تفسیر نمونه

Surah محمد, Verses 32–34, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

32إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدى لَنْ یَضُرُّوا اللّهَ شَیْئاً وَ سَیُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ

33یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَکُمْ

34إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ ماتُوا وَ هُمْ کُفّارٌ فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ

ترجمه:

32 ـ آنان که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن شدن هدایت براى آنان (باز) به مخالفت با رسول (خدا) برخاستند، هرگز زیانى به خدا نمى رسانند، و (خداوند) به زودى اعمالشان را نابود مى کند!

33 ـ اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید رسول (خدا) را، و اعمال خود را باطل نسازید!

34 ـ کسانى که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند سپس در حال کفر از دنیا رفتند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید.

تفسیر:

آنها که در حال کفر بمیرند هرگز بخشوده نخواهند شد

بعد از بحث هاى گوناگونى که پیرامون وضع منافقان در آیات گذشته بیان شد، این آیات پیرامون جمع دیگرى از کفار بحث مى کند، مى فرماید: «کسانى که کافر شدند و مردم را از راه خدا بازداشتند، و بعد از روشن شدن حق، به مخالفت با رسول خدا برخاستند، هرگز زیانى به خدا نمى رسانند، و اعمالشان را حبط و نابود مى کند» (حتى اگر کار خیرى هم انجام داده اند چون با ایمان قرین نبوده حبط مى شود) (إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمُ الْهُدى لَنْ یَضُرُّوا اللّهَ شَیْئاً وَ سَیُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ).

این گروه، ممکن است همان مشرکان «مکّه» باشند، و یا کفار یهود «مدینه»، و یا هر دو; زیرا تعبیر به «کُفر» و «صَدّ عن سبیل اللّه» (بازداشتن مردم از راه خدا) و «شَاقُّوا الرَّسُولَ» (مخالفت و دشمنى با پیامبر) در مورد هر دو گروه در آیات قرآن آمده است.

«تبیین هدایت» در مورد «مشرکان مکّه» از طریق معجزات بود، و در مورد «کفار اهل کتاب» از طریق کتاب آسمانیشان.

«حبط اعمال» آنها یا اشاره به کارهاى نیکى است که احیاناً انجام مى دادند، مانند میهمان نوازى، انفاق و کمک به ابن السبیل، و یا اشاره به عقیم ماندنِ نقشه هاى آنها، بر ضد اسلام.

به هر حال، این گروه داراى سه وصف بودند: «کفر»، «صد عن سبیل اللّه» و «دشمنى و عداوت با پیامبر» که یکى مخالفت با خدا بود، و دیگرى با بندگان خدا، و دیگرى با رسول خدا(صلى الله علیه وآله).

* * *

در آیه بعد، روى سخن را به مؤمنان کرده، و بعد از بیان خطوط منافقین و کفار، خط آنها را نیز چنین تبیین مى کند: «اى کسانى که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول خدا را، و اعمال خود را باطل مسازید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَکُمْ).

در حقیقت، برنامه مؤمنان در همه چیز، نقطه مقابل گروه کافر و منافق است آنها مخالفت فرمان خدا مى کنند، و اینها اطاعت، آنها به عداوت و دشمنى با پیامبر(صلى الله علیه وآله) برمى خیزند و اینها فرمانبردارند، آنها اعمالشان بر اثر کفر و ریا و منت و مانند آن، نابود مى شود، اما اینها با ترک این امور، پاداش اعمالشان در پیشگاه خدا محفوظ است.

به هر حال، لحن آیه نشان مى دهد که، در میان مؤمنان آن روز، نیز افرادى بوده اند که، در مسأله اطاعت خداوند و رسول و حفظ اعمالشان از باطل شدن، کوتاهى هائى داشته اند که خداوند با این آیه، به آنها اخطار مى کند.

شاهد این سخن، شأن نزولى است که بعضى از مفسران، درباره این آیه نقل کرده اند که «بنى اسد» اسلام آوردند، و خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) عرضه داشتند: ما تو را بر خود مقدم داشته ایم، و جان و خانواده خویش را در اختیار تو گذارده ایم، ولى از لحن گفتارشان، یک نوع منت گذارى استفاده مى شد، آیه فوق، نازل گشت و به آنها در این زمینه هشدار داد.

بعضى از فقها، به جمله اخیر «وَ لاتُبْطِلُوا أَعْمالَکُمْ» براى حرمت شکستن نماز، استدلال کرده اند، ولى، همان گونه که آیات قبل و بعد، و خود آیه مورد بحث، گواهى مى دهد، مربوط به این معنى نیست، بلکه، هدف عدم ابطال از طریق شرک و ریاء و منت و امثال آن است.

* * *

آخرین آیه مورد بحث، توضیح و تأکیدى است براى آنچه در آیات قبل، پیرامون کفار آمده است، و در ضمن، راه بازگشت را به آنها که مایل باشند نشان مى دهد، مى فرماید: «کسانى که کافر شدند و مردم را نیز از پیمودن راه خدا باز داشتند، سپس در همان حال کفر از دنیا رفتند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید»! (إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّهِ ثُمَّ ماتُوا وَ هُمْ کُفّارٌ فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ).

چرا که با مرگ، درهاى توبه بسته مى شود، اینها بار سنگین کفر خودشان و اضلال و گمراهى دیگران را، هر دو بر دوش مى کشند، چگونه امکان دارد خداوند آنها را ببخشد؟.

و به این ترتیب، در مجموع این آیات، از سه گروه، سخن به میان آمده است: منافقان، کفار، و مؤمنان، و صفات هر کدام و سرنوشت هر یک مشخص شده است.

* * *

نکته:

عوامل نابودى ثواب عمل

از نکات حساسى که در آیات مختلف قرآن، از جمله آیه مورد بحث، به آن هشدار داده شده، این است که: مؤمنان مراقب باشند اعمالشان همچون کفار حبط و نابود نشود.

و به تعبیر دیگر، اصل عمل، مطلبى است، و نگاهدارى آن مطلبى مهم تر، یک عمل پاک و سالم و مفید، عملى است که از آغاز سالم و بى عیب باشد و محافظت و مراقبت از آن تا پایان عمر بشود.

عواملى که اعمال آدمى را به خطر مى افکند، یا نابود مى سازد بسیار است از جمله:

1 ـ «منت گذاردن و آزار دادن» است، چنان که قرآن مى گوید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى کَالَّذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَ لا یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ: «اى کسانى که ایمان آورده اید! بخشش هاى خود را با منت و آزار، باطل نسازید; همانند کسى که مال خود را براى نشان دادن به مردم، انفاق مى کند; و به خدا و روز رستاخیز، ایمان نمى آورد».(1)

در اینجا دو عامل بطلان عمل، یکى «منّت و آزار» و دیگرى «ریا و کفر» مطرح شده است، که اولى، بعد از عمل مى آید، و دومى مقارن آن، و اعمال نیک را به آتش مى کشند.

2 ـ «عُجب» عامل دیگرى است براى نابودى آثار عمل، چنان که در حدیث آمده است: أَلْعُجْبُ یَأْکُلُ الْحَسَناتِ کَما تَأْکُلُ النّارُ الْحَطَبِ: «عُجب، حسنات انسان را مى خورد همان گونه که آتش هیزم را»!.(2)

3 ـ «حسد» نیز یکى از این گونه اعمال است، درباره آن نیز تعبیرى شبیه به «عُجب» آمده که همچون آتش، حسنات را نابود مى کند، پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)فرموده: «إِیّاکُمْ وَ الْحَسَدَ فَإِنَّ الْحَسَدَ یَأْکُلُ الْحَسَناتِ کَما تَأْکُلُ النّارُ الْحَطَبَ».(3)

اصولاً همان گونه که حسنات، سیئات را از بین مى برد «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ»(4) همچنین گاهى سیئات، حسنات را به کلى از اثر مى اندازد.

4 ـ مسأله «حفظ ایمان تا پایان عمر» مهمترین شرط بقاى آثار عمل است چرا که قرآن به صراحت مى گوید: «کسانى که بى ایمان از دنیا بروند تمام اعمالشان حبط و نابود مى شود»(5).

از اینجا است که به اهمیت و مشکلات مسأله نگهدارى اعمال پى مى بریم، و لذا، در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) آمده که فرمود: الإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ قَالَ وَ مَا الْإِبْقَاءُ عَلَى الْعَمَلِ قَالَ یَصِلُ الرَّجُلُ بِصِلَة وَ یُنْفِقُ نَفَقَةً لِلَّهِ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ فَکُتِبَ لَهُ سِرّاً ثُمَّ یَذْکُرُهَا وَ تُمْحَى فَتُکْتَبُ لَهُ عَلَانِیَةً ثُمَّ یَذْکُرُهَا فَتُمْحَىوَ تُکْتَبُ لَهُ رِیَاءً !: «نگهدارى عمل از خود عمل سخت تر است. راوى سؤال مى کند: منظور از نگهدارى عمل چیست؟

در پاسخ فرمود: انسان بخششى مى کند و یا انفاقى در راه خداوند یکتا، و به عنوان یک انفاق پنهانى براى او ثبت مى شود، سپس در جائى آن را مطرح مى کند، این انفاق پنهانى حذف مى شود و به جاى آن انفاق آشکار نوشته مى شود، دگر بار در جائى دیگر آن را مطرح مى کند باز حذف مى شود و به عنوان ریاء نوشته مى شود»!.(6)

آیه مورد بحث، اشاره سربسته اى به همه این امور کرده مى گوید: «وَ لاتُبْطِلُوا أَعْمالَکُمْ».(7)

* * *

1 ـ بقره، آیه 264.

2 ـ «روح البیان»، جلد 8، صفحه 522.

3 ـ «بحار الانوار»، جلد 73، صفحه 255.

4 ـ هود، آیه 114.

5 ـ زمر، آیه 65.

6 ـ «کافى»، جلد 2، صفحه 296، باب «ریاء»، حدیث 16.

7 ـ شرح بیشتر پیرامون مسأله «حبط» را در جلد دوم، صفحه 70، ذیل آیه 217 «بقره» مطالعه فرمائید.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=47&verse=32, text code f54fb55c42bb

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
236
Open the source