حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده

نهج‌البلاغه، با ترجمهٔ فارسی، جلد ۱، خطبه‌ها، خطبه ۱۷: داوران ناشايست

۴ بند

در منبع: بخش ۱، باب ۱۷

متن و ترجمه، همان‌طور که منبع منتشر کرده است
متن هر روایت و ترجمهٔ فارسی زیر آن را همان‌طور نشان می‌دهیم که منبع منتشر کرده است و چیزی از آن‌ها را عوض نکرده‌ایم. ترجمه را سراج ننوشته است. سراج این روایت‌ها را ارزیابی نکرده است و دربارهٔ اعتبارشان چیزی نشان نمی‌دهد.

ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی

  1. روایت ۱

    وَ مِنْ کَلَامٍ لَهُ (عليه السلام) فِي صِفَةِ مَنْ يَتَصَدَّى لِلْحُکْمِ بَيْنَ الاُمَّةِ وَلَيْسَ لِذلِکَ بِأهْلٍ، وَفِيها: أبْغَضُ الخَلائقِ إلى اللهِ صِنْفَانِ:

    از سخنان امام (عليه السلام) است درباره کسى که بدون شايستگى و لياقت، متصدّى مقام قضاوت در ميان مردم مى شود و در اين خطبه آمده است: مبغوض ترين خلايق نزد خدا دو گروه اند

  2. روایت ۲

    اِنَّ اَبْغَضَ الْخَلائِقِ اِلَى اللهِ رَجُلانِ: رَجُلٌ وَکَلَهُ اللّهُ اِلى نَفْسِهِ؛ فَهُوَ جائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبيلِ، مَشْغوفٌ بِکَلامِ بِدْعَةٍ، وَ دُعاءِ ضَلالَةٍ، فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ، ضَالٌّ عَنْ هَدْىِ مَنْ کان قَبْلَهُ، مُضِلٌّ لِمَنِ اقتْدَى بِهِ في حَياتِهِ وَ بَعْدَ وَفاتِهِ، حَمّالٌ خَطايا غَيْرِهِ، رَهْنٌ بِخَطيئَتِهِ.

    مبغوض ترين خلايق نزد خدا دو نفرند: کسى که خداوند وى را به حال خود واگذشته و از راه راست منحرف مى گردد. او به سخنان بدعت آميز خويش و دعوت به گمراهى ها سخت دل بسته است، به همين دليل مايه انحراف کسانى است که فريبش را خورده اند! از مسير هدايت پيشينيان، گمراه شده و کسانى را که در زندگى اش يا پس از مرگش به او اقتدا کنند گمراه مى سازد! او بار گناه کسانى را که گمراه ساخته به دوش مى کشد و همواره در گروى گناهان خويش است

  3. روایت ۳

    وَ رَجُل قَمَشَ جَهْلا، مُوضِعٌ في جُهّالِ الاُمَّةِ، عادٍ في اَغْباشِ الْفِتْنَةِ، عَمٍ بِما في عَقْد الْهُدْنَةِ؛ قَدْ سَمّاهُ اَشْباهُ النّاسِ عالِمآ وَ لَيْسَ بِهِ، بَکَّرَ فَاسْتَکْثَرَ مِنْ جَمْعٍ؛ ما قَلَّ مِنْهُ خَيْر مِما کَثُرَ، حَتّى اِذا ارْتَوى مِنْ ماءٍ آجِنٍ، وَ اَکْتَثَرَ مِنْ غَيْرِ طائِلٍ، جَلَسَ بَيْنَ النّاسِ قاضِيآ ضامِنآ لِتَخْليص مَا الْتَبَسَ عَلى غَيْرِهِ، فَاِنْ نَزَلَتْ بِهِ اِحْدَى الْمُبْهَماتِ هَيَّأ لَها حَشْوآ رَثّآ مِنْ رَأيِهِ، ثُمَّ قَطَعَ بِهِ، فَهُوَ مِنْ لَبْسِ الشُّبُهاتِ في مِثْلِ نَسْجِ الْعَنْکَبُوتِ: لايَدْرى اَصابَ اَمْ اَخْطَأ؛ فَاِنْ اَصابَ خافَ اَنْ يَکُونَ قَدْ اَخْطأَ وَ اِنْ اَخْطَأَ رَجا اَنْ يَکُونَ قَدْ اَصابَ. جاهِل خَبّاطُ جَهالاتٍ، عاشٍ رَکّابُ عَشَواتٍ، لَمْ يَعَضَّ عَلَى الْعِلْمِ بِضِرْسٍ قاطِعٍ، يَذْرُو الرِّواياتِ ذَرْوَ الرّيحِ الْهَشيمَ. لامَلِيّ ـ وَ اللهِ ـ بِاِصْدارِ ما وَرَدَ عَلَيْهِ، وَ لا اَهْل لِما قُرِّظَ بِهِ، لا يَحْسَبُ الْعِلْمَ في شَيءٍ مِمّا اَنْکَرَهُ، وَ لا يَرى اَنَّ مِنْ وَراءِ ما بَلَغَ مَذْهَبآ لِغَيْرهِ، وَ اِنْ اَظْلَمَ عَلَيْهِ اَمْر اکْتَتَمَ بِهِ لِما يَعْلَمُ مِنْ جَهْلِ نَفْسِهِ، تَصْرُخُ مِنْ جَوْرِ قَضائِهِ الدِّماء، و تَعَجُّ مِنْهُ الْمَواريثُ.

    (دومين گروهى که مبغوض ترين خلايق نزد خدا هستند، جاهلان عالم نما مى باشند که امام (عليه السلام) آن ها را چنين توصيف مى کند): او مردى است که انبوهى از جهل و نادانى را در خود جمع کرده است؛ و در ميان مردم نادان، به هر سو مى شتابد و در تاريکى هاى فتنه ها به پيش مى دود؛ از ديدن منافع پيمان صلح در ميان مردم، نابيناست؛ انسان نماها او را عالم ودانشمند مى نامند در حالى که چنين نيست. او صبح (که از خواب برمى خيزد) کارى جز انباشتن چيزهايى که اندکش بهتر از بسيار است، ندارد؛ تا اين که از آب هاى گنديده (زشتى ها و پليدى ها)، سيراب مى شود و انبوهى از مسائل بيهوده را (در مغز و فکر خود) جمع مى کند؛ آنگاه بر مسند قضا و داورى در ميان مردم مى نشيند (و عجب اين که اين بينواى نالايق)، تضمين مى کند حقايقى را که بر ديگران مشتبه شده است روشن و خالص سازد و هرگاه با مسئله مبهمى روبرو گردد، براى تبيين آن، افکار بيهوده و حرف هاى پوچ و توخالى را پيش خود آماده مى سازد و (از اين مقدمات نادرست نتيجه مى گيرد و) به نتيجه نادرست آن حکم مى کند. او در برابر شبهات فراوانى که وى را احاطه کرده همانند عنکبوتى است که تارهايى مى تند و بر آن تکيه مى کند (تارهايى سُست و بى اساس!) او نمى داند درست حکم کرده يا به خطا رفته است. به همين دليل اگر (از روى تصادف) راه صحيحى رفته باشد از اين بيم دارد که خطا کرده باشد و اگر راه خطا را پيموده است اميد دارد که (تصادفآ) صحيح از آب درآيد. او نادانى است که در تاريکى هاى جهالت سرگردان و حيران است و همچون نابينايى است که در ظلمات پرخطر به راه خود ادامه مى دهد. هرگز علوم و دانش ها را به طرز صحيحى فرانگرفته است (و به همين دليل در هيچ مسئله اى با اطمينان و يقين داورى نمى کند). او همانند تندبادى که گياهان درهم شکسته را بى هدف و به هر سو پراکنده مى کند، روايات پيامبر (صلي الله عليه و آله) را درهم مى ريزد (تا به گمان خويش از آن نتيجه اى به دست آورد)؛ به خدا سوگند (اين نادان مغرور) نه براى حل مسائلى که بر او وارد مى شود قابل اعتماد است، نه براى مدحى که (مدّاحان چاپلوس) درباره او سرمى دهند شايستگى دارد! او باور نمى کند که وراى آنچه شناخته است علم و دانشى باشد و جز آنچه او فهميده است نظريه ديگرى در کار باشد. هرگاه مطلبى براى او مبهم شود کتمان مى کند، چراکه از جهالت خويش آگاه است! خون ها (يى که به ناحق ريخته شده) از داورى ظالمانه اش فرياد مى کشند و ميراث ها (ى بر باد رفته) از قضاوت او صيحه مى زنند!

  4. روایت ۴

    اِلَى اللهِ اَشْکُو مِنْ مَعْشَرٍ يَعيشونَ جُهّالا، وَ يَمُوتُونَ ضُلّالا، لَيْسَ فيهِمْ سِلْعَة اَبْوَرُ مِنَ الْکِتابِ اِذا تُلِىَ حَقَّ تِلاوَتِهِ، وَ لا سِلْعَةٌ اَنْفَقُ بَيْعآ وَ لا اَغْلى ثَمَنآ مِنَ الْکِتابِ اِذا حُرِّفَ عَنْ مَواضِعِهِ، وَ لا عِنْدَهُمْ اَنْکَرُ مِنَ الْمَعْرُوفِ، وَ لااَعْرَفُ مِنَ الْمُنْکَرِ! ترجمه به خدا شکايت مى برم از گروهى که در جهل و نادانى زندگى مى کنند و در گمراهى جان مى دهند و مى ميرند! گروهى که در ميان آن ها متاعى کسادتر از قرآن مجيد نيست، اگر درست خوانده و تفسير شود! و متاعى بهتر و گران بهاتر از آن، نزد آن ها وجود ندارد، اگر آن را از مفاهيم اصلى اش تحريف کنند (و مطابق هواى نفسشان تفسير نمايند)! نزد آن ها چيزى زشت تر و ناشناخته تر از معروف نيست! و (چيزى) نيکوتر و آشناتر از منکر وجود ندارد (چراکه تمام وجود زشتشان هماهنگ با منکرات است و بيگانه از نيکى و معروف)!

    به خدا شکايت مى برم از گروهى که در جهل و نادانى زندگى مى کنند و در گمراهى جان مى دهند و مى ميرند! گروهى که در ميان آن ها متاعى کسادتر از قرآن مجيد نيست، اگر درست خوانده و تفسير شود! و متاعى بهتر و گران بهاتر از آن، نزد آن ها وجود ندارد، اگر آن را از مفاهيم اصلى اش تحريف کنند (و مطابق هواى نفسشان تفسير نمايند)! نزد آن ها چيزى زشت تر و ناشناخته تر از معروف نيست! و (چيزى) نيکوتر و آشناتر از منکر وجود ندارد (چرا که تمام وجود زشتشان هماهنگ با منکرات است و بيگانه از نيکى و معروف)!

منبع و اجازهٔ این متن

منبع: Nahj al-balagha with Persian translation (nahj.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi) · Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shiraziاجازه: Notice of the publisher: use with mention of the source is permitted (not an open licence)

جزئیات منبع و اجازهٔ این متن

Nahj al-balagha: the Arabic text and the Persian translation shown beside it, both as published on https://nahj.makarem.ir, the Nahj al-balagha site of the office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi. Terms: the footer notice of that site, «استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است.» (Use of the content with mention of the source is permitted.); a notice of the publisher, not an open licence. The site names no translator. Changes: the HTML markup of the served strings was removed (tags; four character references replaced by the characters they name; a line-break or paragraph tag and a raw line end became a line feed, a run of them one line feed, none at the start or end of a text); the site's footnote markers (a number in braces) were removed where the site serves the footnote with the text (476 markers; 8 for which it serves none were left), and the footnotes are not included; nothing else was changed. The commentary was not taken. Retrieved 2026-10-10 and 2026-10-11.

منبع
Nahj al-balagha with Persian translation (nahj.makarem.ir, office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi)
ناشر
Office of Grand Ayatollah Naser Makarem Shirazi
نسخهٔ منبع
retrieved-2026-10-11
کد مجموعه
makarem-nahj-al-balagha-fa-2026-10-11
زبان و مذهب
عربی، شیعهٔ دوازده‌امامی
تأیید نمایش
تعداد متن‌ها
۱٬۴۳۷
باز کردن منبع

ترجمهٔ فارسی: ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی

ترجمه را هم همین منبع منتشر کرده است. سراج آن را ننوشته و چیزی از آن را عوض نکرده است.

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است. این جمله در سایت منبع