حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده
روایت ۷
متن روایت
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
وَ لََقَدْ کَانَ (صلي الله عليه و آله) يَأْکُلُ عَلَى اَلْأَرْضِ، وَ يَجْلِسُ جِلْسَةَ آلْعَبْدِ، وَ يَخْصِفُ بِيَدِهِ نَعْلَهُ، وَ يَرْقَعُ بِيَدِهِ ثَوْبَهُ، وَ يَرْکَبُ آلْحِمَارَ آلْعَارِيَ، وَ يُرْدِفُ خَلْفَهُ، وَ يَکُونُ السِّتْرُ عَلَى بَابِ بَيْتِهِ فَتَکُونَ فِيهِ التَّصَاوِيرُ فَيَقُولُ: «يَا فُلانَةُ ـ لِإِحْدَى أَزْوَاجِهِ ـ غَيِّبِيهِ عَنِّي، فَإِنِّي إِذَا نَظَرْتُ إِلَيْهِ ذَکَرْتُ الدُّنْيَا وَ زَخَارِفَهَا». فَأَعْرَضَ عَنِ الدُّنْيَا بِقَلْبِهِ، وَ أَمَاتَ ذِکْرَهَا مِنْ نَفْسِهِ، وَ أَحَبَّ أَنْ تَغِيبَ زِينَتُهَا عَنْ عَيْنِهِ، لِکَيْلا يَتَّخِذَ مِنْهَا رِيَاشآ، وَ لا يَعْتَقِدَهَا قَرَارآ، وَ لا يَرْجُو فِيهَا مُقَامآ، فَأَخْرَجَهَا مِنَ النَّفْسِ، وَ أَشْخَصَهَا عَنِ آلْقَلْبِ، وَ غَيَّبَهَا عَنِ آلْبَصَرِ.
وَ کَذَلِکَ مَنْ أَبْغَضَ شَيْئآ أَبْغَضَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَيْهِ، وَ أَنْ يُذْکَرَ عِنْدَهُ.پيامبر (صلي الله عليه و آله) روى زمين (بدون فرش) مى نشست و غذا مى خورد و با تواضع، همچون بردگان مى نشست، با دست خود پارگى کفش خويش را مى دوخت و با دست خود لباسش را وصله مى زد. بر مرکب برهنه سوار مى شد و (حتّى) کسى را پشت سر خود سوار مى کرد. پرده اى بر در اتاق خود ديد که در آن تصويرهايى بود. همسرش را صدا زد و فرمود: آن را از نظرم پنهان کن که هر زمان چشمم به آن مى افتد به ياد دنيا و زر و زيور آن مى افتم. به اين ترتيب با قلب خود (و تمام وجودش) از زر و زيور دنيا روى گردان بود و ياد آن را در وجود خود ميراند و دوست داشت زر و زيور آن همواره از چشمش پنهان باشد؛ مبادا از آن لباس فاخرى براى خود تهيّه کند و دنيا را قرارگاه خويش پندارد و اميد اقامت در آن را داشته باشد؛ در نتيجه آن را از جان خود بيرون راند و از قلب خود دور ساخت و از ديدگانش پنهان کرد (آرى!) چنين است آن کسى که چيزى را مبغوض مى دارد و نگاه کردن به آن و يادآورى آن را نيز مبغوض مى شمرد.