تفسیر نمونه

Surah المعارج, Verses 19–28, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

19إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً

20إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً

21وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً

22إِلاَّ الْمُصَلِّینَ

23الَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ

24وَ الَّذِینَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ

25لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ

26وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ

27وَ الَّذِینَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ

28إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَیْرُ مَأْمُون

ترجمه:

19 ـ به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است.

20 ـ هنگامى که بدى به او رسد بى تابى مى کند.

21 ـ و هنگامى که خوبى به او رسد مانع دیگران مى شود (و بخل مىورزد).

22 ـ مگر نمازگزاران.

23 ـ آنها که پیوسته نمازها را به جا مى آورند.

24 ـ و آنها که در اموالشان حق معلومى است.

25 ـ براى تقاضا کننده و محروم.

26 ـ و آنها که به روز جزا ایمان دارند.

27 ـ و آنها که از عذاب پروردگارشان بیمناکند.

28 ـ چرا که هیچ کس از عذاب پروردگارش در امان نیست.

تفسیر:

اوصاف انسان هاى شایسته

بعد از ذکر گوشه اى از عذاب هاى قیامت، به ذکر اوصاف افراد بى ایمان و در مقابل آنها مؤمنان راستین را معرفى مى کند، تا معلوم شود، چرا گروهى اهل عذابند و گروهى اهل نجات.

نخست مى فرماید: «به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است» (إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً).

* * *

«هنگامى که بدى به او رسد بسیار جزع و بى تابى مى کند» (إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً).

* * *

«و هنگامى که خوبى به او رسد از دیگران دریغ مى دارد» (وَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً).

جمعى از مفسران و ارباب لغت، «هَلُوع» را به معنى حریص و جمعى به معنى «کم طاقت» تفسیر کرده اند، بنابر تفسیر اول، در اینجا به سه نکته منفى اخلاقى در وجود اینگونه انسان ها اشاره شده، «حرص»، «جزع» و «بخل» و بنابر تفسیر دوم، به دو نکته «جزع» و «بخل»; زیرا آیه دوم تفسیرى است براى معنى «هَلُوع».

این احتمال نیز وجود دارد که: هر دو معنى در این واژه جمع باشد; چرا که این دو وصف لازم و ملزوم یکدیگرند، آدم هاى حریص غالباً بخیلند، و در برابر حوادث سوء کم تحمل، و عکس آن نیز صادق است.

* * *

نکته:

آیا در طبیعت انسان شرّ و بدى است؟

در اینجا سؤال یا سؤال هائى مطرح مى شود که: اگر خداوند انسان را براى سعادت و کمال آفریده، چگونه در طبیعت او شر و بدى قرار داده است؟

وانگهى، آیا ممکن است خداوند چیزى را با صفتى بیافریند، و سپس آفرینش خود را مذمت کند؟

از همه اینها گذشته، قرآن در آیه 4 سوره «تین» صریحاً مى گوید: لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیم: «ما انسان را به بهترین صورت و ساختمان آفریدیم».

مسلماً، منظور این نیست که: ظاهر انسان خوب و باطنش زشت و بد است، بلکه کل خلقت انسان به صورت «احسن تقویم» است.

و همچنین آیات دیگرى که مقام والاى انسان را مى ستایند.

این آیات چگونه با هم سازگارند؟

پاسخ همه این سؤالات، با توجه به یک نکته روشن مى شود، و آن این است: خداوند نیروها، غرائز و صفاتى در انسان آفریده است که بالقوه وسیله تکامل، ترقى و سعادت او محسوب مى شوند، بنابراین، صفات و غرائز مزبور ذاتاً بد نیستند، بلکه وسیله کمال اند، اما هنگامى که همین صفات در مسیر انحرافى قرار گیرند، و از آنها سوء استفاده شود، مایه نکبت و بدبختى و شر و فساد خواهند بود.

فى المثل: همین «حرص» نیروئى است که به انسان اجازه نمى دهد به زودى از تلاش و کوشش بازایستد، و با رسیدن به نعمتى سیر شود، این یک عطش سوزان است که بر وجود انسان مسلط است، اگر این صفت در مسیر تحصیل علم و دانش به کار افتد، و انسان، حریص در علم و یا به تعبیر دیگر، تشنه و عاشق بى قرار علم باشد، مسلماً مایه کمال او است، اما اگر در مسیر مادیات به کار افتد، مایه شرّ، بدبختى و بخل مى گردد.

به تعبیر دیگر: این صفت، شاخه اى از «حبّ ذات» است، و «حبّ ذات» چیزى است که انسان را به سوى کمال مى فرستد، اما اگر در مسیر انحرافى واقع شود، به سوى انحصارطلبى، بخل، حسد و مانند آن پیش مى رود.

در مورد مواهب دیگر نیز مطلب همین گونه است: خداوند قدرت عظیمى در دل «اتم» آفریده که مسلماً مفید و سودمند است، ولى هر گاه از این قدرت درونى اتم سوء استفاده شود و از آن بمب هاى ویرانگر بسازند، نه نیروگاه هاى برق و وسائل صنعتى دیگر، این مایه شرّ و فساد خواهد بود.

و با توجه به بیان فوق، مى توان میان تمام آیاتى که در قرآن مجید درباره «انسان» وارد شده است جمع کرد.(1)

* * *

آن گاه، به ذکر اوصاف انسان هاى شایسته، به صورت یک استثناء، ضمن بیان نه صفت از اوصاف بر جسته پرداخته، مى گوید:

«مگر نمازگزاران» (إِلاَّ الْمُصَلِّینَ).

* * *

«همان نمازگزارانى که نمازهاى خود را تداوم مى بخشند» (الَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ).

این، نخستین ویژگى آنهاست که ارتباط مستمر با درگاه پروردگار متعال دارند، و این ارتباط از طریق نماز تأمین مى گردد، نمازى که انسان را از فحشاء و منکر باز مى دارد، نمازى که روح و جان انسان را پرورش مى دهد، و او را همواره به یاد خدا مى دارد، و این توجه مستمر، مانع از غفلت و غرور، و فرو رفتن در دریاى شهوات، و اسارت در چنگال شیطان و هواى نفس مى شود.

بدیهى است: منظور از مداومت بر نماز این نیست که: همیشه در حال نماز باشند، بلکه منظور این است: در اوقات معین نماز را انجام مى دهند.

اصولاً، هر کار خیرى آن گاه در انسان اثر مثبت مى گذارد که تداوم داشته باشد ، و لذا در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: اِنَّ أَحَبَّ الأَعْمالِ اِلَى اللّهِ مادامَ وَ اِنْ قَلَّ: «محبوب ترین اعمال نزد خدا، چیزى است که مداومت داشته باشد، هر چند کم باشد».(2)

قابل توجه این که: در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم: «منظور این است: هر گاه انسان چیزى از نوافل را بر خود فرض مى کند، همواره به آن ادامه دهد».(3)

و در حدیث دیگرى از همان امام(علیه السلام) نقل شده که: «این آیه اشاره به نافله است، و آیه «وَ الَّذِینَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ یُحافِظُون» (که در چند آیه بعد مى آید) ناظر به نماز فریضه».(4)

این تفاوت، ممکن است از اینجا باشد که: تعبیر به «محافظت» مناسب نمازهاى واجب است که دقیقاً آنها را باید در وقت هاى معین انجام داد، اما تعبیر به «تداوم» مناسب نمازهاى مستحب; چرا که انسان مى تواند آنها را انجام دهد و گاه ترک کند.

* * *

به هر حال، بعد از ذکر نماز که بهترین اعمال، و بهترین حالات مؤمنان است، به دومین ویژگى آنها پرداخته مى افزاید: «کسانى که در اموالشان حق معلومى است» (وَ الَّذِینَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ).

* * *

«براى تقاضا کنندگان و محرومان» (لِلسّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ).

و به این ترتیب، هم ارتباطشان را با خالق حفظ مى کنند، و هم پیوندشان را با خلق خدا.

بعضى از مفسران معتقدند: منظور از «حق معلوم» در اینجا، همان «زکات» است که مقدار معینى دارد، و از مصارف آن «سائل» و «محروم» است، در حالى که مى دانیم: این سوره مکّى است و حکم «زکات» در «مکّه» نازل نشده بود، یا اگر نازل شده بود مقدار معین نداشت.

لذا، بعضى دیگر معتقدند: مراد از «حق معلوم» چیزى غیر از زکات است که انسان بر خود لازم مى شمرد که به نیازمندان دهد، شاهد این تفسیر حدیثى است از امام صادق(علیه السلام)، که وقتى از تفسیر این آیه سؤال کردند که: آیا این چیزى غیر از زکات است؟ فرمود: هُوَ الرَّجُلُ یُؤْتِیهِ اللَّهُ الثَّرْوَةَ مِنَ الْمالِ، فَیُخْرِجُ مِنْهُ الأَلْفَ وَ الأَلْفَیْنِ وَ الثَّلاثَةَ الآلافِ وَ الأَقَلَّ وَ الأَکْثَرَ، فَیَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ، وَ یَحْمِلُ بِهِ الْکَلَّ عَنْ قَوْمِهِ: «آرى، این درباره کسى است که خداوند ثروت و مالى به او مى بخشد و او به مقدار هزار یا دو هزار یا سه هزار یا بیشتر و کمتر از آن جدا کرده و با آن صله رحم مى کند و مشقت از قوم خود بر مى دارد».(5)

تفاوت میان «سائل» و «محروم» این است: «سائل» کسى است که حاجت خود را مى گوید و تقاضا مى کند، و «محروم» کسى است که شرم و حیا مانع تقاضاى او است، در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «محروم کسى است که زحمت در کسب و کار مى کشد، ولى زندگى او پیچیده شده است».(6)

این حدیث نیز مناسب همان تفسیرى است که ذکر شده; زیرا چنین اشخاصى کمتر روى سؤال دارند.(7)

به هر حال، انجام این کار از یک سو اثر اجتماعى دارد، و با فقر و محرومیت مبارزه مى کند، و از سوى دیگر اثر اخلاقى روى کسانى که به آن عمل مى کنند مى گذارد، و قلب و جانشان را از حرص، بخل و دنیاپرستى مى شوید.

* * *

آیه بعد به سومین ویژگى آنها اشاره کرده، مى افزاید: «کسانى که به روز جزا ایمان دارند» (وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ).

* * *

و در ویژگى چهارم مى گوید: «و کسانى که از عذاب پروردگارشان بیمناکند» (وَ الَّذِینَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ).

* * *

«چرا که هیچ کس از عذاب پروردگارش در امان نیست» (إِنَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَیْرُ مَأْمُون).

آنها از یکسو، ایمان به روز جزا دارند، و با توجه به تعبیر «یُصَدِّقُون» که فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد، آنها پیوسته توجه دارند که حساب و کتاب و جزائى در کار است.

بعضى از مفسران آن را به معنى «تصدیق عملى»، یعنى: انجام وظائف و ترک محرمات تفسیر کرده اند، ولى ظاهر آیه مطلق است، هم تصدیق علمى و هم عملى را شامل مى شود.

و از آنجا که ممکن است کسى ایمان به روز جزا داشته باشد، اما خود را مشمول مجازات نشمرد، مى گوید: «آنها هرگز خود را در امان نمى بینند» یعنى: دائماً احساس مسئولیت مى کنند، حسنات خود را ناچیز و سیئات خویش را بزرگ محسوب مى دارند.

لذا در حدیثى از امیر مؤمنان(علیه السلام) آمده است که به فرزندش نصیحت کرده، فرمود: فرزندم! خَفِ اللّهَ خَوْفاً أَنَّکَ لَوْ أَتَیْتَهُ بِحَسَناتِ أَهْلِ الأَرْضِ لَمْ یَقْبَلْها مِنْکَ، وَ ارْجُ اللّهَ رَجاءً أَنَّکَ لَوْ أَتَیْتَهُ بِسَیِّئاتِ أَهْلِ الأَرْضِ غَفَرَها لَکَ:

«آن چنان از خدا خائف باش که اگر تمام حسنات مردم روى زمین را بیاورى، از تو نپذیرد! و آن چنان به او امیدوار باش که اگر تمام گناهان اهل زمین را داشته باشى، احتمال ده تو را بیامرزد»!.(8)

حتى خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى فرمود: لَنْ یُدْخِلَ الْجَنَّةَ أَحَداً عَمَلُهُ، قالُوا: وَ لا أَنْتَ یا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ: وَ لا أَنَا، اِلاّ أَنْ یَتَغَمَّدَنِى اللّهُ بِرَحْمَتِهِ!:

«هیچ کس را عملش وارد بهشت نمى سازد، عرض کردند: حتى خود شما اى رسول خدا؟! فرمود: آرى، من هم چنین هستم، مگر آن که رحمت خدا شامل من شود»!.

1 ـ توضیح دیگرى تحت عنوان «انسان در قرآن کریم» در جلد 8 تفسیر «نمونه»، صفحه 239 تا 241 آورده ایم (ذیل آیه 12 «یونس»).

2 ـ «المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث»، جلد 2، صفحه 160 (ماده دوام).

3 ـ «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 415.

4 ـ «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 416.

5 ـ «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 417، حدیث 25.

6 ـ «نور الثقلین»، جلد 5، صفحه 417، حدیث 27.

7 ـ شرح بیشترى درباره حق مزبور و تفسیر «سائل» و «محروم» در جلد 22 تفسیر «نمونه»، صفحه 323 آمده است (ذیل آیه 19 ذاریات).

8 ـ «بحار الانوار»، جلد 64، صفحه 394.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=70&verse=19, text code 2e2023ff0ded

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
236
Open the source