حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده
روایت ۱
متن روایت
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
وَ قَالَ عَليهِ السَّلامُ
کَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ وَ کَانَ يُعْظِمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلا يَشْتَهِي مَا لا يَجِدُ وَلا يُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ وَ کَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ وَ کَانَ ضَعِيفاً مُسْتَضْعَفاً فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ لا يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِيَ قَاضِياً وَ کَانَ لا يَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا يَجِدُ الْعُذْرَ فِي مِثْلِهِ حَتَّى يَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ وَ کَانَ لا يَشْکُو وَجَعاً إِلاَّ عِنْدَ بُرْئِهِ وَ کَانَ يَقُولُ مَا يَفْعَلُ وَ لا يَقُولُ مَا لا يَفْعَلُ وَ کَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْکَلامِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى السُّکُوتِ وَ کَانَ عَلَى مَا يَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَکَلَّمَ وَ کَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ يَنْظُرُ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى فَيُخَالِفُهُ فَعَلَيْکُمْ بِهَذِهِ الْخَلائِقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِيهَا فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوهَا فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِيلِ خَيْرٌ مِنْ تَرْکِ الْکَثِيرِ.امام (عليه السلام) فرمود: در گذشته برادرى الهى و دينى داشتم (که وصفش چنين بود): آنچه او را در نظرم بزرگ جلوه مى داد کوچکى دنيا در نظر او بود. او از تحت حکومت شکم خارج بود، از اين رو آنچه نمى يافت اشتهايش را نداشت (و به دنبال آن نمى رفت) و آنچه را که مى يافت زياد مصرف نمى کرد. بيشتر اوقات زندگانى اش ساکت بود و (در عين حال) اگر سخنى مى گفت بر گويندگان چيره مى شد و عطش سؤال کنندگان را فرو مى نشاند. (به دليل نهايت تواضع، بر حسب ظاهر) انسان ضعيفى بود و مردم نيز او را ضعيف مى شمردند؛ ولى هرگاه کار مهم و جدى به ميان مى آمد همچون شير بيشه مى خروشيد و مانند مار بيابانى به حرکت درمى آمد. پيش از حضور در مجلس داورى، دليلى اقامه نمى کرد. هيچ کس را براى کارى که انجام داده، در آن جا که امکان داشت عذرى داشته باشد ملامت نمى کرد تا عذر او را بشنود. او هرگز از درد خود جز هنگام بهبودى شکايت نمى کرد. همواره سخنى مى گفت که خود انجام مى داد وچيزى را که انجام نمى داد نمى گفت. اگر در سخن گفتن مغلوب مى شد هرگز در سکوت، کسى بر او غلبه نمى يافت. او به شنيدن حريص تر بود تا گفتن. او چنان بود که هرگاه دو کار برايش پيش مى آمد انديشه مى کرد که کدام به هوا و هوس نزديک تر است، با آن مخالفت مى ورزيد (و آن را که خلاف هواى نفس بود مقدم مى شمرد، اگر مى خواهيد راه سعادت و نجات را پيدا کنيد) بر شما باد که اين صفات را تحصيل کنيد، پيوسته با آن باشيد و از يکديگر در داشتن آن ها سبقت بگيريد و اگر نمى توانيد همه آن ها را انجام دهيد (به مقدار توان انجام دهيد و) بدانيد که انجام دادن مقدار کم بهتر از ترک بسيار است.