حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده
نهجالبلاغه، با ترجمهٔ فارسی، جلد ۱، حکمتها، حکمت ۲۷۱: ترغيب به واجبات
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
- روایت ۱
رُوِيَ أَنَّهُ (عليه السلام) رُفِعَ إِلَيْهِ رَجُلانِ سَرَقَا مِنْ مَالِ اللَّهِ أَحَدُهُمَا عَبْدٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ الاْخَرُ مِنْ عُرُوضِ النَّاسِ فَقَالَ عَليهِ السَّلامُ أمَّا هذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ آللّهِ وَلاَ حَدَّ عَلَيْهِ، مَالُ آللّهِ أَکَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً؛ وَ أَمَّا الاْخَرُ فَعَلَيْهِ آلْحَدُّ آلشَّدِيدُ فَقَطَعَ يَدَهُ.
روايت شده است که دو نفر را خدمت امام (عليه السلام) آوردند که هر دو از بيت المال سرقت کرده بودند. يکى از آن دو، برده اى متعلق به بيت المال بود و ديگرى متعلق به بعضى از مردم. امام (عليه السلام) فرمود: «اما اين يکى (برده بيت المال) خودش مال خداست و حدى بر او نيست (چرا که) بخشى از مال خداوند، بخش ديگر را خورده است! و اما آن ديگرى بايد حد شديد بر او جارى شود (منظور از حد شديد همان حدّ سرقت است)، و به دنبال آن دستور داد) دست او را قطع کردند.