تفسیر نمونه

Surah الحاقة, Verses 1–8, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

1الْحَاقَّةُ

2مَا الْحَاقَّةُ

3وَ ما أَدْراکَ مَا الْحَاقَّةُ

4کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ

5فَأَمّا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطّاغِیَةِ

6وَ أَمّا عادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیح صَرْصَر عاتِیَة

7سَخَّرَها عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیال وَ ثَمانِیَةَ أَیّام حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِیها صَرْعى کَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْل خاوِیَة

8فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِیَة

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

1 ـ روزى است که مسلّماً واقع مى شود!

2 ـ چه روز واقع شدنى!

3 ـ و تو چه مى دانى آن روز واقع شدنى چیست؟!

4 ـ قوم «ثمود» و «عاد» عذاب الهى را انکار کردند!

5 ـ اما قوم «ثمود» با عذابى سرکش هلاک شدند.

6 ـ و اما قوم «عاد» با تندبادى طغیانگر و سرد و پرصدا به هلاکت رسیدند.

7 ـ (خداوند) این تندباد بنیان کن را هفت شب و هشت روز پى در پى بر آنها مسلّط ساخت، و (اگر آنجا بودى) مى دیدى که آن قوم مانند تنه هاى پوسیده نخل در میان این تندباد روى زمین افتاده اند.

8 ـ آیا کسى از آنها را باقى مى بینى؟!

تفسیر:

عذابى سرکش براى قوم طغیانگر!

این سوره، از مسأله قیامت و آن هم با عنوان تازه اى شروع مى شود، مى فرماید: «آن روز تحقق یابنده» (الْحَاقَّةُ).

* * *

«چه روز تحقق یابنده اى است»؟ (مَا الْحَاقَّةُ).(1)

* * *

«و تو چه مى دانى که آن روز تحقق یابنده چیست»؟ (وَ ما أَدْراکَ مَا الْحَاقَّةُ).

تقریباً عموم مفسران، «حاقّة» را به معنى «روز قیامت» تفسیر کرده اند، به خاطر این که: روزى است که قطعاً واقع مى شود، همانند تعبیر به «الواقِعَة» در سوره «واقعة»، و همین تعبیر در آیه 16 همین سوره نیز آمده است، و اینها همه حاکى از یقینى بودن آن روز بزرگ است.

تعبیر به «مَا الْحَاقَّةُ» براى بیان عظمت آن روز است، درست مثل این که در تعبیرات روزمره مى گوئیم: فلان کس انسان است، چه انسانى؟ یعنى حدّ و مرزى براى توصیف انسانیت او نیست.

تعبیر به «ما أَدْراکَ مَا الْحَاقَّةُ» باز هم براى تأکید بیشتر روى عظمت حوادث آن روز عظیم است، تا آنجا که حتى به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) خطاب مى شود: تو نمى دانى آن روز چگونه است؟ و حقیقت همین است که، درک حوادث قیامت براى ما زندانیان زندان دنیا، امکان پذیر نیست، همان گونه که درک مسائل مربوط به دنیا، براى جنینى که در شکم مادر است، با هیچ بیانى میسّر نمى باشد.(2)

احتمال دیگرى که در تفسیر این آیات وجود دارد ـ گر چه کمتر کسى از مفسران آن را پذیرفته است ـ این که: «الحاقَّه» اشاره به عذاب هائى است که در این دنیا، ناگهان دامان مجرمان سرکش و طاغیان خودخواه را مى گیرد، همان گونه که «القارِعَة» در آیه بعد، در کلمات بعضى از مفسران به همین معنى تفسیر شده است، و اتفاقاً این تفسیر با آیات آینده که سخن از عذاب هاى کوبنده قوم «عاد»، «ثمود»، «فرعون» و قوم «لوط» مى گوید، تناسب بیشترى دارد.

در تفسیر «على بن ابراهیم» نیز مى خوانیم: أَلْحاقَّةُ، أَلْحَذَرُ بِنُزُولِ الْعَذابِ: «حاقّه، هشدارى است به نازل شدن عذاب»، نظیر آنچه درباره «آل فرعون» آمده است که مى فرماید: وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ: «عذاب بد بر آل فرعون نازل گشت».(3)-(4)

* * *

آنگاه، به سراغ بیان سرنوشت اقوامى مى رود که روز قیامت (یا نزول عذاب الهى را در دنیا) منکر شدند، و مى افزاید: «قوم ثمود و عاد عذاب کوبنده الهى را انکار کردند» (کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عادٌ بِالْقارِعَةِ).

* * *

«اما قوم ثمود به وسیله عذابى سرکش هلاک شدند» (فَأَمّا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطّاغِیَةِ).

قوم «ثمود» قومى بودند که در یک منطقه کوهستانى، میان «حجاز» و «شام» زندگى مى کردند، حضرت «صالح»(علیه السلام) به سوى آنها مبعوث شد، ولى آنها هرگز ایمان نیاوردند و به مبارزه با او برخاستند، حتى از او خواستند که اگر راست مى گوئى، عذابى را که به ما وعده مى دهى فرود آور! در این هنگام «صاعقه اى ویرانگر» بر آنها مسلط شد، و در چند لحظه، لرزه بر قصرها و خانه هاى مستحکمشان افکند، و همه را درهم کوبید و جسم هاى بى جانشان بر زمین افتاد.

قابل توجه این که: قرآن، عامل نابودى این قوم سرکش را عذابى سرکش مى شمرد: «الطاغِیَة» و این عذاب سرکش، در سوره «اعراف» آیه 78 به عنوان «رَجْفَة» (زلزله) ذکر شده، و در آیه 13 «فصلت» «صاعِقَة» و در 67 «هود» «صَیْحَة» آمده است، که در حقیقت، همه به یک معنى بازمى گردد; زیرا صاعقه همیشه با صداى عظیمى همراه است، و لرزه بر نقطه اى که فرود مى آید وارد مى کند و عذابى است طغیانگر.(5)

پس از آن، به سراغ سرنوشت قوم «عاد» مى رود، قومى که در سرزمین «احقاف» (در شبه جزیره عرب یا یمن زندگى مى کردند) قامت هائى طویل، اندامى قوى، شهرهائى آباد، زمین هائى خرم و سرسبز، و باغ هائى پرطراوت داشتند، پیامبر آنها حضرت «هود»(علیه السلام) بود، آنها نیز طغیان و سرکشى را به جائى رساندند که، خداوند با عذابى دردناک که شرح آن در همین آیات آمده است، طومار زندگى آنها را درهم پیچیده.

نخست مى فرماید: «اما عاد به وسیله تندبادى سرکش و پرسروصدا و سرد و مسموم به هلاکت رسیدند» (وَ أَمّا عادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیح صَرْصَر عاتِیَة).

«صَرْصَرْ» (بر وزن دفتر) به بادهاى سرد یا پرسروصدا و یا مسموم گفته مى شود، و مفسران هر سه معنى را در تفسیر آن ذکر کرده اند، و جمع میان آنها نیز ممکن است.

«عاتِیَة» از ماده «عُتُوّ» (بر وزن غُلُوّ) به معنى سرکش است، منتها نه سرکش از فرمان خدا، بلکه، سرکش در معیار نسیم ها و بادهاى معمولى.

* * *

سپس، به توصیف دیگرى از این تندباد کوبنده پرداخته، مى افزاید: «خداوند آن را بر این قوم، مدت هفت شب و هشت روز پى درپى و بنیان کن مسلّط ساخت» (سَخَّرَها عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیال وَ ثَمانِیَةَ أَیّام حُسُوماً).

«حُسُوماً» از ماده «حسم» (بر وزن رسم) به معنى از بین بردن آثار چیزى است، و اگر به شمشیر «حُسام» (بر وزن غلام) گفته مى شود، به همین مناسبت است، و گاه به داغ نهادن بر زخم، براى سوزاندن ریشه آن نیز، «حسم» گفته مى شود، و در اینجا منظور این است که: این هفت شب و هشت روز پى درپى زندگى گسترده و با رونق این قوم عظیم را درهم کوبید، متلاشى کرد و ریشه کن ساخت.(6)

نتیجه آن شد که قرآن مى گوید: «اگر آنجا بودى مشاهده مى کردى که آن قوم همگى به روى زمین افتاده، همچون تنه هاى پوسیده و تو خالى درختان نخل»! (فَتَرَى الْقَوْمَ فِیها صَرْعى کَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْل خاوِیَة).

چه تشبیه جالبى، که هم بزرگى قامت آنها را مشخص مى کند، هم ریشه کن شدن آنها را، و هم تو خالى بودن در برابر عذاب هاى الهى، به گونه اى که تندباد آنها را به آسانى جابه جا مى کرد.

«خاوِیَة» از ماده «خواء» (بر وزن هواء) در اصل، به معنى خالى شدن است، این تعبیر در مورد شکم هاى گرسنه، ستارگان خالى از باران (به اعتقاد عرب جاهلى) و گردوى پوک نیز به کار مى رود.

* * *

و در آخرین آیه، مى افزاید: «آیا کسى از آنها را باقى مى بینى»؟! (فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِیَة).(7)

آرى، امروز نه تنها اثرى از قوم عاد نیست، که از ویرانه هاى شهرهاى آباد، و عمارت هاى پرشکوه، و مزارع سرسبز آنها نیز، چیزى باقى نمانده است.

درباره سرگذشت قوم «عاد» مشروحاً در جلد 9، صفحات 140 تا 148، ذیل آیات 58 تا 60 سوره «هود» بحث کرده ایم، و همچنین در جلد 20، صفحات 233 تا 241.

* * *

1 ـ در ترکیب این جمله، احتمالات متعددى داده شده که از همه مناسب تر این است که گفته شود: «الْحَاقَّةُ» مبتدا است و «ما» استفهامیه مبتداى دوم، و «الْحَاقَّةُ» بعد از آن، خبر مبتداى دوم و مجموعاً خبر مبتداى اول است.

2 ـ بعضى از مفسران گفته اند: جمله «ما أَدْراکَ» در تمام قرآن در جائى گفته شده که مطلب معلوم و مسلّمى است اما «و ما یدریک» در مواردى آمده که نامعلوم است (مجمع البیان، جلد 10، صفحه 343) بعضى دیگر از مفسران مانند «قرطبى» نیز این معنى را نقل کرده اند.

3 ـ مؤمن، آیه 45.

4 ـ تفسیر «على بن ابراهیم»، جلد 2، صفحه 383 (توجه داشته باشید «حاقه» با «حاق» از یک ماده است).

5 ـ سرگذشت قوم «ثمود» در جلد 6 تفسیر «نمونه»، صفحات 234 تا 241 مشروحاً آمده است.

6 ـ توجه داشته باشید «حُسُوماً» «صفت» است براى «سَبْعَ لَیال وَ ثَمانِیَةَ أَیّام» و بعضى آن را «حال» براى «ریح» یا «مفعول له» دانسته اند.

7 ـ «باقِیَة» صفت براى موصوف مقدرى است و در اصل «نَفْسٌ باقِیَة» بوده.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=69&verse=1, text code 40f3ef6708ad

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
236
Open the source