حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده
روایت ۲
متن روایت
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
آلْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي لا تُدْرِکُهُ الشَّوَاهِدُ، وَلا تَحْوِيهِ آلْمَشَاهِدُ، وَلا تَرَاهُ النَّوَاظِرُ، وَلا تَحْجُبُهُ آلسَّوَاتِرُ، آلدَّالِّ عَلَى قِدَمِهِ بِحُدُوثِ خَلْقِهِ، وَبِحُدُوثِ خَلْقِهِ عَلَى وَجُودِهِ، وَبِاشْتِبَاهِهِمْ عَلَى أَنْ لا شَبَهَ لَهُ. الَّذِي صَدَقَ فِي مِيعَادِهِ، وَآرْتَفَعَ عَنْ ظُلْمِ عِبَادِهِ، وَقَامَ بِالْقِسْطِ فِي خَلْقِهِ، وَعَدَلَ عَلَيْهِمْ فِي حُکْمِهِ. مُسْتَشْهِدٌ بِحُدُوثِ آلْأَشْيَاءِ عَلَى أَزَلِيَّتِهِ، وَبِمَا وَسَمَهَا بِهِ مِنَ آلْعَجْزِ عَلَى قُدْرَتِهِ، وَبِمَا آضْطَرَّهَا إِلَيْهِ مِنَ آلْفَنَاءِ عَلَى دَوَامِهِ. وَاحِدٌ لا بِعَدَدٍ، وَدَائِمٌ لا بِأَمَدٍ، وَقَائِمٌ لا بِعَمَدٍ. تَتَلَقَّاهُ آلْأَذْهَانُ لابَمُشَاعَرَةٍ، وَتَشْهَدُ لَهُ آلْمَرَائِي لا بِمُحَاضَرَةٍ. لَمْ تُحِطْ بِهِ آلْأَوْهَامُ، بَلْ تَجَلَّى لَهَا بِهَا، وَبِهَا آمْتَنَعَ مِنْهَا، وَإِلَيْهَا حَاکَمَهَا. لَيْسَ بِذِي کِبَرٍ آمْتَدَّتْ بِهِ النِّهَايَاتُ فَکَبَّرَتْهُ تَجْسِيمآ، وَلا بِذِي عِظَمٍ تَنَاهَتْ بِهِ آلْغَايَاتُ فَعَظَّمَتْهُ تَجْسِيدآ؛ بَلْ کَبُرَ شَأْنآ، وَعَظُمَ سُلْطَانآ.ستايش مخصوص خداوندى است که حواس، وى را درک نمى کنند، و مکان ها او را در بر نمى گيرند، چشم ها او را نمى بينند و پوشش ها وى را مستور نمى سازند، خداوندى که با حدوث مخلوقاتش، ازليت خود را آشکار ساخته و با پيدايش موجودات، وجود خود را نشان داده و با همانند بودن آفريده ها، عدم وجود مثل و مانندى را براى ذات پاکش اثبات کرده است. خداوندى که در وعده هايش صادق است و برتر از آن است که به بندگانش ستم روا دارد. در ميان بندگان، قيام به قسط کرده و در داورى خود، عدالت را درباره آن ها (به طور کامل) رعايت مى کند. حادث بودن اشيا را گواه بر ازليتش قرار داده و ناتوانى آن ها را نشانه اى از قدرت خود، و فناى قهرى آن ها را گواه بر دوام و ابديتش شمرده است. او يگانه است؛ اما نه يگانه عددى (بلکه مثل و مانندى ندارد)، هميشگى است؛ ولى نه به اين معنا که زمان نامحدودى دارد (او برتر از زمان است) و برقرار است بى آن که نگهدارنده اى داشته باشد. عقل ها او را درمى يابند ولى نه از طريق حواس، و چشم ها او را مى بينند نه به صورت حضور جسمانى، انديشه ها هرگز به او احاطه پيدا نکرده، بلکه خداوند به وسيله انديشه ها بر انديشه ها تجلى کرده است و با نيروى عقل، مسلّم گشته که کنه ذاتش را نتوان درک کرد و انديشه هاى ژرف، افکار سستى را که دعوى احاطه بر کنه ذاتش را دارند، به محاکمه کشيده اند. (او بزرگ است) امّا نه به اين معنا که حد و مرز جسمش طولانى است، (او باعظمت است) امّا نه به اين معنا که ابعاد جسمانى فوق العاده بزرگى دارد، بلکه شأن و مقامش بزرگ و والاست و سلطه اش باعظمت!