تفسیر نمونه

Surah المدثر, Verses 49–56, آیت الله العظمی مکارم شیرازی

Back to the verses

49فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ

50کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ

51فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَة

52بَلْ یُرِیدُ کُلُّ امْرِئ مِنْهُمْ أَنْ یُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً

53کَلاّ بَلْ لا یَخافُونَ الآخِرَةَ

54کَلاّ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ

55فَمَنْ شاءَ ذَکَرَهُ

56وَ ما یَذْکُرُونَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ

ترجمه:

49 ـ چرا آنها از تذکر روى گردانند؟!

50 ـ گوئى گورخرانى رمیده اند.

51 ـ که از (مقابل) شیرى فرار کرده اند!

52 ـ بلکه هر کدام از آنها انتظار دارد نامه جداگانه اى براى او فرستاده شود!

53 ـ چنین نیست بلکه آنها از آخرت نمى ترسند.

54 ـ چنین نیست آن (قرآن) یک یادآورى است!

55 ـ هر کس بخواهد از آن پند مى گیرد.

56 ـ و هیچ کس پند نمى گیرد مگر این که خدا بخواهد; او اهل تقوا و اهل آمرزش است!

تفسیر:

چنان از حق مى گریزند که گورخران از شیر!

در ادامه بحثى که پیرامون سرنوشت مجرمان و دوزخیان در آیات قبل آمده بود، در آیات مورد بحث وحشت این گروه معاند و لجوج را از شنیدن سخن حق و هر گونه اندرز و نصیحت به روشنترین وجهى منعکس مى کند.

نخست مى گوید: «چرا آنها این همه از تذکر و یادآورى روى گردانند»؟ (فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ).(1)

چرا از داروى شفابخش قرآن فرار مى کنند؟ چرا دست رد بر سینه طبیب دلسوز مى زنند؟ راستى جاى تعجب است.

* * *

«گوئى آنها گورخرانى هستند رمیده و فرارى» (کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ).

* * *

«که از شیر (یا صیاد) فرار کرده اند» (فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَة).

«حُمُر» جمع «حمار» به معنى الاغ است، منتها در اینجا به قرینه فرار کردن از چنگال شیر یا صیاد، منظور خر وحشى یا گورخر است(2) و به تعبیر دیگر این کلمه، مفهوم وسیعى دارد که وحشى و اهلى آن را شامل مى شود.

«قَسْوَرَة» از ماده «قسر» (به معنى قهر و غلبه) گرفته شده، و یکى از نام هاى «شیر» است، و بعضى آن را به معنى تیرانداز و یا صیاد نیز تفسیر کرده اند، ولى معنى اول در اینجا مناسب تر به نظر مى رسد.

معروف است: «گورخر» وحشت عجیبى از «شیر» دارد، حتى موقعى که صداى شیر را مى شنود، چنان وحشتى بر او مستولى مى شود که دیوانهوار به هر سو مى دود، مخصوصاً هنگامى که شیر به گروهى از آنها برسد چنان پراکنده مى شوند و به هر سو مى دوند که هر بیننده اى را غرق تعجب مى کند، اصولاً این حیوان به حکم وحشى بودن، از همه چیز وحشت دارد، چه رسد به دشمن خونخوارش، شیر.

به هر حال، این آیه تعبیرى است بسیار رسا و گویا از وحشت و فرار مشرکان از آیات روح پرور قرآن، آنها را به گورخر تشبیه کرده که هم فاقد عقل و شعور است، و هم به علت وحشى بودن گریزان از همه چیز، در حالى که در برابر آنها چیزى جز تذکره (وسیله یادآورى و بیدارى و هوشیارى) قرار ندارد.

* * *

ولى با این همه نادانى و بى خبرى آن چنان پر ادعا و متکبرند که: «هر کدام از آنها انتظار دارد نامه هاى جداگانه اى از سوى خداوند به او داده شود»! (بَلْ یُرِیدُ کُلُّ امْرِئ مِنْهُمْ أَنْ یُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً).(3)

این شبیه چیزى است که در آیه 93 سوره «اسراء» آمده است: وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ حَتّى تُنَزِّلَ عَلَیْنا کِتاباً نَقْرَؤُهُ: «اگر به آسمان نیز بروى ما به تو ایمان نمى آوریم مگر آن که نامه اى (از سوى خدا) بر ما نازل کنى»!

و یا آیه 124 سوره «انعام» که مى گوید: قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِیَ رُسُلُ اللّهِ: «آنها مى گویند ما ایمان نمى آوریم تا زمانى که همان چیزى که به رسولان الهى نازل شده به ما نیز داده شود»!

و به این ترتیب، هر کدام انتظار داشتند پیامبرى اولو العزم باشند! و نامه مخصوصى به نامشان از سوى خدا از آسمان نازل شود، و تازه اگر چنین چیزى

نازل مى شد، معلوم نبود ایمان بیاورند.

در بعضى از روایات آمده است: «ابو جهل» و جماعتى از قریش گفتند: اى محمّد ما به تو ایمان نمى آوریم تا زمانى که نامه اى از آسمان بیاورى که عنوانش این باشد: «از خداوند ربّ العالمین به فلان، فرزند فلان، و در آن رسماً دستور داده شود که ما به تو ایمان بیاوریم»!(4)

* * *

و لذا در آیه بعد مى افزاید: «چنان نیست که آنها مى گویند» (کَلاّ).

نازل شدن کتاب آسمانى بر آنها و مطالب دیگرى از این قبیل همه بهانه است.

«آنها در حقیقت از آخرت نمى ترسند» (بَلْ لا یَخافُونَ الآخِرَةَ).

اگر آنها از عذاب آخرت بیم داشتند، این همه بهانه جوئى نمى کردند، تکذیب رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نمى نمودند، آیات الهى را به باد سخریه نمى گرفتند، تعداد فرشتگان مأمور عذاب را وسیله استهزاء قرار نمى دادند.

و از اینجا اثر ایمان به معاد در تقوا، پرهیز از گناه و پاک شدن از انواع معاصى بزرگ روشن مى شود.

به حق باید گفت: ایمان به جهان رستاخیز، پاداش و کیفر قیامت، شخصیت تازه اى به انسان مى بخشد، و مى تواند افراد بى بند و بار، متکبر و خودخواه و ظالم را به انسانى متعهد و متقى و متواضع و عدالت پیشه تبدیل کند.

* * *

آن گاه بار دیگر تأکید مى کند: «آن گونه که آنها درباره قرآن مى اندیشند، نیست» (کَلاّ).

«مسلماً قرآن تذکر و یادآورى است» (إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ).

* * *

«و هر کس بخواهد از آن پند مى گیرد» (فَمَنْ شاءَ ذَکَرَهُ).

قرآن هم راه را نشان داده، هم دیده بینا در اختیار گذارده، و هم نور آفتاب را، «تا آدمى نگاه کند پیش پاى خویش»!.

* * *

در عین حال، پند گرفتن از آن، جز به مشیت و توفیق الهى ممکن نیست «و آنها اندرز نمى گیرند جز این که خدا بخواهد» (وَ ما یَذْکُرُونَ إِلاّ أَنْ یَشاءَ اللّهُ).

این جمله داراى چند تفسیر است: یکى همان که در بالا گفتیم، یعنى انسان نمى تواند راه هدایت را بپوید، جز این که به ذیل عنایت پروردگار توسل جوید، و از او توفیق و امداد طلبد.

تا که از جانب معشوق نباشد کششى *** کوشش عاشق بیچاره به جائى نرسد

و البته این امداد الهى در زمینه هاى مساعد نازل مى گردد.

دیگر این که: جمله «فَمَنْ شاءَ ذَکَرَه» که در آیه قبل آمده، ممکن است این توهم را ایجاد کند که همه چیز بسته به اراده خود انسان است، و اراده او از هر نظر استقلال دارد، این آیه براى رفع این اشتباه، مى گوید: انسان در عین مختار و آزاد بودن، وابسته به مشیت الهى است، مشیتى که بر سراسر عالم هستى و جهان آفرینش حاکم است، و به تعبیر دیگر: همین اختیار و آزادى انسان نیز با مشیت او است، و هر لحظه بخواهد مى تواند آن را بگیرد.

سوم این که: مى گوید آنها به هیچ قیمتى ایمان نمى آورند مگر این که خداوند بخواهد و آنها را مجبور سازد، و مى دانیم: خدا کسى را اجبار به ایمان یا کفر نمى کند.

البته تفسیر اول و دوم بهتر و مناسب تر است.

و در پایان آیه، مى فرماید: «او اهل تقوا و آمرزش است» (هُوَ أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ).

شایسته است از عقاب او بترسند، و از این که چیزى را شریک او قرار دهند بپرهیزند و نیز شایسته است: به آمرزش او امیدوار باشند.

در حقیقت این جمله اشاره اى به مقام «خوف»، «رجاء»، «عذاب» و مغفرت الهى است، و تعلیلى است براى آیه قبل.

لذا در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: در تفسیر این آیه فرمود: خداوند مى گوید: أَنَا أَهْلٌ أَنْ أُتُّقِىَ، وَ لا یُشْرِکَ بِى عَبْدِى شَیْئاً وَ أَنَا أَهْلٌ أِنْ لَمْ یُشْرِکْ بِى شَیْئاً أَنْ أُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ:

«من شایسته این هستم که از من پرهیز شود، و بنده ام چیزى را شریک من قرار ندهد، و من شایسته ام که اگر بنده ام چیزى را شریک من قرار ندهد، او را داخل بهشت کنم».(5)

گرچه تمام مفسران تا آنجا که ما دیده ایم، «تقوا» را در اینجا به معنى «مفعولى» تفسیر کرده اند و گفته اند: خدا شایسته این است که از او (از شرک و معصیت او) بپرهیزند، ولى، این احتمال نیز هست که به معنى «فاعلى» نیز تفسیر شود یعنى خدا، اهل تقوا است، از هر گونه ظلم و قبیح و هر گونه کارى که بر خلاف حکمت است مى پرهیزد، و در حقیقت بالاترین مقام تقوا از آن خدا است و آنچه در بندگان است، شعله ضعیفى از آن تقواى بى انتها است، هر چند تعبیر به «تقوا» به معنى اسم فاعلى در مورد خداوند کمتر گفته مى شود.

به هر حال، این سوره، با امر به «انذار» و «تکلیف» شروع شد، و با دعوت به «تقوا» و «وعده مغفرت» پایان مى پذیرد، و اینجا است که با نهایت خضوع و تضرع به پیشگاه مقدسش عرضه مى داریم:

* * *

پروردگارا! ما را از اهل تقوا و مغفرت خود قرار ده!

خداوندا! تا توفیق و الطاف تو دست ما را نگیرد به جائى نمى رسیم، ما را مشمول این عنایت فرما!

بار الها! دام سخت است، و راه پر پیچ و خم، و شیطان آماده اغواگرى، پیمودن این راه، جز به امداد تو میسر نیست، ما را امداد کن!

آمِیْنَ یا رَبَّ الْعالَمِیْنَ

پایان سوره مدثر(6)

19 / صفر الحرام / 1407

1 ـ در این جمله «ما» «مبتدا» است و «لَهُم» «خبر» و «مُعْرِضِینَ» «حال» براى ضمیر «لَهُم» و «عَنِ التَّذْکِرَةِ» «جار و مجرور» متعلق به «مُعْرِضِینَ» است.

بعضى معتقدند: مقدم داشتن «عَنِ التَّذْکِرَةِ» بر «مُعْرِضِینَ» دلالت بر حصر دارد یعنى آنها تنها از یادآورى هاى مفید روى گردانند، به هر حال منظور از «تذکرة» در اینجا هر گونه یادآورى مفید و سودمند است که در رأس آنها قرآن مجید قرار دارد.

2 ـ «گورخر» مرکب از «گور» به معنى «صحرا» و «خر» است، و لذا به آن خر وحشى و «خر صحرائى» نیز مى گویند.

3 ـ «صُحُف» جمع «صحیفه» به معنى ورقه اى است که آن را این طرف و آن طرف مى کنند (چون اصل ماده «صحف» و «صحیفه» به معنى چیز گسترده، مانند صورت است) سپس به نامه و کتاب اطلاق شده.

4 ـ تفسیر «قرطبى»، و تفسیر «مراغى»، و تفاسیر دیگر.

5 ـ تفسیر «برهان»، جلد 4، صفحه 405.

6 ـ پایان تصحیح: 22 / 2 / 1383.

Source and licence of this commentary

Source: Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem ShiraziLicence: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

This commentary is its author’s understanding, not Siraj’s view.

Where in the source: https://quran.makarem.ir/fa/interpretation?sura=74&verse=49, text code c82b2710c3c0

Details Source and licence of this commentary

Tafsir Nemooneh (تفسیر نمونه), the Persian commentary of the Quran written under Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi with a group of co-authors, as published on https://quran.makarem.ir/, the Quran and tafsir site of the office of آیت الله العظمی مکارم شیرازی: one page per ayah (/fa/interpretation?sura=…&verse=…). Part 06: surah 44 ayah 1 to surah 74 ayah 56, 236 passages. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. Passages: the site serves one commentary for a passage on the page of each of its ayahs; consecutive ayahs of one surah whose pages serve the same commentary form one record with that range. An ayah whose page serves no commentary of its own joins a neighbouring passage only when that passage quotes it. Changes: only the HTML markup of the commentary block was removed: block elements became paragraphs separated by one blank line, a line-break tag a line feed, inline tags gave their text unchanged; the character references (  « » >) were replaced by the characters they name; white space of the markup was collapsed to one space and dropped at the edges of a paragraph; the footnotes stay where the page has them, after the text, with their markers; nothing else was changed. Not taken: the ayah and its translation shown above the commentary. Retrieved 2026-10-16 to 2026-10-23: 6248 requests one at a time, at least 6 seconds apart (6236 answered 200, one per ayah); the list of the requests (raw/index.jsonl) has SHA-256 ad7f694f4fd24e1501a679a2db6df2c800c78c6d4d0773cf3a1e883e6fe16f4c.

Source
Tafsir Nemooneh, Persian commentary of the Quran (quran.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
Publisher
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
Version of the source
retrieved-2026-10-17
Collection code
makarem-tafsir-nemooneh-2026-10-23-part06
Language and tradition
Persian, Twelver Shia
Approved for display
Number of texts
236
Open the source