حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده
روایت ۴
متن روایت
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
فَاللهَ آللهَ عِبَادَ آللهِ! فَإِنَّ آلدُّنْيَا مَاضِيَةٌ بِکُمْ عَلَى سَنَنٍ، وَأَنْتُمْ وَالسَّاعَةُ فِي قَرَنٍ. وَکَأَنَّهَا قَدْ جَاءَتْ بِأَشْرَاطِهَا، وَأَزِفَتْ بِأَفْرَاطِهَا، وَوَقَفَتْ بِکُمْ عَلَى صِرَاطِهَا. وَکَأَنَّهَا قَدْ أَشْرَفَتْ بِزَلازِلِهَا، وَأَنَاخَتْ بِکَلاکِلِهَا، وَآنْصَرَمَتِ آلدُّنْيَا بِأَهْلِهَا، وَأَخْرَجَتْهُمْ مِنْ حِضْنِهَا، فَکَانَتْ کَيَوْمٍ مَضَى، أَوْ شَهْرٍ آنْقَضَى، وَصَارَ جَدِيدُهَا رَثّاً، وَسَمِينُهَا غَثًّا. فِي مَوْقِفٍ ضَنْکِ آلْمَقَامِ، وَأُمُورٍ مُشْتَبِهَةٍ عِظَامٍ، وَنَارٍ شَدِيدٍ کَلَبُهَا، عَالٍ لَجَبُهَا، سَاطِعٍ لَهَبُهَا، مُتَغَيِّظٍ زَفِيرُهَا، مُتَأَجِّجٍ سَعِيرُهَا، بَعِيدٍ خُمُودُهَا، ذَاکٍ وُقُودُهَا، مَخُوفٍ وَعِيدُهَا، عَمٍ قَرَارُهَا، مُظْلِمَةٍ أَقْطَارُهَا، حَامِيَةٍ قُدُورُهَا، فَظيعَةٍ أُمُورُهَا. (وَسِيقَ الَّذِينَ آتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً) قَدْ أُمِنَ آلْعَذَابُ، وَآنْقَطَعَ آلْعِتَابُ؛ وَزُحْزِحُوا عَنِ النَّارِ، وَآطْمَأَنَّتْ بِهِمُ آلدَّارُ، وَرَضُوا آلْمَثْوَى وَآلْقَرَارَ. الَّذِينَ کَانَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي آلدُّنْيَا زَاکِيَةً، وَأَعْيُنُهُمْ بَاکِيَةً، وَکانَ لَيْلُهُمْ فِي دُنْيَاهُمْ نَهَاراً، تَخَشُّعاً وَآسْتِغْفَاراً؛ وَکَانَ نَهَارُهُمْ لَيْلاً، تَوَحُّشاً وَآنْقِطَاعاً. فَجَعَلَ آللهُ لَهُمُ آلْجَنَّةَ مَآباً، وَآلْجَزَاءَ ثَوَاباً، (وَکانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا) فِي مُلْکٍ دَائِمٍ، وَنَعِيمٍ قَائِمٍ.از خدا بترسيد، از خدا بترسيد اى بندگان خدا! (و بدانيد) که دنيا شما را به همان راه مى برد (همان راهى که ديگران را برد و سرنوشتى چون سرنوشت آن ها داريد) شما و قيامت را با يک رشته بسته اند (و کاملا به يکديگر نزديک هستيد) گويى نشانه هاى آن فرارسيده و علائم آن نزديک شده و شما را در مسير خود قرار داده است. گويا زلزله هايش در شرف وقوع است و مانند شتر سينه بر زمين نهاده است. دنيا از اهلش بريده و آن ها را از آغوش گرم خويش خارج ساخته است؛ زندگى (براى آن هايى که رفتند) همچون روزى بود که گذشت يا ماهى که سپرى شد؛ تازه هايش کهنه و فربه هايش لاغر شده اند. (سپس هنگامى که مردم به عرصه محشر مى آيند گنهکاران در برابر صحنه وحشتناکى قرار مى گيرند)، در جايگاهى تنگ، در ميان مشکلاتى بزرگ و آتشى پرسوز که فريادش بلند وزبانه هايش آشکار، غرّش آن پرهيجان، شعله هايش فروزان، خاموشى اش دور از انتظار، آتش گيره اش شعله ور، تهديدش مخوف، قرارگاهش (براثر دودهاى متراکم) تاريک، جوانبش تيره و ظلمانى، ديگ هايش جوشان و امورش سخت ووحشتناک است. پرهيزکاران گروه گروه به سوى بهشت برده مى شوند در حالى که از کيفر عذاب، ايمن و از سرزنش ها آسوده و از آتش برکنارند؛ در خانه هايى امن و مطمئن قرار مى گيرند و از آن جايگاه، بسيار خشنودند؛ همان ها که در دنيا اعمالشان پاک، چشمانشان (از خوف خدا) گريان، شب هايشان در دنيا براثر خشوع و استغفار همچون روز و روزهايشان از خوف پروردگار و توجّه به او همچون شب بوده است. به همين دليل خداوند بهشت را منزلگاه آن ها و پاداش (عظيم) را ثوابشان قرار داد. (آرى) آن ها سزاوار اين نعمت و شايسته آن بودند. (سرانجام) در سرايى دائم و در ميان نعمت هاى پايدار اقامت مى گزينند.