حدیث · متن، عین مجموعهٔ تأییدشده
نهجالبلاغه، با ترجمهٔ فارسی، جلد ۱، خطبهها، خطبه ۴۳: علت درنگ در جنگ با شاميان
ترجمهٔ فارسی، به نقل از سایت دفتر آیتالله مکارم شیرازی
- روایت ۱
وَمِن کلامٍ لَهَ عَلَيهِ السَّلامُ وَقَدْ أشَارَ عَلَيْهِ أصْحَابُهُ بِالْإِسْتِعْدَادِ لِحَرْبِ أهْلِ الشَّامِ بَعْدَ إرسالِهِ جُرَيْرَ بنِ عَبْدِاللهِ البَجَليِّ إلى مُعاوِيَةَ وَلَمْ يَنْزِلْ مُعَاوِيَةُ عَلى بَيْعَتِهِ
از سخنان امام (عليه السلام) است آن را هنگامى بيان فرمود که «جرير بن عبدالله بجلى» را به عنوان نماينده خود براى گفت وگو با معاويه به شام فرستاد و معاويه حاضر به بيعت نشد، ياران حضرت از او خواستند که آماده جنگ با شاميان شود (امام (عليه السلام) اين پيشنهاد را نپذيرفت و دليل روشن و آشکارى براى آن بيان فرمود)
- روایت ۲
إِنَّ آسْتِعْدَادِي لِحَرْبِ أَهْلِ الشَّامِ وَجَرِيرٌ عِنْدَهُمْ، إِغْلاَقٌ لِلشَّامِ، وَصَرْفٌ لِأَهْلِهِ عَنْ خَيْرٍ إِنْ أَرادُوهُ. وَلکِنْ قَدْ وَقَّتُّ لِجَرِيرٍ وَقْتآ لاَيُقِيمُ بَعْدَهُ إِلاَّ مَخْدُوعآ أَوْ عَاصِيآ. وَالرَّأْيُ عِنْدِى مَعَ آلْأَنَاةِ فَأَرْوِدُوا، وَلاَأَکْرَهُ لَکُمُ آلْأِعْدَادَ.
مهيّا شدن من براى جنگ با شاميان درحالى که «جرير» نزد آنهاست سبب مى شود که راه صلح را بر آن ها ببندم، و اگر بخواهند به کار نيکى اقدام کنند (اشاره به تسليم شدن و بيعت وصلح است)، آن ها را منصرف سازم، ولى براى «جرير» وقتى را تعيين کرده ام که اگر تا آن زمان بازنگردد، يا فريب خورده، يا از فرمان من سرپيچى کرده است، نظر من فعلا صبر و مدارا کردن است، شما هم اين نظر را بپذيريد و مدارا کنيد؛ ولى در عين حال، من از آماده شدن شما براى جنگ ناخشنود نيستم (اما شخصآ فرمان نمى دهم).
- روایت ۳
وَلَقَدْ ضَرَبْتُ أَنْفَ هذاَ آلاَْمْرِ وَعَيْنَهُ، وَقَلَّبْتُ ظَهْرَهُ وَبَطْنَهُ، فَلَمْ أَرَ لِي فِيهِ إِلاَّ آلْقِتَالَ أَوِ آلْکُفْرَ بِمَا جَاءَ مُحَمّدٌ صَلّى اللّهُ عَلَيْهِ. إِنَّهُ قَدْ کَانَ عَلَى الاُْمَّةِ وَالٍ أَحْدَثَ أَحْدَاثآ، وَأَوْجَدَ النَّاسَ مَقَالا، فَقَالوُا، ثُمَّ نَقَمُوا فَغَيَّرُوا.
من بارها اين مسئله را بررسى و پشت و روى آن را مطالعه کرده ام، ديدم راهى جز جنگ (با خودکامگان بى منطق شام) يا کافر شدن به آنچه پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) آورده است ندارم. کسى قبل از اين بر مردم حکومت مى کرد (اشاره به عثمان است) که بدعت هايى گذاشت و حوادث نامطلوبى به بار آورد و موجب سروصداى زيادى در ميان مردم شد، انتقادهايى از او کردند، سپس از او انتقام گرفتند و تغييرش دادند.