حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده
روایت ۷
متن روایت
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
وَذَکَرْتَ أَنَّهُ لَيْسَ لِي وَلِأَصْحَابِي عِنْدَکَ إِلاَّ السَّيْفُ، فَلَقَدْ أَضْحَکْتَ بَعْدَ اسْتِعْبَارٍ! مَتَى أَلْفَيْتَ بَنِي عَبْدِالْمُطَّلِبِ عَنِ الْأَعْدَاءِ نَاکِلِينَ وَبِالسَّيْفِ مُخَوَّفِينَ
فـَ لَبِّثْ قَلِيلاً يَلْحَقِ الْهَيْجَا حَمَلْ
فَسَيَطْلُبُکَ مَنْ تَطْلُبُ، وَيَقْرُبُ مِنْکَ مَا تَسْتَبْعِدُ، وَأَنَا مُرْقِلٌ نَحْوَکَ فِي جَحْفَلٍ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ، وَالتَّابِعِينَ لَهُمْ بِإِحْسَانٍ، شَدِيدٍ زِحَامُهُمْ، سَاطِعٍ قَتَامُهُمْ، مُتَسَرْبِلِينَ سَرَابِيلَ الْمَوْتِ؛ أَحَبُّ اللِّقَاءِ إِلَيْهِمْ لِقَاءُ رَبِّهِمْ، وَقَدْ صَحِبَتْهُمْ ذُرِّيَّةٌ بَدْرِيَّةٌ، وَسُيُوفٌ هَاشِمِيَّةٌ، قَدْ عَرَفْتَ مَوَاقِعَ نِصَالِهَا فِي أَخِيکَ وَخَالِکَ وَجَدِّکَ وَأَهْلِکَ (وَما هِيَ مِنَ الظّالِمِينَ بِبَعِيدٍ).تو (در نامه خود) گفته اى که نزد تو براى من و يارانم جز شمشير چيزى نيست (و مرا به جنگ تهديد کردى) به راستى بعد از گريه مرا به خنده آوردى! چه زمانى را به ياد دارى که فرزندان عبدالمطلب به دشمن پشت کرده باشند و از شمشير بترسند؟ (و به گفته شاعر:) «پس کمى صبر کن که حريفت به ميدان مى آيد»، آرى، به زودى آن کس که او را دنبال مى کنى به تعقيب تو برمى خيزد وآنچه را که از آن فرار مى کنى در نزديکى خود خواهى يافت و من در ميان سپاهى عظيم از مهاجران و انصار و تابعان به سرعت به سوى تو خواهم آمد، لشکرى که جمعيتشان به هم فشرده است و به هنگام حرکت غبارشان آسمان را تيره وتار مى کند، آن ها لباس شهادت به تن دارند و بهترين ملاقات براى آن ها ملاقات با پروردگارشان است و همراه آن ها لشکرى از فرزندان بدرند با شمشيرهاى هاشمى که مى دانى لبه تيز آن ها با پيکر برادر و دايى و جد و خاندانت چه کرد؟ «و آن (مجازات) از ساير ستمکاران دور نيست».