حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده
روایت ۳
متن روایت
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
وَ هَلُمَّ آلْخَطْبَ فِي آبْنِ أَبِي سُفْيَانَ، فَلَقَدْ أَضْحَکَنِي الدَّهْرُ بَعْدَ إِبْکَائِهِ؛ وَ لاغَرْوَ وَ آللهِ، فَيَا لَهُ خَطْبآ يَسْتَفْرِغُ آلْعَجَبَ، وَ يُکْثِرُ اَلْأَوَدَ! حَاوَلَ آلْقَوْمُ إِطْفَاءَ نُورِ آللهِ مِنْ مِصْبَاحِهِ، وَ سَدَّ فَوَّارِهِ مِنْ يَنْبُوعِهِ، وَجَدَحُوا بَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ شِرْبآ وَ بِيئآ، فَإِنْ تَرْتَفِعْ عَنَّا وَ عَنْهُمْ مِحَنُ آلْبَلْوَى، أَحْمِلْهُمْ مِنَ آلْحَقِّ عَلَى مَحْضِهِ؛ وَ إِنْ تَکُنِ اَلْأُخْرَى، (فَلا تَذْهَبْ نَفْسُکَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ إِنَّ آللهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ).(بحث درباره گذشته خلافت را با تمام اشکالاتش رها کن،) اکنون بيا و مشکل مهمّ پسر ابوسفيان را تماشا کن. به راستى، روزگار، مرا خنداند بعد از آن که گريانيد! به خدا سوگند! تعجّب هم ندارد. آه! چه حادثه عظيمى که ديگر تعجّبى باقى نگذاشت وکژى و انحراف بسيار به بار آورد! آن ها کوشيدند نور خدا را که از چراغش مى درخشيد خاموش سازند و مجراى فَوَران چشمه فيض الهى را مسدود کنند و ميان من و خودشان اين آب زلال را به بيمارى ها و سموم، آلوده سازند. هرگاه اين مشکلات موجود از ما و آن ها برطرف شود، من آن ها را به سوى حق خالص مى برم و اگر مسير حوادث به گونه ديگرى بود (عاقبت شومى دارند) بر آن ها حسرت مخور؛ زيرا خداوند از آنچه انجام مى دهند، آگاه است.