حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده
روایت ۲
متن روایت
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
مَا وَحَّدَهُ مَنْ کَيَّفَهُ، وَلا حَقِيقَتَهُ أَصَابَ مَنْ مَثَّلَهُ، وَلا إِيَّاهُ عَنَى مَنْ شَبَّهَهُ، وَلا صَمَدَهُ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَتَوَهَّمَهُ. کُلُّ مَعْرُوفٍ بِنَفْسِهِ مَصْنُوعٌ، وَکُلُّ قَائِمٍ فِي سِوَاهُ مَعْلُولٌ. فَاعِلٌ لا بِاضْطِرَابِ آلَةٍ، مُقَدِّرٌ لا بِجَوْلِ فِکْرَةٍ، غَنِيٌّ لا بِاسْتِفَادَةٍ. لا تَصْحَبُهُ آلْأَوْقَاتُ، وَلا تَرْفِدُهُ آلْأَدَوَاتُ ؛ سَبَقَ آلْأَوْقَاتَ کَوْنُهُ، وَآلْعَدَمَ وُجُودُهُ، وَآلْإِبْتِدَاءَ أَزَلُهُ. بِتَشْعِيرِهِ آلْمَشَاعِرَ عُرِفَ أَنْ لا مَشْعَرَ لَهُ، وَبِمُضَادَّتِهِ بَيْنَ الْأُمُورِ عُرِفَ أَنْ لا ضِدَّ لَهُ، وَبِمُقَارَنَتِهِ بَيْنَ آلْأَشْيَاءِعُرِفَ أَنْ لاقَرِينَ لَهُ.ضَادَّالنُّورَبِالظُّلْمَةِ، وَآلْوُضُوحَ بِالْبُهْمَةِ، وَآلْجُمُودَ بِالْبَلَلِ، وَآلْحَرُورَ بِالصَّرَدِ. مُؤَلِّفٌ بَيْنَ مُتَعَادِيَاتِهَا، مُقَارِنٌ بَيْنَ مُتَبَايِنَاتِهَا، مُقَرِّبٌ بَيْنَ مُتَبَاعِدَاتِهَا، مُفَرِّقٌ بَيْنَ مُتَدَانِيَاتِهَا.کسى که براى خدا کيفيّتى قائل گردد او را يگانه ندانسته و آن کس که براى او مانند قرار دهد به حقيقتش پى نبرده و هر کس او را به چيزى تشبيه کند به مقصد نرسيده و آن کس که به او اشاره کند يا در وهم و انديشه آورد، او را منزّه (از صفات مخلوقات) ندانسته است. (کنه ذاتش هرگز شناخته نمى شود، زيرا) آنچه کنه ذاتش شناخته شده، مصنوع و مخلوق است و آنچه بقايش به ديگرى وابسته است معلول علّتى است. او فاعلى است که نيازمند حرکت دادن ابزار و آلات نيست و مدبّرى است که احتياج به جولان فکر و انديشه ندارد، بى نياز است امّا نه به اين معنا که (قبلا از شخص يا چيزى) بهره گرفته باشد. نه با زمان ها همراه است و نه از ابزار و وسايل بهره مى گيرد (بلکه) وجودش بر زمان پيشى گرفته و بر عدم، سبقت جسته و ازليّتش بر آغاز مقدّم بوده است. با آفرينش حواس (براى مخلوقات) معلوم شد که او از داشتن حواس پيراسته است و با آفرينش اشياى متضاد معلوم شد که ضدى براى او نيست و با قرين ساختن موجودات به يکديگر روشن شد که قرين و همتايى ندارد، نور را ضد ظلمت، و رنگ هاى روشن را ضد رنگ هاى تيره و تار، و خشکى را ضد رطوبت و گرمى را ضد سردى قرار داده است. اضداد را با هم ترکيب کرد و متباينات را قرين هم ساخت، امورى را که از هم دور بودند به يکديگر نزديک کرد و آن ها را که به يکديگر نزديک بودند از هم جدا ساخت.