید فهم تفسیر آیه نیز در آن نهفته است، دقت در آیات بعد روشن مى سازد که «مثل» از ناحیه مشرکان بوده، و در ارتباط با بت ها بیان شده است; زیرا در آیات بعد مى خوانیم: ما ضَرَبُوهُ لَکَ إِلاّ جَدَلاً: «ولى آنها این مَثَل را جز از طریق جدال (و لجاج) براى تو نزدند».

با توجه به این حقیقت، و آنچه در شأن نزول آمده، روشن مى شود که منظور از مثال همانست که مشرکان به عنوان استهزاء، به هنگام شنیدن آیه شریفه: إِنَّکُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ: «شما و آنچه غیر خدا مى پرستید، هیزم جهنم خواهید بود»(6) گفتند و آن این بود که «عیسى بن مریم»(علیه السلام) نیز معبود واقع شده و به حکم این آیه باید در دوزخ باشد، چه بهتر که ما و بت هایمان نیز همسایه عیسى(علیه السلام) باشیم! گفتند و خندیدند و مسخره کردند!

* * *

سپس: «گفتند: آیا خدایان ما بهتر است یا مسیح»؟! (وَ قالُوا أَ آلِهَتُنا خَیْرٌ أَمْ هُوَ).

هنگامى که او دوزخى باشد، خدایان ما که از او بالاتر نیستند!.

ولى، بدان آنها حقیقت را مى دانند «و این مثل را جز از روى جدال براى تو نزده اند» (ما ضَرَبُوهُ لَکَ إِلاّ جَدَلاً).

«بلکه آنها گروهى کینه توز و پرخاشگرند»، و براى جلوگیرى از حق، به باطل متوسل مى شوند (بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ).(7)

آنها به خوبى مى دانند تنها معبودانى وارد دوزخ مى شوند که راضى به عبادت عابدان خود بودند، همچون فرعون که آنها را به عبادت خود دعوت مى نمود، نه مانند مسیح(علیه السلام) که از عمل آنها بیزار بوده و هست.

* * *

بلکه «او فقط بنده اى بود که ما نعمت خود را بر او ارزانى داشتیم» و او را به نبوت و رهبرى خلق مبعوث کردیم (إِنْ هُوَ إِلاّ عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَیْهِ).

«و او را نمونه و الگوئى براى بنى اسرائیل قرار دادیم» (وَ جَعَلْناهُ مَثَلاً لِبنى اسرائیل).

تولدش از مادر، بدون پدر، آیتى از آیات خدا بود، سخن گفتنش در گاهواره آیت دیگر، و معجزاتش هر یک نشانه بارزى از عظمت خداوند و مقام نبوت او بود.

او در تمام عمرش به مقام عبودیت پروردگار اعتراف داشت، و همه را به عبودیت او دعوت کرد، و همان گونه که خودش مى گوید: «مادام که در میان امت بود، اجازه انحراف از مسیر توحید به کسى نداد»، بلکه خرافه الوهیت مسیح(علیه السلام)یا تثلیث را بعد از او به وجود آوردند.(8)

جالب این که در روایات متعددى که از طربق شیعه و اهل سنت نقل شده مى خوانیم: پیغمبر(صلى الله علیه وآله) به على(علیه السلام) فرمود: اِنَّ فِیْکَ مَثَلاً مِنْ عِیسى، اَحَبَّهُ قَوْمٌ فَهَلَکُوا فِیْهِ، وَ اَبْغَضَهُ قَوْمٌ فَهَلَکُوا فِیْهِ، فَقالَ الْمُنافِقُونَ اَ ما رَضِىَ لَهُ مَثَلاً اِلاّ عِیسى، فَنَزَلَتْ قَوْلُهُ تَعال وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً اِذا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ: «در تو نشانه اى از عیسى است، گروهى او را دوست داشتند (و آن چنان غلو کردند که خدایش خواندند) و به همین جهت هلاک شدند، و گروهى او را مبغوض داشتند (همچون یهود که کمر به قتلش بستند) آنها نیز هلاک شدند، (گروهى نیز تو را به مقام الوهیت مى رسانند، و گروهى کمر بر عداوتت مى بندند و هر دو دوزخى خواهند بود) هنگامى که منافقان این سخن را شنیدند از روى استهزاء گفتند: آیا مثال دیگرى براى او جز عیسى(علیه السلام) پیدا نکرد، در این هنگام بود که آیه فوق نازل شد: وَ لَمّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً...».

آنچه در بالا گفتیم، متن روایتى است که حافظ «ابوبکر بن مردویه» از علماى معروف اهل سنت در کتاب «مناقب» (طبق نقل کشف الغمه صفحه 95) آورده است.

همین مضمون را با تفاوت مختصرى، «میرمحمّد صالح کشفى ترمذى» در «مناقب مرتضوى» آورده.

جمعى دیگر از دانشمندان اهل سنت و علماى بزرگ شیعه، در کتاب هاى متعددى این ماجرا را گاه بدون ذکر آیه فوق، و گاه با ذکر آیه، نقل کرده اند.(9)

قرائن موجود در آیات، نشان مى دهد: این حدیث معروف، از قبیل تطبیق است نه شأن نزول، و به تعبیر دیگر شأن نزول آیه، همان داستان عیسى(علیه السلام) و گفتگوى مشرکان عرب و بت هاى آنها است، اما چون ماجرائى شبیه آن براى على(علیه السلام) بعد از آن گفتار تاریخى پیغمبر(صلى الله علیه وآله) روى داد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) این آیه را در اینجا تلاوت فرمود که این ماجرا از جهات مختلفى، همانند مصداق آن بود.

* * *

در آیه بعد براى این که توهم نکنند خدا نیازى به عبودیت و بندگى آنها دارد که اصرار بر ایمانشان مى کند، مى فرماید: «اگر ما بخواهیم، به جاى شما فرشتگانى در زمین قرار مى دهیم که جانشین شما باشند» (وَ لَوْ نَشاءُ لَجَعَلْنا مِنْکُمْ مَلائِکَةً فِی الْأَرْضِ یَخْلُفُونَ).

فرشتگانى که سر بر فرمان حق دارند، و جز اطاعت و بندگى او، کارى را نمى شناسند.

جمعى از مفسران تفسیر دیگرى براى آیه برگزیده اند که بر طبق آن مفهوم آیه چنین است: «اگر ما بخواهیم، فرزندان شما را فرشتگانى قرار مى دهیم که جانشین شما در زمین گردند».

بنابراین، تعجب نکنید که مسیح بدون پدر متولد گردد، خداوند حتى قادر است فرشته را که نوع جداگانه اى است از انسان بیافریند.(10)

و از آنجا که تولد فرشته از انسان چندان مناسب به نظر نمى رسد، بعضى از مفسران بزرگ، آن را به تولد فرشته صفتان، تفسیر کرده اند، و گفته اند: منظور این است: تعجب نکنید که بنده اى همچون مسیح(علیه السلام) قدرت بر زنده کردن مردگان و شفاى بیماران به فرمان خدا داشته باشد، و در عین حال بنده اى مخلص و مطیع فرمان او باشد، خدا مى تواند از فرزندان شما کسانى را بیافریند که تمام خلق و خوى فرشتگان را داشته باشند.(11)

ولى تفسیر اول از همه، با ظاهر آیه سازگارتر است، و این تفسیرها بعید به نظر مى رسد.(12)

* * *

آیه بعد، اشاره به یکى دیگر از ویژگى هاى حضرت مسیح(علیه السلام) است، مى فرماید: «او (عیسى) سبب آگاهى بر روز قیامت است» (وَ إِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَةِ).

یا از این جهت که تولد او بدون پدر، دلیلى است بر قدرت بى پایان خداوند، که مسأله زندگى بعد از مرگ در پرتو آن حل مى شود.

و یا از این نظر که نزول حضرت مسیح(علیه السلام) از آسمان طبق روایات متعدد اسلامى در آخر زمان صورت مى گیرد و دلیل بر نزدیک شدن قیام قیامت است.

«جابر بن عبداللّه» مى گوید: از پیامبر شنیدم مى فرمود: یَنْزِلُ عِیسَى بْنُ مَرْیَمَ فَیَقُولُ اَمِیْرُهُمْ تَعالِ صَلِّ بِنا، فَیَقُولُ: لا، اِنَّ بَعْضَکُمْ عَلى بَعْض اُمَراءُ تَکْرِمَةً مِنَ اللّهِ لِهذِهِ الاُمَّةِ: «عیسى نازل مى شود و امیر مسلمانان (منظور از این امیر حضرت مهدى (عج) است به طورى که از احادیث دیگر استفاده مى شود) مى گوید: بیا تا با تو نماز بگذاریم، مى گوید: نه، بعضى از شما امام و امیر بعض دیگرید، و این احترامى است که خدا براى این امت قائل شده (سپس مسیح(علیه السلام)به مهدى (عج) اقتدا مى کند)».(13)

در حدیث دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: کَیْفَ اَنْتُمْ اِذا نَزَلَ فِیْکُمُ ابْنُ مَرْیَمَ وَ اِمامُکُمْ مِنْکُمْ: «چگونه خواهید بود هنگامى که فرزند مریم در میان شما نازل شود در حالى که امام شما از خود شما است».(14)

به هر حال، اطلاق کلمه «علم» بر حضرت مسیح(علیه السلام)، یک نوع تأکید و مبالغه است، اشاره به این که نزول او حتماً از نشانه هاى رستاخیز است.

این احتمال نیز داده شده است که، مرجع ضمیر در «انه» به «قرآن» بازگردد که بر طبق آن معنى آیه چنین مى شود: «نزول قرآن به خاطر این که آخرین کتب آسمانى است دلیلى بر نزدیکى رستاخیز است، و از قیام قیامت خبر مى دهد».

ولى، محتواى آیات قبل و بعد، که درباره «عیسى»(علیه السلام) است تفسیر اول را تقویت مى کند.

به هر حال، به دنبال آن مى فرماید: قیام قیامت قطعى است، و وقوع آن نزدیک است «و هرگز شک و تردید از ناحیه آن به خود راه ندهید» ( فَلا تَمْتَرُنَّ بِها).

نه از نظر عقیده، و نه از نظر عمل، همچون غافلان از قیامت رفتار نکنید.

«و از من پیروى کنید که این راه مستقیم است» (وَ اتَّبِعُونِ هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ).

چه راهى از این مستقیم تر، که شما را از آینده خطرناکى که در پیش دارید با خبر مى سازد، و راه نجات از خطرات را در روز بعث، به شما نشان مى دهد؟

* * *

ولى شیطان، مى خواهد پیوسته شما را در غفلت و بى خبرى نگه دارد، به هوش باشید! «شیطان شما را از راه خدا و از توجه به سرنوشتتان در رستاخیز باز ندارد، چرا که او دشمن آشکارى براى شما است» (وَ لا یَصُدَّنَّکُمُ الشَّیْطانُ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ).

او عداوت و دشمنى خود را از روز نخست، یک بار به هنگام وسوسه پدر و مادرتان «آدم و حوا»، و اخراج آنها از بهشت نشان داد، و بار دیگر به هنگامى که سوگند یاد نمود: همه فرزندان آدم جز «مخلصین» را گمراه خواهد ساخت، چگونه در برابر چنین دشمن قسم خورده اى خاموش مى نشینید، و به او اجازه مى دهید: بر قلب و روح شما مسلط گردد، و با وسوسه هاى مداومش شما را از راه حق باز دارد؟!

* * *

1 ـ انبیاء، آیات 98 و 99.

2 ـ انبیاء، آیه 101.

3 ـ زخرف، آیه 57.

4 ـ «سیره ابن هشام»، جلد اول، صفحه 385 (با کمى تلخیص).

5 ـ «یَصِدُّون» از ماده «صد» (در صورتى که فعل مضارعش با کسر صاد بوده باشد) به معنى خندیدن و فریاد کشیدن و سر و صدا راه انداختن است (که معمولاً به هنگام استهزاء دست به دست هم مى دهند) (به لسان العرب ماده «صدد» مراجعه شود).

6 ـ انبیاء، آیه 98.

7 ـ «خَصِمُونَ» جمع «خَصِمْ» (بر وزن فطن) به معنى کسى است که بسیار خصومت و مجادله مى کند.

8 ـ در تفسیر آیات فوق احتمالات دیگرى داده اند که در مجموع هیچ کدام با محتواى آیات سازگار نیست: الف ـ بعضى گفته اند: منظور از «مثلى» که مشرکان زدند این است که: آنها بعد از ذکر مسیح(علیه السلام) و سرگذشت او در آیات قرآن گفتند: «محمّد»(صلى الله علیه وآله) زمینه سازى مى کند که ما را به عبودیت خود دعوت کند!

قرآن در مقام دفاع از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى گوید: نه مسیح مدعى الوهیت بود و نه او مدعى خواهد بود. ب ـ بعضى دیگر گفته اند: منظور از «مثل» در آیات فوق، تشبیهى است که خداوند در آیه 59 2

سوره «آل عمران» در مورد «مسیح و آدم» ذکر کرده آنجا که مى فرماید: إِنَّ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُراب ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ: «مثل عیسى در نزد خدا، همچون آدم است; که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: «موجود باش»! او هم فوراً موجود شد» (اگر عیسى بدون پدر متولد شد جاى تعجب نیست، آدم بدون پدر و مادر به فرمان خدا از خاک تولد یافت).

ج ـ بعضى دیگر احتمال داده اند: منظور از «مثل» گفتار مشرکان بود که مى گفتند: وقتى مسیحیان حضرت مسیح را پرستش کنند، معبودان ما که از او برترند چرا لایق پرستش نباشند؟

ولى، توجه در خصوصیاتى که در آیات فوق مطرح شده، نشان مى دهد که هیچ یک از این تفسیرهاى سه گانه درست نیست; زیرا آیات به خوبى نشان مى دهد که:

اولاً ـ «مثل» از ناحیه مشرکان بوده.

ثانیاً ـ مطلبى بوده است جنجال برانگیز، و از نظر آنها خنده دار.

ثالثاً ـ چیزى بوده که بر خلاف مقام عبودیت مسیح(علیه السلام) بوده است.

و رابعاً ـ هدف آنها را که جدال بر سر یک امر دروغین بوده است تأمین مى کرد، و این ویژگى ها تنها با تفسیرى که در متن گفتیم سازگار است نه با غیر آن.

9 ـ براى اطلاع بیشتر به کتاب «احقاق الحق»، جلد 3، صفحه 398 به بعد، و تفسیر «نور الثقلین»، جلد 4، صفحه 609 به بعد و تفسیر «مجمع البیان» ذیل آیات مورد بحث مراجعه فرمائید.

10 ـ تفسیر اول را «طبرسى» در «مجمع البیان» و «شیخ طوسى» در «تبیان»، جلد 29، صفحه 209، و «ابوالفتوح رازى» و بعضى دیگر برگزیده اند، اما تفسیر دوم را «قرطبى» و «فخر رازى» و «آلوسى» در «روح المعانى» و «زمخشرى» در «کشّاف» و «مراغى» به عنوان تنها معنى آیه یا یکى از دو معنى آیه نقل کرده اند.

11 ـ «المیزان»، جلد 18 ذیل آیه مورد بحث.

12 ـ مطابق تفسیر اول «من» براى «بدلیت» است، و بنا بر تفسیر دوم و سوم «من» «ابتدائیه» مى باشد.

13 ـ این حدیث را «مجمع البیان» از «صحیح مسلم» ذیل آیات مورد بحث نقل کرده است.

14 ـ «مجمع البیان» ذیل آیه مورد بحث، و تفسیر «روح المعانى»، جلد 25، صفحه 88.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=43&verse=57, text code bb5d240163e6

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 05: surah 31 ayah 1 to surah 43 ayah 89, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part05
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
236
Open the source