تفسیر نمونه

Surah المدثر, Verses 18–25, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

18إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ

19فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ

20ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ

21ثُمَّ نَظَرَ

22ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ

23ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ

24فَقالَ إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ یُؤْثَرُ

25إِنْ هذا إِلاّ قَوْلُ الْبَشَرِ

ترجمه:

18 ـ او اندیشه کرد و چاره ساخت!

19 ـ مرگ بر او! چگونه چاره کرد؟!

20 ـ باز هم مرگ بر او! چگونه چاره نمود؟!

21 ـ پس نگاهى کرد.

22 ـ و چهره در هم کشید و عجولانه دست به کار شد.

23 ـ سپس پشت کرد و تکبر ورزید.

24 ـ و سرانجام گفت: «این (قرآن) چیزى جز سحرى همچون سحرهاى پیشینیان نیست!

25 ـ این فقط سخن انسان است».

تفسیر:

مرگ بر او چه نقشه شومى کشید!

در این آیات، توضیحات بیشترى پیرامون مردى که خداوند مال و فرزندان فراوان به او داده بود، و او در مقام مخالفت با پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) بر آمد ـ یعنى «ولید بن مغیره مخزومى» ـ آمده است.

مى فرماید: «او اندیشه کرد که پیامبر و قرآن را به چه چیز متهم کند؟ و مطلب را در ذهن خود آماده ساخت» (إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ).

بدیهى است فکر کردن ذاتاً کار خوبى است اما به شرط این که در مسیر حق باشد که گاه یک ساعت آن فضیلت عبادت یک سال، و حتى یک عمر را دارد; چرا که همان یک ساعت مى تواند سرنوشت انسان را به کلى دگرگون سازد، ولى اگر فکر در مسیر کفر، فساد و شیطنت به کار گرفته شود مذموم و نکوهیده است، و فکر کردن «ولید» از همین نوع بود.

«قَدَّرَ» از ماده «تقدیر» در اینجا به معنى آماده ساختن مطلب در ذهن و تصمیم گرفتن براى اجراى آن نقشه شوم است.

* * *

آن گاه در مذمت او مى افزاید: «مرگ بر او باد! چگونه نقشه براى مبارزه با حق کشید» (فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ).

* * *

پس از آن به عنوان تأکید، اضافه مى کند: «باز هم مرگ بر او باد! چگونه مطلب را براى مبارزه با حق آماده کرد» (ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ).

و این اشاره به همان چیزى است که در شأن نزول آمد که او مى خواست افکار مشرکان را متحد سازد، و به آنها جهت واحدى دهد، تا یک زبان، مطلبى را بر ضد پیامبر(صلى الله علیه وآله) تبلیغ کنند و هنگامى که پیشنهاد کردند: به حضرت لقب «شاعر» دهد، نپذیرفت، سپس عنوان «کاهن» را پیشنهاد کردند او موافقت نکرد، بعد عنوان «مجنون» پیشنهاد شد آن را نیز نپسندید، و سرانجام پیشنهاد کردند که پیامبر (صلى الله علیه وآله) را «ساحر» بخوانند، و او با آن موافقت کرد; چرا که به پندارش، اثر سحر که جدائى افکندن میان دو دوست و ایجاد دوستى میان دو فرد مخالف بود، با ظهور اسلام و قرآن پیدا شده بود.

و چون این طرح و نقشه بعد از مطالعه و اندیشه آماده شد، قرآن از آن تعبیر «فَکَّرَ وَ قَدَّرَ» که بسیار کوتاه و پر معنى است مى کند، و به این ترتیب اگر پیشنهاد

هم از ناحیه دیگران بود ولى فکر و انتخاب از ناحیه «ولید» صورت گرفت.

این جمله، مخصوصاً با توجه به تکرار آن، دلیل بر این است که او در افکار شیطانى مهارت داشت، آن چنان که فکر و اندیشه اش مایه تعجب بود.

* * *

و بعد مى گوید: «او بار دیگر نظر کرد» (ثُمَّ نَظَرَ).

و ساخته و پرداخته فکر خود را مورد بررسى مجدد قرار داد، تا از استحکام و انسجام لازم و جنبه هاى مختلف آن آگاه و مطمئن گردد.

* * *

«بعد از آن، چهره در هم کشید، و عجولانه دست به کار شد» (ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ).

* * *

«سپس پشت به حق نمود و تکبر ورزید» (ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَکْبَرَ).

* * *

«و سرانجام گفت: این چیزى جز یک سحر جالب همانند آنچه از پیشینیان نقل شده، نیست» (فَقالَ إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ یُؤْثَرُ).

* * *

«این فقط قول بشر است» و هیچ ارتباطى با وحى آسمانى ندارد! (إِنْ هذا إِلاّ قَوْلُ الْبَشَرِ).

و به این ترتیب، آخرین سخن خود را بعد از مطالعه مکرر و تفکر شیطانى، براى مبارزه با قرآن اظهار داشت، اما با تمام شیطنتى که این مغز متفکر عصر جاهلیت و شرک، به خرج داد، با این سخنش مدح و تمجید فوق العاده اى از قرآن کرد، بى آن که خودش بداند، او نشان داد: قرآن جاذبه فوق العاده اى دارد که قلب هر انسانى را تسخیر مى کند، و به گفته او تأثیر سحرانگیزى در آن است که دل ها را مسحور مى سازد.

و از آنجا که قرآن هیچ شباهتى به سحر ساحران نداشت، بلکه سخنانى بود منطقى، موزون و حساب شده، این خود دلیل بر آن بود که قول بشر نیست و از یک وحى آسمانى، از جهان ماوراء طبیعت، از علم بى پایان خداوند، سرچشمه گرفته، که همه زیبائى ها را توأم با انسجام و استحکام در خود جمع کرده است.

«عَبَسَ» از ماده «عُبوس» (بر وزن جُلوس) به معنى در هم کشیدن چهره است، و «عَبُوس» (بر وزن مجوس) به معنى کسى است که داراى این صفت است.

«بَسَرَ» از ماده «بسور» و «بَسر» (بر وزن نصر) گاه، به معنى عجله کردن در انجام کارى قبل از فرارسیدن وقت آن است، و گاه، به معنى درهم کشیدن صورت و دگرگون ساختن چهره.

در آیه مورد بحث، اگر معنى دوم مراد باشد هماهنگ با جمله «عَبَسَ» مى شود و اگر به معنى اول بوده باشد اشاره به دستپاچگى و تصمیم گیرى عجولانه براى انتخاب یک «برچسب» نادرست براى قرآن است.

جمله «یُؤْثَر» از ماده «اثر» به معنى روایتى است که از پیشینیان نقل شده و آثارى است که از آنها باقى مانده و بعضى آن را از ماده «ایثار» به معنى برگزیدن و مقدم داشتن دانسته اند.

مطابق معنى اول، «ولید» مى گوید: این سحرى است همانند سحرهائى که از پیشینیان نقل شده، و مطابق معنى دوم مى گوید: سحرى است که به خاطر حلاوت و جاذبه اش در دل ها اثر مى کند، و مردم آن را بر همه چیز مقدم مى دارند.

به هر حال، این یک اعتراف ضمنى به اعجاز قرآن است; چرا که قرآن هیچگونه شباهتى به کارهاى خارق العاده ساحران ندارد، کلامى است متین و استوار، مملو از معنویت، و داراى جاذبه و نفوذ بى مانند که اگر طبق گفته «ولید» قول بشر بود، دیگران هم باید بتوانند همانند آن را بیاورند، در حالى که مى دانیم قرآن بارها دعوت به مقابله کرد، و احدى از دشمنان سرسخت که در زبان عرب مهارت فوق العاده داشتند، نتوانستند چیزى همسان آن بیاورند و نه حتى کمتر از آن، و این است معنى معجزه.

* * *

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=74&verse=18, text code 1b08d62fd228

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
236
Open the source