حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده
روایت ۶
متن روایت
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
ثُمَّ ذَکَرْتَ مَا کَانَ مِنْ أَمْرِي وَأَمْرِ عُثْمَانَ، فَلَکَ أَنْ تُجَابَ عَنْ هَذِهِ لِرَحِمِکَ مِنْهُ، فَأَيُّنَا کَانَ أَعْدَى لَهُ، وَأَهْدَى إِلَى مَقَاتِلِهِ! أَمَنْ بَذَلَ لَهُ نُصْرَتَهُ فَاسْتَقْعَدَهُ اسْتَکَفَّهُ، أَمْ مَنِ اسْتَنْصَرَهُ فَتَرَاخَى عَنْهُ وَبَثَّ الْمَنُونَ إِلَيْهِ، حَتَّى أَتَى قَدَرُهُ عَلَيْهِ. کَلاَّ اللهِ لـَ(قَدْ يَعْلَمُ اللهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْکُمْ وَالْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَلا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلّا قَلِيلاً). وَمَا کُنْتُ لِأَعْتَذِرَ مِنْ أَنِّي کُنْتُ أَنْقِمُ عَلَيْهِ أَحْدَاثاً؛ فَإِنْ کَانَ الذَّنْبُ إِلَيْهِ إِرْشَادِي وَهِدَايَتِي لَهُ؛ فَرُبَّ مَلُومٍ لا ذَنْبَ لَهُ.
وَقَدْ يَسْتَفِيدُ الظِّنَّةَ الْمُتَنَصِّحُ
وَمَا أَرَدْتُ (إِلاَّ الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَما تَوْفِيقِي إِلّا بِاللهِ عَلَيْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ).سپس تو وضع مرا دربرابر عثمان يادآور شدى (و مرا به علت ترک يارى او سرزنش کردى)؛ حق توست که با اين گفتار (نادرست) از خويشاوندت دفاع کنى؛ ولى کدام يک از ما دشمنى اش با او بيشتر بود و راه را براى کشتنش هموار ساخت؟ آيا کسى که آماده يارى او بود، ولى (او يارى اش را نپذيرفت و) از او خواست که بر جاى خود بنشيند و دست از اين کار بکشد و يا کسى که (عثمان) از او يارى خواست و او تأخير کرد و مرگ را به سوى او فرستاد تا زندگانى اش به سر آمد؟ هرگز چنين نيست که تو مى گويى (و همه کسانى که در جريان قتل عثمان حضور داشتند اين حقيقت را به خوبى مى دانند). به خدا سوگند! (به شهادت قرآن مجيد) «خداوند کسانى را که مردم را (از جنگ) بازمى داشتند و کسانى را که به برادران خود مى گفتند: «به سوى ما بياييد (و خود را از معرکه بيرون کشيد)» به خوبى مى شناسد؛ آن ها (مردمى ضعيف اند و) جز اندکى پيکار نمى کنند». ولى هرگز سزاوار نبود که من از اين موضوع عذرخواهى کنم که بر عثمان به سبب بدعت هايى که (در تقسيم بيت المال و مناصب کشور اسلامى در ميان نااهلان) گذاشته بود عيب گرفتم و او را براى (اين کارها) سرزنش کردم. اگر گناه من ارشاد و هدايت او باشد (هيچ مانعى ندارد و اگر براى اين کار ملامت شوم افتخار مى کنم). چه بسيار کسانى که ملامت مى شوند و بى گناه اند (و به گفته شاعر:) گاه شخص ناصح و خيرخواه از بس بر نصيحت اصرار مى کند متهم مى شود. «من جز اصلاح ـ تا آن جا که توانايى دارم ـ هدفى نداشته و ندارم و توفيق من (در اين کار)، جز به (يارى) خدا نيست. تنها بر او توکل کردم و به سوى او بازمى گردم».