تفسیر نمونه

Surah الزخرف, Verses 63–65, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

63وَ لَمّا جاءَ عِیسى بِالْبَیِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَ لِأُبَیِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی تَخْتَلِفُونَ فِیهِ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُونِ

64إِنَّ اللّهَ هُوَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ

65فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ عَذابِ یَوْم أَلِیم

ترجمه:

63 ـ و هنگامى که عیسى دلائل روشن (براى آنها) آورد گفت: «من براى شما حکمت آورده ام، و آمده ام تا برخى از آنچه را که در آن اختلاف دارید روشن کنم; پس تقواى الهى پیشه کنید و از من اطاعت نمائید.

64 ـ خداوند پروردگار من و پروردگار شماست; (تنها) او را پرستش کنید که راه راست همین است.

65 ـ ولى گروههائى از میان آنها (درباره مسیح) اختلاف کردند (و بعضى او را خدا پنداشتند); واى بر کسانى که ستم کردند از عذاب روزى دردناک.

تفسیر:

آنها که درباره مسیح غلو کردند

در آیات گذشته، به گوشه اى از ویژگى هاى زندگى حضرت مسیح(علیه السلام) اشاره شد، و آیات مورد بحث آن را ادامه مى دهد، و مخصوصاً روى دعوت حضرت مسیح(علیه السلام) به توحید خالص و نفى هر گونه شرک، تکیه مى کند.

نخست مى فرماید: «هنگامى که عیسى با در دست داشتن بینات (معجزات و آیات الهى) آمد، گفت: من براى شما حکمت آورده ام، و آمده ام تا بعض امورى را که در آن پیوسته اختلاف دارید، براى شما تبیین کنم» (وَ لَمّا جاءَ عِیسى بِالْبَیِّناتِ قالَ قَدْ جِئْتُکُمْ بِالْحِکْمَةِ وَ لِأُبَیِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی تَخْتَلِفُونَ فِیهِ).

به این ترتیب، سرمایه عیسى(علیه السلام) «بینات» یعنى آیات الهى و معجزات بود که از یکسو حقانیت او را تبیین مى کرد، و از سوى دیگر، حقایق مربوط به مبدأ و معاد و نیازهاى زندگى بشر را.

در این عبارت، حضرت مسیح(علیه السلام) محتواى دعوت خود را «حکمت» توصیف مى کند، و مى دانیم ریشه اصلى «حکمت» به معنى «جلوگیرى کردن از چیزى به منظور اصلاح آن» است، و سپس به تمام عقائد حق، و برنامه هاى صحیح زندگى که انسان را از هر گونه انحراف در ایمان و عمل بازمى دارد، و به تهذیب نفس و اخلاق او مى پردازد، اطلاق شده است، و به این ترتیب «حکمت» در اینجا معنى وسیعى دارد که هم «حکمت علمى» را مى گیرد و هم «حکمت عملى» را.

این «حکمت»، علاوه بر اینها هدف دیگرى نیز به دنبال دارد و آن بر طرف ساختن اختلافاتى است که وجود آنها، نظام جامعه را به هم مى ریزد، و مردم را سرگردان و بیچاره مى کند، و لذا حضرت مسیح(علیه السلام) در متن سخنانش روى این مسأله تکیه مى نماید.

در اینجا سؤالى مطرح است که غالب مفسران نیز به آن توجه کرده اند، و آن این که چرا مى گوید: آمده ام بعضى از امورى را که در آن اختلاف دارید تبیین کنم؟ چرا همه آن را تبیین نمى کند؟!.

از این سؤال، جواب هاى متعددى داده شده که از همه مناسب تر این است: اختلافاتى که مردم دارند، دو گونه است: بخش هائى است که در سرنوشت آنها از نظر اعتقاد و عمل، و از نظر فرد و جامعه مؤثر است، در حالى که بخش دیگر اختلافاتى است در امورى که هرگز سرنوشت ساز نیست، مانند نظرات مختلفى که درباره پیدایش منظومه شمسى و آسمان ها، و چگونگى افلاک و ستارگان، و ماهیت روح آدمى، و حقیقت حیات و مانند اینها، ابراز مى گردد.

روشن است، انبیاء(علیهم السلام) مأموریت دارند: به اختلافات بخش اول، از طریق تبیین واقعیت ها پایان دهند، ولى هرگز مأمور نیستند: هر گونه اختلافى را هر چند تأثیرى در سرنوشت آدمى نداشته باشد، پایان دهند.

این احتمال نیز وجود دارد، که تبیین پاره اى از اختلافات، نتیجه و غایت دعوت انبیاء، است یعنى آنها سرانجام موفق مى شوند پاره اى از اختلافات را حل کنند، ولى حل همه اختلافات در دنیا امکان پذیر نیست، و به همین دلیل در آیات متعددى از قرآن مجید، یکى از ویژگى هاى قیامت را پایان گرفتن تمام اختلافات بیان مى کند، در آیه 92 «نحل» مى خوانیم: وَ لَیُبَیِّنَنَّ لَکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ ما کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ: «و به یقین روز قیامت، آنچه را در آن اختلاف داشتید، براى شما روشن مى سازد»! (همین معنى در آیات 55 آل عمران ـ 48 مائده ـ 164 انعام ـ 69 حج، و غیر آن آمده است).(1)

و در پایان آیه مى افزاید: «اکنون که چنین است و محتواى دعوت من این است، تقواى الهى پیشه کنید، و مرا اطاعت نمائید» (فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَطِیعُونِ).

* * *

سپس براى این که هر گونه ابهامى را در زمینه عبودیت خود بر طرف سازد مى گوید: «به طور قطع خداوند، پروردگار من، و پروردگار شما است» (إِنَّ اللّهَ هُوَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ).

قابل توجه این که کلمه «ربّ» را دو بار در این آیه تکرار مى کند، یک بار در مورد خود، و یک بار در مورد مردم، تا روشن سازد من و شما یکسانیم، و پروردگار شما و من یکى است.

من نیز در تمام وجود و هستیم همانند شما، نیازمند به خالق و مدبرى هستم، او مالک من و راهنماى من است.

و براى تأکید بیشتر اضافه مى کند: «اکنون که چنین است، او را پرستش کنید» (فَاعْبُدُوهُ).

چرا که غیر او، لایق پرستش نیست، همه مربوبند و او ربّ است، و همه مملوکند و او مالک.

باز هم سخن خود را با جمله دیگرى تأکید مى کند، تا جاى هیچ بهانه اى باقى نماند مى گوید: «این است صراط مستقیم» (هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ).(2)

آرى، راه راست همان راه عبودیت و بندگى پروردگار است، راهى است که انحراف و اعوجاج در آن نیست، همان گونه که در آیه 61 سوره «یس» آمده: وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ: «(آیا با شما عهد نکردم) که مرا بپرستید این راه مستقیم است».

* * *

اما عجب این که با این همه تأکیدات باز هم «در میان گروه هاى زیادى که بعد از عیسى(علیه السلام) پیدا شدند، احزابى ظهور کردند که درباره عیسى(علیه السلام) اختلاف داشتند» (فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ).(3)

بعضى او را خدا مى پنداشتند که به زمین نازل شده!

بعضى دیگر فرزند خدایش مى خواندند.

بعضى او را یکى از «اقنومهاى» سه گانه (سه ذات مقدس، اب و ابن و روح القدس) مى دانستند.

تنها گروهى که در اقلیت بودند، او را بنده خدا و فرستاده او مى شمردند، ولى سرانجام، عقیده اکثریت غالب شد، و مسأله تثلیث و خدایان سه گانه جهان مسیحیت را فرا گرفت.

در این زمینه حدیث تاریخى جالبى نقل شده که در جلد سیزدهم صفحه 70 ذیل آیه 36 سوره «مریم» آورده ایم.

این احتمال نیز در تفسیر آیه وجود دارد که، اختلاف تنها در میان مسیحیان نبود، بلکه در مورد مسیح(علیه السلام) میان یهود و پیروان او اختلاف درگرفت، پیروانش درباره او غلو کردند و او را به مقام الوهیت رساندند، در حالى که دشمنانش او و مادرش مریم پاکدامن را، به بدترین اتهامات متهم ساختند، و این گونه است راه و رسم جاهلان، گروهى در افراطند، و گروهى در تفریط، و یا به گفته امیرمؤمنان على(علیه السلام) بعضى «مُحِبِّ غال» هستند و بعضى «مُبْغِضِ قال» آنجا که فرمود: هَلَکَ فِیَّ رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَال وَ مُبْغِضٌ قَال: «دو گروه درباره من هلاک شدند دوستان غلو کننده ـ که مرا خدا پنداشتند ـ، و دشمنان تهمت زننده که نسبت هاى ناروا به من دادند»!.(4)

و چه شباهت دارد حالات این دو بزرگوار!

در پایان آیه آنها را به عذاب دردناک روز قیامت تهدید کرده، مى فرماید: «واى بر کسانى که ستم کردند، و از صراط مستقیم منحرف شدند، واى بر آنها از عذاب روز دردناک» (فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ عَذابِ یَوْم أَلِیم).(5)

آرى، روز قیامت روز دردناکى است، طول حسابش دردناک، عذاب و مجازاتش دردناک، حسرت و اندوهش دردناک، رسوائى و فضیحتش نیز دردناک است.

* * *

1 ـ بعضى دیگر از مفسران گفته اند: «بعض» در اینجا به معنى «کل» است! و یا تعبیر به بَعْضُ الَّذِی تَخْتَلِفُونَ فِیْهِ اضافه موصوف به صفت است، و یا این که این تعبیر اشاره به آن است: من تنها امور دین را براى شما تبیین مى کنم، نه اختلاف هایتان را در امر دنیا، ولى هیچ یک از این تفسیرها قابل توجیه نیست.

2 ـ نظیر همین آیه، با مختصر تفاوتى در آیه 36 سوره «مریم»، و آیه 51 سوره «آل عمران» است، و تکرار این معنى، تأکیدى است بر این حقیقت که «عیسى»(علیه السلام) در مورد عبودیت خود به همه آنها اتمام حجت کرد.

3 - ضمیر در «بینهم» به کسانى باز مى گردد که مسیح(علیه السلام) آنها را در آیه قبل مخاطب ساخته و به عبودیت خداوند دعوت کرده است.

4 ـ «نهج البلاغه»، کلمات قصار، جمله 117.

5 ـ توجه داشته باشید که «الیم» صفت براى «یوم» است نه براى «عذاب».

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=43&verse=63, text code 33bcab833c03

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 05: surah 31 ayah 1 to surah 43 ayah 89, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part05
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
236
Open the source