تفسیر نمونه

Surah المعارج, Verses 8–18, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

8یَوْمَ تَکُونُ السَّماءُ کَالْمُهْلِ

9وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ

10وَ لا یَسْئَلُ حَمِیمٌ حَمِیماً

11یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذابِ یَوْمِئِذ بِبَنِیهِ

12وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ

13وَ فَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْوِیهِ

14وَ مَنْ فِی الأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ یُنْجِیهِ

15کَلاّ إِنَّها لَظى

16نَزّاعَةً لِلشَّوى

17تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلّى

18وَ جَمَعَ فَأَوْعى

ترجمه:

8 ـ روزى که آسمان همچون فلز گداخته مى شود.

9 ـ و کوه ها مانند پشم رنگین متلاشى خواهند بود.

10 ـ و هیچ دوستى سراغ دوستش را نمى گیرد!

11 ـ آنها را نشانشان مى دهند (ولى هر کس گرفتار کار خویشتن است،) چنان است که گنهکار دوست مى دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا کند.

12 ـ و همسر و برادرش را.

13 ـ و قبیله اش را که از او حمایت مى کرد.

14 ـ و همه مردم روى زمین را تا مایه نجاتش گردند.

15 ـ اما چنین نیست (آرى) شعله هاى آتش است.

16 ـ دست و پا و پوست سر را مى کند و مى بَرد!

17 ـ و کسانى را که (به فرمان خدا) پشت کردند صدا مى زند.

18 ـ و (آنها که) اموال را جمع و ذخیره کردند!

تفسیر:

آن روز که هیچ دوست صمیمى سراغ دوستش را نمى گیرد

این آیات، بحث هاى گذشته، درباره قیامت را با شرح و توضیح بیشترى ادامه مى دهد، مى فرماید:

«همان روزى که آسمان همچون فلز گداخته مى شود» (یَوْمَ تَکُونُ السَّماءُ کَالْمُهْلِ).(1)

* * *

«و کوه ها مانند پشم رنگینِ زده شده خواهند بود» (وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ).

«مُهل» (بر وزن قفل) به معنى «فلز گداخته» است، و گاه به معنى «درد» خاصى است که در روغن زیتون ته نشین مى شود، و در اینجا مناسب همان معنى اول است، هر چند در مقام تشبیه تفاوت چندانى با هم ندارند.

«عِهن» به معنى پشم زده شده اى است که رنگین باشد.

آرى، در آن روز آسمان ها از هم متلاشى و ذوب مى شود، و کوه ها درهم کوبیده، خرد و سپس با تند بادى در فضا پراکنده مى گردد، همچون پشمى که تند باد آن را با خود ببرد، و چون کوه ها رنگ هاى مختلفى دارند، تشبیه به پشم هاى رنگین، شده اند، و بعد از این ویرانى، جهانى نوین ایجاد مى گردد، و انسان ها حیات نوین خود را از سر مى گیرند.

* * *

هنگامى که رستاخیز در آن جهان نو بر پا مى شود، آن چنان وضع حساب و رسیدگى به اعمال وحشتناک است که همه در فکر خویشند، احدى به دیگرى نمى پردازد، «و هیچ دوست گرم و صمیمى سراغ دوستش را نمى گیرد» (وَ لا یَسْئَلُ حَمِیمٌ حَمِیماً).(2)

همه به خود مشغولند، و هر کس در فکر نجات خویش، همان گونه که در آیه 37 «عبس» آمده است: لِکُلِّ امْرُىء مِنْهُمْ یَوْمَئِذ شَأْنٌ یُغْنِیْهِ: «هر یک از آنها آن روز چنان گرفتارى دارد که تمام فکر او را به خود مشغول مى کند».(3)

* * *

نه این که افراد، دوستان صمیمى خود را در آنجا نشناسند، بلکه مخصوصاً «دوستانشان را به آنها نشان مى دهند، در عین حال هر کس گرفتار کار خویشتن است» (یُبَصَّرُونَهُمْ).(4)

مسأله این است که: هول و وحشت، بیش از آن است که بتوان به دیگرى اندیشید.

و در ادامه همین سخن و ترسیم آن صحنه وحشتناک مى افزاید: وضع چنان است که «گنهکار دوست مى دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا کند» (یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذابِ یَوْمِئِذ بِبَنِیهِ).

* * *

نه تنها فرزندانش، بلکه دوست دارد: «همسر و برادرش را نیز بدهد» (وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ).

* * *

و همچنین فامیل و قبیله اى که به آن تعلق داشت و از او حمایت مى کرد» (وَ فَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْوِیهِ).

* * *

«بلکه تمام کسانى را که در روى زمین هستند، همگى را فدا کند تا مایه نجاتش شود» (وَ مَنْ فِی الأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ یُنْجِیهِ).

آرى، به قدرى عذاب خدا در آن روز هولناک است که انسان مى خواهد، عزیزترین عزیزان را که در چهار گروه در اینجا خلاصه شده اند، (فرزندان، همسران، برادران، و فامیل نزدیک که یار و یاور او هستند) همه را براى نجات خود فدا کند، نه فقط آنها، بلکه حاضر است تمام مردم روى زمین، براى رهائى او از عذاب قربانى شوند!.

«یَوَدُّ» از ماده «ود» (بر وزن حُبّ) به معنى «دوست داشتن» توأم با «تمنى» است، و به گفته «راغب» در هر یک از این دو معنى (بلکه در هر دو معنى) نیز به کار مى رود.

«یَفْتَدِى» از ماده «فداء» به معنى حفظ کردن خود از مصائب و مشکلات به وسیله پرداخت چیزى است.

«فَصِیْلَة» به معنى «عشیره»، فامیل و قبیله اى است که انسان از آن منفصل و جدا شده است.

«تُؤْوِیْه» از ماده «ایواء» به معنى انضمام کردن چیزى به دیگرى است، سپس به معنى پناه دادن به کار رفته.

جمعى از مفسران گفته اند: تعبیر به «ثُمَّ» در جمله «ثُمَّ یُنْجِیهِ» نشان مى دهد: آنها مى دانند این فدا کردن ها بعید است اثر کند (زیرا ثُمَّ معمولاً براى فاصله و تراخى مى آید).

* * *

ولى، در جواب همه این تمناها و آرزوها مى فرماید: «هرگز چنین نیست» هیچ فدیه و فدائى پذیرفته نمى شود (کَلاّ).

«آن شعله هاى سوزان آتش است» (إِنَّها لَظى).

پیوسته زبانه مى کشد، و هر چه را که در کنار و مسیر خود مى یابد مى سوزاند.

* * *

«دست و پا و پوست سر را مى کند و با خود مى برد» (نَزّاعَةً لِلشَّوى).

«لَظى» به معنى شعله خالص آتش است، و یکى از نام هاى «جهنم» نیز مى باشد، و در آیات فوق هر دو معنى ممکن است.

«نَزّاعَة» به معنى چیزى است که پى درپى جدا مى کند.

و «شَوى» به معنى دست و پا و اطراف بدن است، و گاه به معنى بریان کردن نیز آمده، ولى در اینجا منظور همان معنى اول است; زیرا هنگامى که آتش سوزان و شعلهورى به چیزى مى رسد، اول اطراف و جوانب و شاخ و برگ آن را مى سوزاند و جدا مى کند.

بعضى از مفسران «شَوى» را در اینجا به معنى پوست تن، بعضى به معنى پوست سر، و بعضى به معنى گوشت ساق پا، تفسیر کرده اند، و همه اینها در آن مفهوم وسیعى که گفتیم جمع است، و عجب این که: با این همه مصیبت، مرگ و میرى در کار نیست!.

* * *

سپس، به کسانى اشاره مى کند که طعمه چنان آتشى هستند، مى فرماید: «این شعله سوزان، کسانى را صدا مى زند و به سوى خود مى خواند که پشت به فرمان خدا کردند و از اطاعت او روى گردان شدند» (تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلّى).

* * *

«و آنها که اموال را جمع کردند، ذخیره نمودند و در راه خدا انفاق نکردند» (وَ جَمَعَ فَأَوْعى).

به این ترتیب، این آتشِ سوزان، با زبان حال و جاذبه مخصوصى که نسبت به مجرمان دارد، یا با زبان قالى که خداوند به او داده، پیوسته آنها را صدا مى زند و به سوى خود فرا مى خواند، همان ها که داراى این دو صفتند: «پشت به ایمان کرده و از طاعت خدا و رسول(صلى الله علیه وآله) سر برتافته».

و از سوى دیگر: «دائماً در فکر جمع مال از حرام و حلال و ذخیره کردن آن بوده اند، بى آن که به حقوق مستمندان توجه کنند، و یا اصلاً فلسفه این نعمت الهى یعنى مال را بدانند».

* * *

1 ـ در محل اعراب «یوم» احتمالات متعددى داده شده، ولى بهتر از همه این است که: بدل از «قریباً» در آیه قبل باشد، یا متعلق به فعل محذوفى مانند «اذکر».

2 ـ «حَمیم» چنان که قبلاً نیز اشاره کرده ایم، در اصل به معنى «آب داغ و سوزان» است، سپس به «دوستان گرم و بسیار صمیمى» نیز اطلاق شده است.

3 ـ براى آیه فوق تفسیرهاى دیگرى نیز ذکر شده، از جمله این که: هیچ کس از حال دیگرى سؤال نمى کند; زیرا وضع همه از چهره هایشان روشن است، و آنجا که عیان است، چه حاجتى به بیان است؟

دیگر این که: هیچ کس از دیگرى نمى خواهد که او مسئولیت اعمالش را بپذیرد; چرا که امکان پذیر نیست، ولى صحیح همان تفسیر بالا است.

4 ـ با این که «حَمیم» در هر دو مرحله به صورت مفرد است، دو ضمیر موجود در «یُبَصَّرُونَهُم» به صورت جمع آمده; زیرا معنى جنسى دارد.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=70&verse=8, text code 2ca53f76105b

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
236
Open the source